شعر درباره حضرت معصومه سلام الله علیها



شعر درباره حضرت معصومه سلام الله علیها را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

اشعار درباره حضرت معصومه سلام الله علیها

حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو   بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو
تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

منبع مطلب : sheremasoome.blogfa.com

مدیر محترم سایت sheremasoome.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیه (5)

اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیه (5)

 شعر حضرت معصومه, شعر در مورد حضرت معصومه

مداحی وفات حضرت معصومه (س)

ای غبــــار آستــــانت، آبـــروی اهــــل قــم

داده زینت خــاک زوارت بــه روی اهــل قــم

وصف تو محفل به محفل، گفتگـوی اهل قم 

روز و شب چشم عنایاتت به سوی اهل قم

آفتــاب و مــاه، تـا در چـرخِ گیتی‌پرور است

سایۀ‌ گلدسته‌هایت بر سرِ این‌کشور است

دخت موسایی وصد موسی مقیمِ طور توست

وسعت ملک خـدا، غـرق شعـاع نــور توست

عصمت و تقوا و پاکی و شرف،منشور توست

قم اگر گردیده مشهور جهان،مشهور توست

نه فقط«موسی‌بن‌جعفر»را سرورِ سینه‌ای

چـارده معصــوم را ســر تــا قــدم آیینـه‌ای   

نخـل موسـای ولایت، بــر نـدارد مثـل تـو 

بعـد زینب فاطمــه، کوثــر نـدارد مثـل تـو

هفتمین بحر شـرف، گوهر ندارد مثـل تـو 

حجت هشتم، رضا، خواهر ندارد مثـل تـو 

چارده خورشید خورشیـد آفرین را کوکبی

بر سر دست پدر، هم فاطمه، هم زینبی

ای بـه جـان و پیکـر پاکت، سلام فاطمه

بضعــــه پیغمبـــر اکـرم، تمــــام فاطمه

از دهانـــت ریختــــه دُرِّ کـــلامِ فاطمــه

بر تو چون زهرا برازنده است، نامِ فاطمه

 گفتگویت یاد از «امّ ابیهــا» می‌کند

تا رضا روی تو بیند، یاد زهرا می‌کند

خاک قم بالد که دارد نقش جای پای تو

وحیِ مُنزَل جوشد از گفتارِ روح افزای تو

می‌بـرد دل از امـامـان هُـدا، سیمای تو

تـا صـف محشـر ســلام‌الله بـر آبـای تو

گر جهان بار دگـر «موسی‌بن‌جعفر» آورد

می‌توان چون حضرت معصومه، دختر آورد

روی تو روی بهشت و خوی تو خوی بهشت

نی عجب کز سینه‌ات بوی پدر،بوی بهشت

قم شـده بـا مقـدم نـورانیَت، کوی بهشت

محو شد از ذهن اهل قم، هیاهوی بهشت

تا به سـوی قم تو را طی سفـر، آغاز شد

یک در جنّت به خلق، از جانب قم، باز شد  

شعلـۀ داغ پـدر بـر سینـه می‌زد آذرت

بود از هجر رضا سـوز دل و چشم ترت 

حیف در سنّ جوانـی مثل زهرا مادرت،

بعد هفده روز پر زد مـرغ روح از پیکرت

کس نداند آتش داغت به اهل قم چه کرد

با دل زار رضـا آن حجت هشتـم، چـه کرد   

اهل قم کز مکتبت علـم حـدیث آموختند

پای تا سر در عزایت چون شرار افروختند

دیده بر تابــوت تـو از چــار جانب دوختند

روز تشییعت به یـاد دفن زهـرا سوختند 

پیکــر پـاک تـو را روز از زمیـــن برداشتند

جسم زهرا را دل شب در لحد بگذاشتند

تربت پـاک تــو را مـــادر زیــارت می‌کند

هم رســول‌الله، هم حیدر زیـارت می‌کند

هم رضا، هم موسی‌جعفر زیارت می‌کند

هـر امـام و هــر پیــام‌آور زیــارت می‌کند

بارگاه قدس تو، برتـر ز عرش کبریاست

تا خدا دارد خدایی کعبه دل‌های ماست

ای مـــزارت کعبـــۀ دل، تربتت، بیـت‌الحـــرام

تا تـو را - یا فاطمه! - در شهـر قم باشد مقام

ازخراسان می‌دهد هر صبح،خورشیدت سلام

گویــی از قبـــر رضـــا، بــر اهــل قم آید پیام:

 هر که چون«میثم»به خاک این حرم صورت بهشت،

روز محشـر می‌شـود  واجـب بــرای او  بهشت

مداحی وفات حضرت معصومه, شعر وفات حضرت معصومه

شعر وفات حضرت معصومه (س)

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

 بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

 یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سالها میشود و از پیرهنش بی خبرم

 روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

 با تن خسته و با قد خمیده رفتم

 بنویسید همه دور ربرم ریخته اند

 چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

بنویسید که عشاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

روی قبرش بنویسید برادر بوده

 سالها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت

 هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود

در کنارش پسری داشت که غارت نشود

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

 بنویسید سری بر سر نی جا میکرد

خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد

 شعر حضرت معصومه, شعر در مورد حضرت معصومه

اشعار وفات حضرت معصومه (س)

عصمت حقّی و بانوی مظلومه ای 

 نوری از کوثری،حضرت معصومه ای 

 دیده گریانِ تو،جان به قربانِ تو 

 ای قبله ی حاجات،یا عمّه ی سادات 

واویلا واویلا واویلا واویلا... 

*از قدومِ تو قم مدینه ای دیگر است 

طلعتِ قُدسی ات آینه ی مادر است 

 دل به تاب و تَبَت،ذکرِ روز و شبت 

ای جان و جانانم،رضا رضا جانم 

واویلا واویلا واویلا واویلا... 

*مَحمِلت غرق گل شده ز مِهر و وفا 

 سوزم از روضه ی کوفه و شامِ بلا 

 دیدگانِ تر و،سنگ و خاکستر و 

 غمهای پی در پی،سرها به روی نِی 

واویلا واویلا واویلا واویلا...

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

منبع مطلب : www.beytoote.com

مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترتگروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، همزمان  با فرارسیدن دهه کرامت و ولادت با سعادت کریمه اهل بیت (ع) حضرت معصومه (س)، بسیاری از شاعران کشورمان سروده های خود را به ایشان تقدیم کرده‌اند. 

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

به روی بام حرم آفتاب زائر شد
غزل تجلی باران و ابر, شاعر شد
کسی که لب به ضریحش زده مفسر شد
و شیعه از حرم قم به خلق, صادر شد

نیاز نیست به باده نیاز نیست به خم
شراب شور اگر خواستی بیا تا قم

سلام حضرت باران سلام مادر نور
سلام خواهر ایمان سلام دختر نور
رسیده زائرتان با شما به آخر نور
که نور مشتق و تنها تویی تو مصدر نور

زبان گشود قلم از فراز بیت النور
رسیده شعر به لب های خسته ام با شور

نگفته حاجت من بارها روا شده است
چهار رکن جهان خادم شما شده است
ستاره در وسط حوضتان رها شده است
و نور گنبدتان سُرَّ مَن رَأیٰ شده است

دخیل بسته ام امشب به گوشه های ضریح
تمام شهر فدای تو و فدای ضریح

به جز کنار تو بودن دگر نمیخواهم
ز کودکی سگتان بوده ام و حالا هم
فقط نه ما سر این سفره بلکه دریا هم
که مشهد است بهشتم چنان که اینجا هم

((ز گریه مردمِ چشمم نشسته در خون است))
هر آنکه دیده مرا گفته است مجنون است

محمد رضا نادعلیان

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

کوثر امشب بازهم جاری شده
موسم مستی و دلداری شده
کوثری دیگر روان شد از جنان
بوی عطرش رفته تا هفت آسمان

غنچه ای رو ئید در خاک زمین
غنچه ای از باغ فردوس برین
پهنه ء عرش و زمین گلشن شده
وادی هفت آسمان روشن شده
وجه این گل به چه زیبا و جلی ست
ریشهء این غنچه از نسل علیست
زاده ای از نسل کوثر آمده
دختر موسی بن جعفر آمده
وجه او وجه و جمالش فاطمه ست
قدر او قدر و کمالش فاطمه ست
شأن أو شأن و مقام کوثر است
نام او همنام نام کوثر است
آب دریا پیش لطف او کم است
شاه بانوی تمام عالم است
او به حوران بهشتی دلبر است
سایهء لطفش همیشه بر سر است
چادر او سایبان مردم است
کوی رضوان گونه اش شهر قم است

خواهر شاه سریر ارتضاست
عشق و معشوق علی موسی الرضاست
عالم و آدم ثنا خوان وی اند
صد چو حاتم ریزه خواران وی اند
او پناه قلبهای خسته است
ره گشای راههای بسته است
نور رو بندش درخشانی ترین
تارو پود چادرش حبل المتین
خاک پایش توتیای دیده هاست
تربتش رشک همه سجاده هاست
او تمام عزت است و جاه عشق
هم طراز است او با ماه دمشق
جلوه گاه حق و زهرا صورت است
فاتح دلها و زینب سیرت است
خلد گردی روی دامانش بود
رخصت هستی به دستانش بود
شهرت او رفته بالاتر زقاف
عالمان گرد حریمش در طواف
تربتش همواره غرق همهمه است
خاک قبرش خاک قبر فاطمه است
میکند عالم به خاک او سجود
لیک چون زهرا نشد رویش کبود
فاطمه گر هست نام نیکویش
لیک نشکستند از کین پهلویش

مجتبی صمدی شهاب

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

در آن شهری که بانوی بهشتی چون تو هم باشد
سزاوارست نام هر خیابانش “ارم” باشد

رسیدی تا نشان ما دهی آن قبر پنهان را
بنا این است در قم, فاطمه صاحب حرم باشد

تبسم میکند ناخواسته…در قلب زائرها
مگر صحن تو اصلا میگذارد درد و غم باشد؟

ندیدم هیچ شب در حوض, کامل انعکاسش را
همان بهتر قد مهتاب هم پیش تو خم باشد

حریم آسمانی تو پروین دارد و خوب است
اگر نام یکی از باب ها باب القلم باشد

کرامت میکنی تا گاه از نزدیک و گاه از دور
تنور شعرمان گرم است ای خورشید بیت النور

به دریا میزند اینجا دل, آهوی بیابان هم
به پابوسی میاید از مسیر دور, باران هم

زیارت میکنندت عاشقان در باد و بوران هم
ز تو رو برنمیگرداند این زلف پریشان هم

هدایت شد به راه راست در شهرت خیابان هم
قمت را مطلع خورشید میداند خراسان هم

به شوقت غرق “بهجت” شد دلِ تنگِ “گذرخان” هم
کنار این حرم مست است “قبرستان شیخان” هم

صفائی چون “صفائیه” ندارد باغ رضوان هم
دل “آذر” به تو گرم است در فصل زمستان هم

رسیدی با چنان حجبی که تا پایان دوران هم
نبیند گرد محمل را نگاهِ “چارمردان” هم

نشسته عطر جنت در حریمت روی هر دامان
شمیمت پرکشیده تا خود “بلوار پردیسان”

قمت مانند مشهد شوکتی دارد که حیرانم
برایت در زیارت “آمدم ای شاه…” میخوانم

چنان خوبی که یادم میرود پیش تو مشکل را
تویی آنکه امین الله دستت میدهد دل را

سلام ای گرد و خاک صحن هایت سرمه افلاک
سلام ای آستان قدسیِ تو مدفنِ لولاک

چه القابی: کریمه, مرضیه, معصومه, مقدامه
گرفته زائرت از آتش دوزخ امان نامه

مسعود یوسف پور

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

سبو روی لبش جز ذکرِ خِیر خم نمی آید
و این یعنی کبوتر جز پی گندم نمی آید

اسیر عشق راهش را به عشق آباد پیدا کرد
که عاشق هرگز از راهی که گردد گم ؛ نمی آید

از این شهری که بانو هست شیطان دور افتاده
پی این گنج هرگز مار یا کژدم نمی آید

در این وادی عشق آباد غیر از ذکر “یا زهرا
سلام الله علیها” بر لب مردم نمی آید

نه مشهد بلکه شهر شاه بانو مال سلطان است
ملک بی اذن صاحبخانه سمت قم نمی آید

به اذن حضرت سلطان علی موسی الرضا جبرییل
برای نوکری جز نوبت هشتم نمی آید

برای نوکری خوب است جبرائیل وقتی که
روی لب های او جز “چشم ای خانم” نمی آید

تولی و تبری را از اینجا یاد می گیرد
کسی که عاقبت بر پای این خورشید می میرد

علی رضوانی

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

ای روزهای تار! ای شب‌های دور از ماه
ای بیقراری‌های دائم با دلم همراه
ای بغض‌هایی که میایید از سفر ناگاه
باری اگر شوق سفر دارید بسم الله

ای بغض‌های بیقرار روز و شب‌هایم
من نیز مانند شما دلتنگ زهرایم

هرچند گریانم تبسم می‌کنم امشب
بی‌تاب, رو بر جانب قم می‌کنم امشب
در کوچه‌هایش خویش را گم می‌کنم امشب
انگار با زهرا تکلم می‌کنم امشب

در قاب عکسی خالی از قبری که ناپیداست
با قم نمایی دیگر از آن آشنا پیداست

ای آشنای بیقراری‌های این مردم
با تو رسیده تا مدینه پای این مردم
رنگ حقیقت یافته رویای این مردم
یا فاطمه! یا حضرت زهرای این مردم

ای حامی امروز من فردا مرا دریاب
یا فاطمه! در حشر, چون دنیا مرا دریاب

اما جدا کن شاعر از غم حال دفتر را
بشنو صدای خنده ی موسی بن جعفر را
دریاب شور اشک‌های شوق مادر را
حالا بیا و ثبت کن ذوق برادر را

معصومه خانم چشم تا وا می‌کند امشب
دیده به رخسار رضا وا می‌کند امشب

آن شب مدینه شاهد زهرای دیگر شد
از عطر یاس فاطمه دنیا معطر شد
شأن نزولش آیه‌های سبز کوثر شد
آنروز در تقویم شیعه روز دختر شد

بانوی عالم حفظ کن دنیا و دینم را
دریاب خانم! دختران سرزمینم را

در خاک مرده بذرهای علم می‌کاری
فیض حضورت در تمام حوزه ها جاری
در سایه ات دفنند عالم های بسیاری
گلپایگانی, حائری, علامه, خوانساری

شاگردهای مکتبت استاد افلاکند
صدها چو بهجت در جوار تربتت خاکند

آه ای کریمه ای ملیکه عمه سادات
با کوله باری آمدم لبریز از حاجات
برگشتن از پیش تو با دست تهی هیهات
پس باز قسمت کن که مثل اغلب اوقات

تا که به زودی زائر صحن رضا باشم
آقا بخواهد اربعین را کربلا باشم

محمدعلی بیابانی

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

شبیه فاطمه هستی , وقار داری تو
چقدر پیش خدا , اعتبار داری تو

کنار حوض “حیاط قدیم” فهمیدم
چقدر , ملتمس بی شمار داری تو

فرشته ای و تمام جهان , به زیر پرت
ملیکه ای و دو صد , جان نثار داری تو

کویر قم , که بدون وجود تو هیچ است
برای فصل خزان هم , بهار داری تو

گواه میدهد این صحن مملو از مردم
همیشه “زائر دل بی قرار” داری تو

قبور این فقها حاکی است ای بانو
تمام دور حریمت , حصار داری تو

همیشه و همه جا سربلند و مغرورم
برای همچو منی افتخار داری تو

نشد که روضه بگویم , نشد که بنویسم
چقدر از دل من انتظار داری تو…؟

همیشه در حرمت جمله ای به لب دارم:
#شبیه_فاطمه…_اما_مزار_داری_تو

پوریا باقری

بهترین اشعار درباره ولادت حضرت معصومه (س)

چه افتخاری از این خوبتر که دختر شد
به نام فاطمه پیوند خورد و محشر شد

که آمد و به پدر شادی دوچندان داد
رسید و مایه ی آرامش برادر شد

هم از تمامی مردان سرش سرآمدتر
هم از تمام زنان قبیله اش سر شد

سرودن از حرمش لذتی مضاعف داد
چه لذتی که نوشتیم و صدبرابر شد

به لطف آنکه به طوف حریم او رفتیم
زیارت حرم طوس هم میسر شد

حرم نه جای کسی مثل من که این درگاه
محل آمد و رفت دوصد پیمبر شد

به ذرّه پروریش بس همینکه جبرائیل
در آسمان کریمانه اش کبوتر شد

مدینه فاطمه اش را شبی به ایران داد
و قم برای ابد با مدینه خواهر شد

محسن ناصحی

انتهای پیام/

منبع مطلب : www.yjc.ir

مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب