ملاک های توسعه انسانی را نام ببرید



ملاک های توسعه انسانی را نام ببرید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

شاخص توسعه انسانی

شاخص توسعه انسانی

شاخص توسعهٔ انسانی ((نام علمی: Human Development Index (HDI)))، شاخصی ترکیبی است برای سنجیدن موفقیت در هر کشور، در سه معیار پایه از توسعهٔ انسانی:

آمارهای بانک جهانی[ویرایش]

شاخص توسعهٔ انسانی که توسط برنامه توسعه و پیشرفت سازمان ملل UNDP ارائه می‌شود، ارائه‌دهندهٔ جدیدترین اطلاعات مربوط به توسعهٔ جهانی است و شامل برآوردهای ملی، منطقه‌ای و جهانی می‌باشد. این آمارها، که ۲۱۵ اقتصاد جهان را دربرمی‌گیرد، به‌صورت آمارهای سالیانه منتشر می‌شود. این مرجع آماریِ جهانی، آمارهای بیش از ۸۰۰ شاخص جهانی را مورد بررسی قرار می‌دهد. هرساله در ماه آوریل، بانک جهانی اقدام به انتشار HDI می‌کند و بانک اطلاعاتیِ قرارگرفته بر روی وبگاه بانک جهانی درخصوص شاخص‌های توسعهٔ جهانی، چهار بار در سال و در ماه‌های آوریل، ژوئیه، سپتامبر و دسامبر به‌روز می‌شود.

شاخص‌های توسعهٔ انسانیِ سال ۲۰۱۱ (HDI 2011)، که توسط بانک جهانی ارائه شده‌است، پانزدهمین گزارش از این نوع است که از سال ۱۹۹۶ در بانک جهانی آغاز شده‌است. هدف از ارائهٔ این گزارش‌ها نیز در اختیار قرار دادن آمارهای بین‌المللیِ قابل مقایسه و با کیفیت بالا در حوزهٔ توسعه و کیفیت زندگی افراد وتحول کارآمد در سراسر جهان است. این گزارش‌ها به‌صورت کتاب انتشار می‌یابد و درعین‌حال در وبگاه بانک جهانی (http://data.worldbank.org) می‌توان به‌صورت نسخه‌های متناسب با تلفن همراه، جستجوی داده‌ها یا سایر حالت‌ها از داده‌های این گزارش استفاده برد.

مفهوم شاخص توسعهٔ انسانی[ویرایش]

از سال ۱۹۹۰، هر ساله گزارشی با نام گزارش توسعه انسانی توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد منتشر می‌شود و در آن کشورها در شاخص‌های مختلفی مانند شاخص‌های آموزشی، بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، محیط‌زیستی، سیاسی و… مورد مقایسه قرار می‌گیرند.[۱]

در گزارش توسعه انسانی، کشورها را بر اساس میزان شاخص توسعهٔ انسانی به گروه‌های کشورهای با توسعهٔ انسانی بسیار زیاد، کشورهای با توسعه انسانی زیاد، کشورهای با توسعهٔ انسانی متوسط و کشورهای با توسعهٔ انسانیِ کم (پایین) تقسیم می‌کنند. در گزارش سال ۲۰۱۰، سوئد در گروه کشورهای با توسعهٔ انسانی زیاد (بالا) قرار گرفته‌است.[۲]

روش محاسبهٔ شاخص توسعهٔ انسانی[ویرایش]

در شکل روش دقیق محاسبهٔ HDI (سال ۲۰۱۰) آورده شده‌است.

ارزش عددیِ شاخص توسعهٔ انسانی بین صفر تا یک است. ارزش شاخص توسعهٔ انسانی نشان می‌دهد که هر کشوری چه مقدار از مسیر خود را برای رسیدن به بالاترین ارزش ممکن یعنی یک، طی کرده‌است و همچنین امکان مقایسه بین کشورها را فراهم می‌کند.

شاخص توسعهٔ انسانی (HDI) چکیدهٔ اندازه‌گیری‌های توسعهٔ انسانی است. این شاخص میانگین موفقیت‌های بدست آمده در یک کشور در سه بعد اصلی توسعهٔ انسانی یعنی زندگی طولانی و سالم، دستیابی به دانش و استانداردهای زندگی آبرومندانه را اندازه می‌گیرد. شاخص توسعهٔ انسانی میانگین توسعهٔ هندسی شاخص‌های نرمالی است که موفقیت‌های هر بُعد را اندازه می‌گیرند. برای محاسبهٔ HDI دو مرحله لازم است:

گام اول: تعیین شاخص‌های ابعاد: برای تبدیل نشانگرها به شاخص‌های بین صفر و یک از مقادیر حداقل و حداکثر استفاده می‌شود. حداکثرها بیشترین مقادیری هستند که در دورهٔ زمانی (مثلاً ۲۰۱۱–۱۹۸۰) مشاهده شده‌اند. مقادیر حداقل برای امید به زندگی ۲۰ سال، برای متغیرهای تحصیل، صفر سال، و برای درآمد سرانهٔ ناخالص ملی(GNI) صد دلار درنظر گرفته شده‌اند.

گام دوم: شاخص توسعهٔ انسانی میانگین هندسی شاخص‌های سه بُعد است.

روش محاسبهٔ شاخص توسعهٔ انسانی در سال ۲۰۱۰ تغییر کرد. به همین دلیل، نمی‌توان شاخص توسعهٔ انسانیِ محاسبه‌شده در سال‌های ۲۰۰۹ و پیشتر را با نتایج سال ۲۰۱۰ مقایسه کرد. به این دلیل و برای مقایسهٔ کشورها و پیشرفت آن‌ها درطول سال‌ها، برنامهٔ توسعهٔ سازمان ملل متحد در گزارش سال ۲۰۱۰ خود و براساس روش جدید محاسبهٔ HDI، مقدار شاخص توسعهٔ انسانی را در سال‌های ۱۹۸۰، ۱۹۸۵، ۱۹۹۰، ۱۹۹۵، ۲۰۰۰، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ علاوه بر ۲۰۱۰ برای کشورهایی که آمارهای موردنیاز را داشته‌بودند محاسبه کرده‌است. البته به‌دلیل نبودن آمارهای لازم در بسیاری از کشورها قبل از سال ۲۰۰۵، رتبهٔ کشورها در سال ۲۰۰۰ و قبل‌تر منتشر نشده‌است. </"ref name= "HDR 2010>

اثرات جنگ بر روی کشورهای همسایه و بازتاب آن در HDI[ویرایش]

کشورهایی که در مناطق بحران‌زده قرار دارند، حتی اگر خود دچار بحران نباشند، به‌دلیل نگرانی از سرایت ناامنی و بی‌ثباتی به داخل خاک خود، ناگزیر از پرداخت هزینه‌هایی برای حفظ آمادگی نظامی خود می‌شوند و از سوی دیگر میزان سرمایه‌گذاری خارجی در چنین کشورهایی کاهش می‌یابد و شبکه‌های دادوستد کالا با مشکل مواجه می‌شوند. این رخدادها دارای تأثیرات مستقیم در شاخص توسعهٔ انسانی هستند.[۴]

شاخص توسعه انسانی ۲۰۱۷[ویرایش]

Inequality-adjusted HDI (گزارش ۲۰۱۸)[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

چگونگی تبیین « توسعه‌ی انسانی ایران » در کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم

چگونگی تبیین « توسعه‌ی انسانی ایران » در کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم

تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم از نظر توسعه انسانی

در سال های اخیر با تغییر نظام آموزشی از الگوی 4-3-5 به الگوی 3-3-3-3، کتاب های درسی نیز به تبعیت از آن نیز دچار تغییرات اساسی شده به گونه‌ای که تماماً در قالب محتوایی جدیدی ارایه شده و یا در حال تألیف با روش جدید هستند. در این میان و در سال جاری با توجه به استقرار پایه نهم (سوم متوسطه دوره اول) به نظر می‌رسد برخی از کتاب ها، به دلیل فرصت ناکافی و تعجیل در تدوین و تألیف، گرفتار کاستی‌ها و نقص‌هایی باشند که کتاب مطالعات اجتماعی از جمله‌ی آنهاست.

این کتاب که در واقع تجمیع سه کتاب در حوزه‌ها‌ی علمی جغرافیا، تاریخ و تعلیمات مدنی در نظام قبلی می‌باشد، در بردارنده‌ی دانش‌ها و داده‌های نسبتاً زیادی در این سه حوزه و معارف میان رشته‌ای دیگر علوم انسانی است. آنچه نگارنده‌ی این نوشتار- که خود به عنوان معلم این درس در پیوند آموزشی با آن است – را وادار به نوشتن نمود، یکی از درس‌های این کتاب است که از قضا تاریخ دو قرن اخیر ایران، به طور مستقیم و غیر مستقیم با آن گره خورده است. این موضوع چیزی نیست جز «توسعه‌ی ایران».

در درس هشتم این کتاب، با عنوان «جهان نابرابر»، مطالب و اطلاعاتی به دانش‌آموزان 14 ساله ایرانی ارایه می‌شود که در خور تأمل است. این درس بر آن است که موقعیت ایران را در مقایسه با سایر کشورهای جهان، در یک تراز ممتاز قرار داده، کمبودها و عقب ماندگی‌های ایران را در پیوند با بعضی از شاخص‌های توسعه انسانی به طرز زیرکانه‌ای از نظر پنهان نماید! این درس ابتدا با ذکر مقدمه‌ای، ضمن معرفی جهان با ویژگی «نابرابر»، به عدم برداشت یکسان در خصوص اندازه‌گیری کمی ملاک های توسعه نزد کشورها نیز پرداخته‌ تا زمینه را برای تفسیر خاصی از داده‌های مربوط به این ملاک ها فراهم کند! در این یادداشت با نگاهی تحلیلی، روش مؤلفین در تبیین ملاک های توسعه انسانی در ایران، به بوته نقد گذاشته می‌شود.

شاخص توسعه انسانی(HDI)

این شاخص برای پی بردن به وضعیت و کیفیت زندگی در کشورها و مقایسه آنها با یکدیگر با توجه به سه ملاک درآمد و رفاه، سواد و آموزش و امید به زندگی به کار می‌رود که در مجموع چنانچه ضریب به دست‌آمده به عدد(1) نزدیک‌تر باشد، به معنای توسعه انسانی بالا و هرچه کمیت اعشاری به دست آمده از عدد (1) دورتر باشد، حاکی از توسعه نیافتگی انسانی و یا به عبارت دیگر عقب ماندگی کشورهاست. در ادامه با تفکیک هر کدام از ملاک‌های سه‌گانه توسعه انسانی، رویکرد مؤلفین مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

نمای کلی شاخص توسعه انسانی ایران

در ابتدای این درس برای تفهیم موضوع شاخص توسعه و نشان دادن جایگاه ایران در میان کشورهای جهان، به جای استفاده از جدول مقایسه‌ای (جدول شماره 1) که موقعیت واقعی ایران را به طور کمی در قیاس با کشورها، نشان می‌دهد،[i] از ابزار نقشه‌ استفاده شده‌است که تنها وجه ممیزه آنها اختلاف رنگ برای بیان جایگاه کشورهاست.

تفاوت این دو (نقشه و جدول) در این است که در نقشه، موقعیت ایران از لحاظ شاخص توسعه انسانی به طور کلی نشان داده می‌شود به گونه‌ای که اختلاف جایگاه آن با سایر کشورها به خوبی هویدا نیست. اما با استفاده از جدول و ذکر شاخص کشورهای موجود در مطالعه، می‌توان دید روشن‌تر و واقع بینانه‌تری نسبت به جایگاه ایران در مقایسه با سایر کشورها به دست آورد.

  نقشه شاخص توسعه انسانی در کشورهای مختلف 2014 میلادی

تببین توسعه علوم انسانی در کتاب مطالعات اجتماعی

جدول شماره (1)

تببین توسعه علوم انسانی در کتاب مطالعات اجتماعی

شروع مباحث این درس با درج و تشریح نقشه مورد نظر، موجب به دست دادن یک دید کلی مثبت از وضع ملاک های شاخص توسعه انسانی در ایران است به گونه‌ای که از همان ابتدا نگاه خوش بینانه‌ای در دانش‌آموزان ایجاد خواهد کرد اما چنانچه در ادامه ذکر خواهد شد،‌ با نگاهی انتقادی به این ملاک ها و نحوه چینش آنها در ساختار درس، به زودی دیوار این منظر خوش‌بینانه فرو خواهد ریخت! 

میزان درآمد سرانه

این عامل جنبه‌ی اقتصادی دارد و به معنای سطح مطلوب زندگی و رفاه اجتماعی است. در پیوند با این ملاک، مؤلفین کتاب، عامدانه از ذکر شاخص‌های مربوط به «میزان درآمد سرانه» ایران، سر باز زده‌اند! در همین خصوص در صفحه 53 کتاب با ترسیم یک جدول (جدول شماره 2 ) به مقایسه شاخص کشورهای انتخابی پرداخته اما در آن اثری از ایران و جایگاه آن در باره این ملاک نیست!

جدول شماره (2)

این در حالی است که با یک جست و جوی ساده در فضای وب، می‌توان شاخص مزبور را به دست آورد. بر این اساس و بنابر گزارش پایگاه اینترنتی اقتصاد آنلاین، نرخ شاخص درآمد سرانه ایران در سال 2014  برابر است با 4520 دلار. از این رو جایگاه کشور ایران در جدول فوق، به مراتب بعد از کشور عراق (با 6400 دلار) و قبل از فیلیپین (با 3800 دلار) قرار می‌گیرد که این شاخص در فاصله رتبه‌ای 88 تا 115 قرار خواهد گرفت. اکنون معلوم نیست که چرا مؤلفین کتاب از آوردن نام ایران و ذکر میزان درآمد سرانه ایرانیان سرباز زده‌اند!

شاید یک دلیلش این باشد که مؤلفین کتاب، رتبه‌ی ایران را در این ملاک، چندان خوشایند و باب طبع ندیده‌اند و نیز چون رتبه مذکور، موقعیت ایران را پایین‌تر از کشور آشوب‌زده و بی‌ثبات عراق نشان می‌دهد، نتوانسته‌اند صادقانه با آن اعلام آن کنار بیایند!  فلذا با سکوتی که حاکی از فرار از واقعیت است، این مؤلفه توسعه را پشت گوش انداخته‌ سراغ ملاک بعدی رفته‌اند!

 میزان تولید ناخالص داخلی

در پیوند با ملاک «میزان تولید ناخالص داخلی» که جدول مربوط به وضعیت کشورها در همان صفحه آورده شده‌است، همین سکوت و فقدان اطلاعات درباره ایران به چشم می‌خورد. حال صرف نظر از اینکه رتبه‌ی ایران در خصوص این ملاک از شاخص توسعه انسانی، در کجای جدول قرار می‌گیرد، در این زمینه هم آنچه به ذهن متبادر می‌شود، لابد جایگاه نامناسب ایران است! زیرا اگر رتبه قابل قبولی از آن موجود بود، بدون شک در جدول مورد نظر نشان داده می‌شد.

امید به زندگی (متوسط طول عمر )

امید به زندگی یا متوسط طول عمر در یک کشور یعنی تعداد سا‌ل‌هایی که انتظار می رود کودکی که در آن کشور به دنیا آمده است، عمر کند و زنده بماند. در خصوص ملاک «امید به زندگی» مؤلفین بدون اشاره به این امر که این ملاک برای زنان و مردان به طور جداگانه قابل سنجش است، تنها به ذکر متوسط آن که رقم  5 / 72 سال بوده، پرداخته‌اند. این در حالی است که بر اساس آمارها متوسط طول عمر مردان ایرانی 4 / 69 سال و متوسط طول عمر زنان هم  6 / 72  سال می‌باشد که در مجموع و میانگین طول عمر ایرانیان را به 71 سال تقلیل می‌دهد. از این رو، این ملاک نیز با 5 / 1  سال اختلاف، بیشتر از حد واقعی نشان داده شده است. لازم به ذکر است که در خصوص این ملاک هم از میان 222 کشور، ایران دارای رتبه 106 می‌باشد که حاکی از جایگاهی متوسط به پایین است.

 سواد و آموزش

یکی دیگر از ملاک‌های شاخص توسعه انسانی (آنچه که در همین درس آمده است) «سواد و آموزش» است. در این زمینه معیارهای مختلفی از جمله میزان باسوادی یا تعداد بزرگسالان باسواد، درصد ثبت نام کل کودکان لازم التعلیم، میانگین سال های تحصیل در کشور، میزان باسوادی و تحصیل دختران و تعداد معلم به ازای دانش‌آموزان قابل سنجش و اندازه‌گیری است.

اگرچه در این درس هیچ داده‌ی آماری از ایران در خصوص سواد و آموزش به دست داده نشده است اما آمارها و اعلام‌های رسمی در این زمینه حاکی از وجود فاصله‌ی زیاد ایران با کشورهای با توسعه بالا است ، زیرا در وضعیت کنونی، هنوز نزدیک به 15 درصد از جمعیت کل کشور بی‌سواد هستند. [i]

سرشماری سال 90 هم نشان داد نزدیک به 10 میلیون نفر از جمعیت کشور و چیزی حدود 15 درصد بی‌سواد هستند. این تعداد جدا از افرادی است که سواد خواندن و نوشتن دارند اما کم سواد محسوب می‌شوند. با احتساب 10 میلیون جمعیت دارای تحصیلات ابتدایی و کم سواد و همچنین 10 میلیون جمعیتی که تا مقطع راهنمایی بیشتر تحصیل نکرده‌اند، 52 درصد جمعیت کشور بی‌سواد یا دارای تحصیلات ابتدایی و سیکل هستند که بر اساس نظر کارشناسان در خطر بازگشت به بی‌سوادی قرار دارند.[ii]

متأسفانه مؤلفین کتاب در این زمینه هم از اعلام جایگاه ایران طفره رفته و به ذکر سه کشور مالی(2 سال)، نپال(2/3 سال) و بنگلادش(1/5 سال) که دارای پایین‌ترین «میانگین سالهای تحصیل» در میان کشورهای جهان هستند، بسنده کرده است. این در حالی‌ است که میانگین سال‌های تحصیل ایرانی‌ها با 7 سال و قرار گرفتن ایران در رتبه 111 کشورهای جهان، حاکی از جایگاه نامناسب و پایین کشور در این زمینه است.[iii]

اکنون این پرسش به ذهن متبادر می‌شود که چرا مؤلفین کتاب، نخواسته‌اند جایگاه و موقعیت واقعی ایران را در خصوص ملاک‌های شاخص‌ توسعه انسانی اعلام نمایند؟ آیا آنها با این کار خواسته‌اند که یک فضای خوش‌بینانه‌ای درباره ایران در ذهن دانش‌آموزان ایجاد نمایند و با گریز از واقعیت امر، ایران را در نظر آنها، کشوری توسعه یافته قلمداد نمایند؟

پروفسور محمد نقی‌زاده، ژاپن‌شناس برجسته ایرانی معتقد است در ژاپن از همان مهد کودک به کودکان می‌گویند، که ژاپن، فقیرترین و بلاخیزترین کشورهاست و نجات آن از فقر و بلا، بسته به تلاش و همت شما(کودکان ژاپنی) دارد. اما در مقابل در ایران، از همان ابتدا به بچه‌ها می‌گویند،‌ ایران کشور ثروتمند و با منابع غنی طبیعی است و ...

در آموزش و پرورش ما از ابتدا به دانش‌آموز می‌گویند که آنچه همه خوبان دارند ما به تنهایی داریم. همین آموزش کافی است که یک فرد به عنوان نیروی کار را منزوی و بی تفاوت نسبت به کار کند. با خود می‌گوید ما همه چیز داریم دیگر چه نیازی به کار، تلاش و تداوم برای انباشت اجتماعی داریم؟...[iv]

 گوییا این طرز تلقی هنوز از جامعه‌ی ما رخت نبسته است که این گونه حتا مؤلفین کتابهای درسی را نیز به پنهان‌کاری و کتمان واقعیت سوق داده‌است! در سال های اخیر، خصوصا در دولت قبلی، تمایل به آمارسازی و قلب واقعیت در جامعه و به ویژه دستگاه های اجرایی زیاد به چشم می خورد. برای مثال یکی از این حوزه‌ها که گرفتار این آمارسازی‌های غیرواقعی شده بود، عرصه کتاب و کتابخوانی بود برای بالابردن شاخص سرانه مطالعه در ایران!

از نظر نگارنده تحلیل این درس از کتاب درسی مورد نظر، نیازمند انجام پژوهش به معنای واقعی کلمه ندارد؛ زیرا با یک جست و جوی ساده‌ی دیگر در اینترنت می‌توان به داده‌ها و اطلاعات تکان دهنده‌ای در خصوص برخی از این شاخص‌ها دست یافت. در یکی از این گزارش‌های پژوهشی که به قلم سعید لیلاز، اقتصاددان برجسته، در فضای وب منتشر یافته است، آمده است: که هنوز درآمد سرانه ایرانیان به سطح درآمد سرانه سال 1355 نرسیده است!![v]

اکنون با توجه به تحلیل ملاک‌های درآمد و رفاه، امید به زندگی و سواد و آموزش، که بر اساس آنها شاخص توسعه انسانی کشورها ارزیابی می‌شود،‌ در کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم، ایران به مثابه کشوری با «شاخص توسعه انسانی بالا» به دانش‌آموزان معرفی می‌شود. در حالی که با نگاهی دوباره به نتایج همه ملاک‌هایی که در این نوشتار کوتاه مورد تحلیل واقع شد،‌ درمی‌یابیم که کشور ایران از نظر شاخص توسعه انسانی، دارای کاستی‌ها و نقص‌های زیادی است که این کاستی‌ها مانع از معرفی ایران به عنوان کشوری با رتبه توسعه انسانی بالا می‌شود.

در پایان، چنانچه مدرسه را به مثابه عرصه‌ای برای تبلور اهداف نظام تعلیم و تربیت فرض بگیریم و اگر این نظام در چند سال اخیر تحت استلزامات و دلالت‌های تربیتی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قرار گرفته است، پرسش این‌جاست که بر اساس استلزام «حیات طیبه» چرا باید کتاب درسی دانش‌آموزان، حاوی مطالب دور از واقعیت باشد؟

آیا مصلحت گرایی، ساحت علم و اخلاق علمی را نیز به تسخیر خویش درآورده است؟

[i] - http://www.donya-e-eqtesad.com/news/817873

[i] - http://www.amar.org.ir

[ii] - http://www.salamatnews.com/news/

[iii] - http://www.khabaronline.ir/detail/392497/society/education

[iv] - http://news.ut.ac.ir/Images/News/Larg_Pic/Interview/interview4/Prof-Naghizadeh.htm

[v] -http://www.eghtesadonline.com/fa/content/90128 

آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید //

منبع مطلب : www.sedayemoallem.ir

مدیر محترم سایت www.sedayemoallem.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب