این جهان کوهست و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا



این جهان کوهست و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

گنجور » مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر

فرهاد نوشته:

شرح و تفسیر فرستادن رسولان به سمرقند به آوردن زرگر

شرح و تفسیر بیت ۱۸۵
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول / حاذقان و کافیان بس عدول
شاه بی درنگ یکی دو مامور به سوی سمرقند گسیل داشت ، ماهر ، لایق و با کفایت و بسیار عادل بودند .

شرح و تفسیر بیت ۱۸۶
تا سمرقند آمدند آن دو رسول / از برای زرگر شنگ فضول
آن دو مامور شاه به سمرقند آمدند نزد زرگر رعنای شیرین رفتار نکوکار رسیدند .

– شنگ به معنی شیرین رفتار و فضول به معنی بسیار بخشنده و نکوکار می باشد .

شرح و تفسیر بیت ۱۸۷
کای لطیف استاد کامل معرفت / فاش اندر شهرها از تو صفت
ماموران شاه به زرگر گفتند : ای استاد ماهری که شناخت و معرفت تو کامل است و وصف تو در همه شهرها بر سر زبانها افتاده است .

شرح و تفسیر بیت ۱۸۸
نک ، فلان شه از برای زرگری / اختیارت کرد زیرا مهتری
اینک فلان شاه ترا برای امور زرگری خود پذیرفته است زیرا تو زرگری بزرگ هستی .

شرح و تفسیر بیت ۱۸۹
اینک این خلعت بگیر و زر و سیم / چون بیایی خاص باشی و ندیم
حال این خلعت و این طلا و نقره را بگیر و اگر به حضور شاه برسی مصاحب و همنشین خاص او نیز خواهی بود .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۰
مرد مال و خلعت بسیار دید / غره شد ، از شهر و فرزندان برید
مرد زرگر وقتی که آن همه مال و جامه های فاخر را دید فریفته شد و از شهر و اهل و عیالش جدا شد .

غره شدن به معنی مغرور شدن می باشد .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۱
اندر آمد شادمان در راه ، مرد / بی خبر ، کان شاه قصد جانش کرد
مرد زرگر شادمان شد و به راه افتاد در حالیکه نمی دانست شاه قصد جانش را کرده است .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۲
اسب تازی برنشست و شاد تاخت / خونبهای خویش را خلعت شناخت
مرد زرگر بر اسبی عربی نشست و شادمان به سوی بارگاه شاه تاخت و خونبهای خود را خلعت می پنداشت .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۳
ای شده اندر سفر با صد رضا / خود به پای خویش تا سوالقضا
ای کسی که با کمال اختیار و رضا و رغبت آهنگ سفر کرده ای و با پای خود به سوی سرنوشتی شوم گام پیش نهاده ای .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۴
در خیالش ملک و عز و مهتری / گفت عزرائیل : رو ، آری ، بری
آن زرگر در خیالاتش فرمانروائی و عزت و سالاری می پروراند در حالیکه عزرائیل با تحقیر میگفت : بشتاب به سوی حرص و آز که به آرزوهای خیال انگیزت می رسی .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۵
چون رسید از راه آن مرد غریب / اندر آوردش به پیش شه ، طبیب
همینکه زرگر به شهر شاه رسید ، آن حکیم الهی وی را به نزد شاه برد .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۶
سوی شاهنشاه بردندش به ناز / تا بسوزد بر سر شمع طراز
مرد زرگر را با عزت و احترام نزد شاه بردند تا پروانه وار بر سر آن شمع بسوزد .

– نیکلسون می گوید ” شمع ” به زنی بلند بالا ، زیبا روی و خندان اشارت دارد .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۷
شاه دید او را ، بسی تعظیم کرد / مخزن زر را بدو تسلیم کرد
شاه زرگر را دید و خیلی تعظیمش کرد و گنجینه طلا را در اختیار گذاشت .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۸
پس حکیمش گفت : کای سلطان مه / آن کنیزک را بدین خواجه بده
آن حکیم الهی به شاه گفت : ای سلطان بزرگ و عالیقدر ، این کنیزک را به خواجه ( زرگر ) بده .

شرح و تفسیر بیت ۱۹۹
تا کنیزک در وصالش خوش شود / آب وصلش ، دفع آن آتش شود
تا کنیزک به وصالش برسد و به برکت این وصال بهبود یابد و آب وصال زرگر ، آتش و حرارت عشق او را تسکین دهد .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۰
شه بدو بخشید آن مه روی را / جفت کرد آن هردو صحبت جوی را
شاه آن کنیزک زیباروی را به زرگر داد و آن دو نفر را که همنشینی و وصال یکدیگر را طلب می کردند به وصال هم رسانید .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۱
مدت شش ماه می راندند کام / تا به صحت آمد آن دختر ، تمام
کنیزک و زرگر مدت شش ماه با یکدیگر کامرانی می کردند تا آنکه کنیزک کاملا سلامتی خود را باز یافت .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۲
بعد از آن از بهر او شربت بساخت / تا بخورد و پیش دختر می گداخت
پس از سپری شدن شش ماه آن حکیم الهی شربتی ساخت و به زرگر داد ، زرگر شربت را خورد و در حضور کنیزک حالش دگرگون شد و رو به رنجوری نهاد .

– نیکلسون معتقد است آن شربت مرحله تدریجی ریاضت دادن به نفس اماره است و بدین وسیله نفس از علائق شهوانی می رهد .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۳
چون ز رنجوری جمال او نماند / جان دختر در وبال او ، نماند
هنگامی که زیبائی و طراوت زرگر بر اثر بیماری از میان رفت ، جان کنیزک از درد و رنج فراق و جدائی او رها شد .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۴
چونکه زشت و ناخوش و رخ زرد شد / اندک اندک در دل او سرد شد
همینکه زرگر آن شربت را خورد رنجور و زشت شد و رنگ رخساره اش زرد شد و اندک اندک علاقه قلبی کنیزک نسبت به او سرد و خموش شد .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۵
عشق هایی کز پی رنگی بود / عشق نبود ، عاقبت ننگی بود
عشق هائی که تنها به خاطر آب و رنگ و جمال ظاهری باشد در واقع عشق نیست بلکه ننگ و عار پدید می آورد .

– مولانا در جای جای مثنوی این حقیقت را بازگو می کند که ارزش و اصالت هر عشقی بستگی تام تمام به ارزش و اصالت معشوق دارد و اگر عشق و حب آدمی به موضوعی کاذب و ناپایدار تعلق گیرد نمی توان لفظ “عشق” را بر آن نهاد بلکه آنرا “هوی و هوس” می زیبد .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۶
کاش کان هم ننگ بودی یکسری / تا نرفتی بر وی آن بد داوری
اگر ضمیر ” آن” در مصراع اول به زرگر بازگردد ، می گوید : کاشکی زرگر سرتاپا عیب و ننگ می بود و اصلا ذره ای حسن و جمال نداشت تا این وضع و حال ناگوار و قضای بد گریبانش را نمی گرفت .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۷
خون دوید از چشم همچون جوی او / دشمن جان وی آمد روی او
از چشم آن زرگر خون مانند جوی روان شد و روی زیبای او دشمن جانش شد .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۸
دشمن طاووس آمد پر او / ای بسی شه را بکشته فر او
پر طاووس ، دشمن جان طاووس است و چه بسیارند شاهانی که شکوه و شوکتشان آنها را هلاک کرده است . یعنی محسود خاندان قرار گرفته و در نتیجه قربانی حسدورزی ها شده اند .

شرح و تفسیر بیت ۲۰۹
گفت : من آن آهوم کز ناف من / ریخت آن صیاد ، خون صاف من
زرگر در آن هنگام که می مرد با زبان حال می گفت : من مانند آن آهوی هستم که شکارچی به خاطر نافه خوشبویم ، خون صافم بریخت .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۰
ای من آن روباه صحرا کز کمین / سر بریدندش برای پوستین
و نیز من مانند آن روباه صحرائی هستم که به خاطر پوست مرغوبش بر سر راه او کمین می کنند و سرش را می برند .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۱
ای من آن پیلی که زخم پیلبان / ریخت خونم از برای استخوان
و هم چنین من مانند آن فیلی هستم که فیلبانان ( شکارچیان ) او را زخمی می کنند و خونش را می ریزند تا استخوان و عاج گرانبهایش را به یغما ببرند.

– مولانا در چند بیت اخیر این مطلب را بازگو کرده که فر و شکوه آدمیان ، آنان را محسود می سازد و در نتیجه در معرض هلاک واقع می شوند لذا ستر کمال و جلال لازم است .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۲
آنکه کشتستم پی مادون من / می نداند که نخسبد خون من
آن کسی که مرا به خاطر زیبائی ظاهر یا مطامع پست و حقیر خود می کشد ، آیا نمی داند که خون من نمی خوابد یعنی تباه و ضایع نمی شود و روزی دامن قاتل را می گیرد .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۳
بر من است امروز و فردا بر وی است / خون چون من کس ، چنین کی ضایع است ؟
امروز به زیان من سپری شد و فردا به زیان او خواهد بود یعنی هرکس چاهی برای دیگری حفر کند روزی خود بدان چاه خواهد افتاد و تقاص فعل خود را خواهد دید زیرا خون مظلومی همچون من مگر ممکن است به هدر رود .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۴
گرچه دیوار افکند سایه دراز / باز گردد سوی او آن سایه باز
به عنوان مثال اگر چه دیوار سایه بلند بر زمین پهن کند ولی بالاخره آن سایه به سوی دیوار باز می گردد .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۵
این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا
این جهان در مثل مانند کوه است و اعمال و نیات ما مانند بانگ و فریادی است که در کوه طنین می افکند و بی گمان هر فریادی که در کوه بزنیم طنین آن دوباره به سوی ما باز می گردد . [ در چند بیت اخیر مسئله مهمِ جوابِ عمل مطرح شده است . تمامی کُتبِ آسمانی و امهاتِ کُتب اخلاقی بدین مطلب تصریح کرده اند که آدمی رهینِ اعمال خود است . هر عملی که انجام دهد نتیجۀ آن را می بیند . آیاتِ قرآن کریم نیز به کرّات بدین موضوع تأکید کرده است . این موضوع از مسائل محوری مثنوی و مکتب مولانا است . ]

شرح و تفسیر بیت ۲۱۶
این بگفت و رفت در دم زیر خاک / آن کنیزک شد ز رنج و عشق پاک
زرگر این سخنان را گفت و مرد و آن کنیزک از عشق زرگر رها شد و دلش از حب او پاک گردید .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۷
زآنکه عشق مردگان پاینده نیست / زآنکه مرده سوی ما آینده نیست
زیرا عشق به مرده و معشوق های آفل دوامی ندارد چرا که مردگان هرگز به سوی ما باز نخواهند گشت .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۸
عشق زنده در روان و در بصر / هر دمی باشد ز غنچه تازه تر
عشق زنده یعنی آن عشقی که بر معبود حقیقی تعلق می گیرد پیوسته در روح و دیده باطنی حتی از غنچه هم تازه تر است زیرا معشوق حقیقی هماره زنده و پاینده است پس عشق بدو نیز هرگز نمیرد .

شرح و تفسیر بیت ۲۱۹
عشق آن زنده گزین کو باقی است / کز شراب جانفزایت ساقی است
عشق آن کسی را انتخاب کن که زنده و جاودان است و مدام تو را از شراب جان افزای بقا و جاودانگی سیراب می کند .

شرح و تفسیر بیت ۲۲۰
عشق آن بگزین که جمله انبیا / یافتند از عشق او کار و کیا
عشق آن کسی را برگزین که جمیع انبیا از عشق او شکوه و شوکت و اقتدار یافتند .

شرح و تفسیر بیت ۲۲۱
تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست
در اینجا مولانا با بیتی دلنشین و اقناعی به آن دسته از متکلّمان پاسخ داده که معتقدند محبّتِ بنده به خدا قابلِ تصور نیست ، زیرا اولاََ خداوند با مخلوقات مباینتی تام دارد و چون هیچگونه مناسبت و سنخیتی میان حق و خلق نیست ، پس محبّتِ بنده به او هم قابلِ تصوّر نیست . ثانیاََ محبّت نوعی اراده و خواهش است و ارادۀ بنده به چیزی تعلق خواهد گرفت که از امور ممکنه باشد تا تصرّف در آن متصرّف شود و چون خدا ازلی است مشمولِ ارادۀ بندۀ حادث نگردد زیرا تصرّفِ حادث در قدیم مُحال است . بنابراین متکلّمان هر جا در قرآنِ کریم لفظِ «حُب» و مشتقاتش را دیده اند آنرا به معنی تعظیم و یا ارادۀ طاعت فرض کرده اند . ولی صوفیه بر خلافِ آنان معتقدند که جز خدا چیزِ دیگری شایسته عشق و محبّت نیست و در جوابِ ادلّۀ متکلّمان گویند که ما بر خلافِ شما معتقدیم که ارتباط و مناسبت میانِ حق و خلق موجود است و از نظر ما میان حق و خلق مباینتی نیست . چرا که مذهبِ ما مذهبِ وحدت و یگانگی است نه کِثرت و دوگانگی .

دلیلِ مولانا در ردِ ادلّۀ متکلمان بدین قرار است : خداوند را کریم گویند بدین جهت که عطا و بخشش او معلل به علت و غرضی نیست پس بدین ترتیب هیچ کاری بر او دشوار نیاید و هموست که راه را بر عاشق خود باز گرداند و طریق وصول به خود را نشان دهد و به وصال رساند .

معنی بیت : تو این حرف را نزن که ما اجازه ورود به بارگاه الهی را نداریم و نمی توانیم به شاه جهان هستی واصل شویم زیرا با بزرگواران بخشنده کارها مشکل نیست

????☹

منبع مطلب : ganjoor.net

مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا

مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.
دانلود ویدیوی بالا

پرداخت کارت به کارت

پرداخت از خارج ایران

گارانتی بازگشت وجه

تسهیل در خرید

راهنمای سایت

درخواست همکاری

منبع مطلب : www.bishtarazyek.com

مدیر محترم سایت www.bishtarazyek.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

این جهان کوه است و فعل ما ندا ** سوی ما آید نداها را صدا - مثنوی مولانا

منبع مطلب : www.masnavi.net

مدیر محترم سایت www.masnavi.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.
برای دانلود آهنگ کلیک کنید

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب