شعر تولد هوشنگ ابتهاج

شعر تولد هوشنگ ابتهاج ؛ مجموعه ای از زیباترین اشعار هوشنگ ابتهاج برای تبریک تولدشعر تولد هوشنگ ابتهاج ؛ مجموعه ای از زیباترین اشعار هوشنگ ابتهاج برای تبریک تولد

شعر تولد هوشنگ ابتهاج ؛ مجموعه ای از زیباترین اشعار هوشنگ ابتهاج برای تبریک تولد همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

میلادت ای دوست مبارک باشد

پیوسته دلت شاد سعادت باشد

هر سبزۀ سبز رنگ بهارت باشد

راهـت سپید راه عــدالـت باشد

چـــشـــم شــادی نگارت باشد

ایــــــزد پـشـت و پـناهت باشد

میلادت ای دوست مبارک باشد

دلـشاد ازین اهل جماعت باشد .

⇔⇔⇔⇔

شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج

دیر است، گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان!

دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه!

دیر است گالیا

به ره افتاد کاروان

عشق من و تو ؟… آه

این هم حکایتی ست

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست

شاد و شکفته در شب جشن تولدت

تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک

امشب هزار دختر همسال تو ولی

خوابیده اند گرسنه و لخت روی خاک

زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو

بر پرده‌های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن

پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست

از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ

در تار و پود هر خط و خالش، هزار رنج

در آب و رنگ هر گل و برگش، هزار ننگ

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

اینجا به باد رفته هزار آتش جوان

دست هزار کودک شیرین بی گناه

چشم هزار دختر بیمار ناتوان…

دیر است گالیا

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست

هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان

هنگامه رهایی لبها و دست هاست

عصیان زندگی است

در روی من مخند!

شیرینی نگاه تو بر من حرام باد!

بر من حرام باد از این پس شراب و عشق!

بر من حرام باد تپش‌های قلب شاد!

یاران من به بند،

در دخمه‌ های تیره و نمناک باغشاه

در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک

در هر کنار و گوشهٔ این دوزخ سیاه

زود است گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان

اکنون ز من ترانه شوریدگی مخواه!

زود است گالیا

نرسیدست کاروان …

روزی که بازوان بلورین صبحدم

برداشت تیغ و پردهٔ تاریک شب شکافت،

روزی که آفتاب

از هر دریچه تافت،

روزی که گونه و لب یاران همنبرد

رنگ نشاط و خنده گمگشته بازیافت،

من نیز باز خواهم گردید آن زمان

سوی ترانه‌ها و غزلها و بوسه ها

سوی بهارهای دل انگیز گل فشان

سوی تو،

عشق من

حتما بخوانید: متن تولد برای رفیق لاتی ، متن فوق العاده زیبا برای تبریک تولد دوست 

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

امروز هوا دوباره حس قشنگی داره
نم نم عشق و مستی از آسمون میباره
تولدت مبارک ای گل گلدون من
هزار سال زنده باشی ، بسته به تو جون من

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه هوشنگ ابتهاج

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی ست هوا؟

یا گرفته است هنوز؟

من در این گوشه که از دنیا بیرون است

آفتابی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه می‌بینم دیوار است

آه این سخت سیاه

آن چنان نزدیک است

که چو بر می‌کشم از سینه نفس

نفسم را برمی‌گرداند

ره چنان بسته که پرواز نگه

در همین یک قدمی می‌ماند

کورسویی ز چراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانیست

نفسم می‌گیرد

که هوا هم اینجا زندانی ست

هر چه با من اینجاست

رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز

گوشه چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نینداخته است

اندر این گوشه خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

یاد رنگینی در خاطر من

گریه می‌انگیزد

ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می‌گرید

چون دل من که چنین خون ‌آلود

هر دم از دیده فرو می‌ریزد

ارغوان

این چه رازیست که هر بار بهار

با عزای دل ما می‌آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

وین چنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می‌افزاید؟

ارغوان پنجه خونین زمین

دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده خورشید بپرس

کی بر این درد غم می‌گذرند؟

ارغوان خوشه خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند

جان گل رنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

ارغوان بیرق گلگون بهار

تو برافراشته باش

شعر خونبار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش

تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

حتما بخوانید: تبریک تولد برادر از راه دور ، استیکر و عکس نوشته تبریک تولد برادر شوهر

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

خدا یارت بوَد ای دوست جونی
ایشالا تا ۱۲۰ سال بمونی

⇔⇔⇔⇔

شعر فراق هوشنگ ابتهاج

بی مرغ آشیانه چه خالی ست

خالی تر آشیانه مرغی

جفت خود جداست

آه ای کبوتران سپید شکسته بال

اینک به آشیانه دیرین خوش آمدید

اما دلم به غارت رفته ست

با آن کبوتران که پریدند

با آن کبوتران که دریغا

هرگز به خانه بازنگشتند

⇔⇔⇔⇔

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

از آسمان یادت چیدم ستاره تک تک
سالی دوباره طی شد میلاد تو مبارک

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه هوشنگ ابتهاج

سایه ها، زیر درختان، در غروب سبز می‌گریند

شاخه‌ها چشم انتظار ِ سرگذشت ابر

و آسمان، چون من، غبار آلود دلگیری

باد، بوی خاک ِ باران خورده می‌آرد

سبزه‌ها در راهگذار ِ شب پریشانند

آه، اکنون بر کدامین دشت می‌بارد؟

باغ، حسرتناک ِ بارانی ست

چون دل من در هوای گریه‌ی سیری…

⇔⇔⇔⇔

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد

بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد

و خداوند شب و روز و تمام لحظات

با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد

تولدت مبارک

حتما بخوانید: متن تولدت مبارک برای همسر مرد ، عکس نوشته و متن تبریک تولد عاشقانه

شعر تولد دخترانه

سینه باید گشاده چون دریا

تا کند نغمه ای چو دریا ساز

نفسی طاقت آزموده چو موج

که رود صد ره برآید باز

تن

طوفان کش شکیبنده

که نفرساید از نشیب و فراز

بانگ دریادلان چنین خیزد

کار هر سینه نیست این آواز

⇔⇔⇔⇔

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

یه کیک خیلی خوش طعم ، با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزار سال همین جشنو بگیریم
به خاطر وجودت به افتخار بودن

⇔⇔⇔⇔

شعر تولد از شاملو

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک

فقط می‌خواد بهت بگه تولدت مبارک

⇔⇔⇔⇔

شعر تولد هوشنگ ابتهاج

وجود زیبایت وارد دنیا میشود

هدیه سالروزش این آوا میشود

عاشقی چون من بی پروا میشود

در شعر تولد غرق رویا میشود

اینگونه سالی دگر ازعمر تو آغاز میشود

تولدت مبارک

حتما بخوانید: شعر آینه ابتهاج ، ماه و آیینه هوشنگ ابتهاج + شعر آینه فروغ

شعر تولد از شاعران معروف

خانه‌یی آرام و

اشتیاقِ پُرصداقتِ تو

تا نخستین خواننده‌ی هر سرودِ تازه باشی

چنان چون پدری که چشم به راهِ میلادِ نخستین فرزندِ خویش است؛

چرا که هر ترانه

فرزندی‌ست که از نوازشِ دست‌های گرمِ تو

نطفه بسته است…

میزی و چراغی،

کاغذهای سپید و مدادهای تراشیده و از پیش آماده،

و بوسه‌یی

صله‌ی هر سروده‌ی نو

حتما بخوانید: شعر درباره باران از هوشنگ ابتهاج ؛ شعر سپید باران و شعر باران فریدون مشیری

شعر تولد از مشیری

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا