داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل



داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

حضرت اسماعیل و داستان زندگی او

حضرت اسماعیل و داستان زندگی او

زندگینامه حضرت ابراهیم

اسماعیل پیغمبر الهی که اسم وی چندبار در قرآن کریم آمده است. وی از پیامبران صالح خدا بود و اهل خود را به نماز و زکات دعوت می نمود و آنچنان پایبند وعده های خود بود که ایشان را صادق الوعد لقب دادند.

نسب شناسی حضرت اسماعیل

اسماعیل از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم خلیل است، همچنین بنا بر داستان ها اسلامی اصل پیغمبر اکرم، حضرت محمد( ص) به اسماعیل میرسد.

مادرش هاجر، بانویی مصری و کنیز ساره همسر دیگر ابراهیم بود. ساره نازا بود و ابراهیم هاجر را به همسری گرفت تا از وی دارای فرزند شود.

نام اسماعیل در قرآن

نام وی در منابع اسلامی غالباً عجمی و مرکب از دو کلمه« اسمع» و« قبیله» (به معنای« خدایا بشنو») شناخته شده است و گفته اند که ابراهیم (ع) به موقع تقاضا فرزند از خدا با این کلمه ها شروع سخن میکرد.

نام اسماعیل ۱۱ بار در قرآن کریم یاد شده است که موضوعاتی مانند بنای کعبه توسط ابراهیم و اسماعیل (ع) ، نزول وحی به وی و همچنین یاد وی در کنار دیگر پیامبران الهی، تولد وی بعنوان عطیه ای خدایی به ابراهیم و نیز ذکر صفت های نیک وی من جمله این یاد کرده هاست.

در آیه ۸۵ از سوره انبیاء، اسماعیل در کنار پیامبرانی مانند ادریس و ذوالکفل، از صابران دانسته شده است و بعضی از مفسران سر نهادن اسماعیل برای قربانی را یکی از علامت های اشکار صبر وی دانسته اند.

زنان و فرزندان اسماعیل

اسماعیل اول با دختری از جُرْهُم ازدواج کرد و بعد از مدتی وی را به سفارش ابراهیم که رفتار وی را نپسندیده بود طلاق داد و دختر مضاضِ جُرهُمی را به ازدواج خود درآورد و از او دارای 12 یا 13 پسر شد.

وی 4 زن دیگر را به همسری گرفت و از هریک دارای 4 پسر شد. فرزندان اسماعیل تا زمان عدنان بن داود پیوسته از بزرگان و والیان امر و حافظان کعبه بودند، امور دینی و حجّ را برای مردم اقامه می کردند و هرگز بت نپرستیدند.

نقش اسماعیل در بنای کعبه

خداوند به ابراهیم دستور داد تا کعبه را بنا کند و از اسماعیل یاری گیرد. به وسیله جبرئیل، سکینه که باد نیکویی است یا ابری که سایه افکنده بود، محدوده بیت را مشخص کرد:« واِذ بَوَّأنا لاِبرهیمَ مَکانَ البَیتِ»( حجّ/ 22، 26) ابراهیم و اسماعیل به ساختن کعب* ه پرداختند.

اسماعیل سنگ می آورد و ابراهیم بنا می کرد. زمان بالا بردن پایه های خانه دست به دعا برداشته از خدا خواستند این عمل را از آنان بپذیرد و آنان را تسلیم خود سازد و از نسل آن ها امتی فرمانبردار خدا پدید آورد; 

همچنین از میان آن ها پیامبری برانگیزد تا آیات خدا را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکشان سازد.

قربانی کردن اسماعیل

خداوند ابراهیم را به داشتن فرزندی صبور مژده داد. بعد از آنکه فرزند به حدّ کار و کوشش رسید، ابراهیم وی را از رؤیای خود در مورد قربانی کردن وی خبرداد و نظرش را جویا شد. فرزند بی تامل پدر را به امتثال دستور قربانی فراخواند.

هنگامی که هر دو برای امتثال آن آماده شدند و فرزند را برای قربانی بر پیشانی افکند از سوی خدا ندا آمد: ای ابراهیم به رؤیای خود حقیقت دادی و آن آزمایشی روشن برای تو بود و فرزند تو را به ذبحی بزرگ باز خریدیم.

مِنَ الصّـبرین» (انبیاء/ 21، 85) نشان شکیبایی اسماعیل بر ذبح شناخته شده است، همچنین توصیف« صادق الوعد» برای وی:« اِنَّهُ کانَ صادقَ الوَعد» (مریم/ 19، 54) ممکن است به دلیل وعده وی به صبر بر قربانی باشد.

سرّ دستور خداوند به قربانی اسماعیل را علاقه زیاد ابراهیم به وی دانسته اند که خدا از این راه وی را آزمود تا موانع خلّت را از میان خود و خلیلش بردارد و نیز گفته اند: ابراهیم بعد از نوید به فرزند نذر کرد وی را برای خدا قربانی کند.

زیرا فرزندش به حد« سعی»( 13 سال) رسید، خدا در رؤیا به وی دستور داد تا به نذر خود وفا کند و با این دستور مرتبه فرمانبری ابراهیم را نشان داد و وی را الگویی برای نزدیکی به خدا قرار داد و زیرا آمادگی وی و فرزندش را در این ازمون بزرگ دید، گوسفندی را فدای اسماعیل کرد. در این حال جبرئیل، ابراهیم و اسماعیل تکبیر گفتند.

چاه اسماعیل

در بیابان آذوقه پایان یافت، تشنگی بر بچه چیرگی یافت و هاجر در پی پیدا کردن آبی که عطش فرزند را فرو نشاند، به هر سو دوان گشت و ۷ بار، مسیر صفا تا مروه را پیمود و اصلاً نیافت.

بار پایان از اطراف اسماعیل صدایی شنید و از ترس آنکه حیوانی وحشی بچه را بدرد، سوی وی شتافت، ولی با نهایت خوشحالی متوجه شد که در زیر پای بچه آبی جاری است؛ چشمه ای که بعدها با اسم زمزم شناخته شد. در بعضی منابع، آن آب را، «چاه اسماعیل» هم خوانده اند.

گردآوری: بخش مذهبی بیتوته

منبع مطلب : www.beytoote.com

مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

ذبح اسماعیل

ذبح اسماعیل

ذبح اسماعیل دستور و امتحانی بود که از سوی خدا، در خواب به حضرت ابراهیم داده شد تا فرزندش اسماعیل را قربانی کند. ابراهیم و فرزندش فرمان الهی را پذیرفتند، اما جبرئیل مانع اثر کردن چاقو شد و یک قوچ بهشتی توسط ابراهیم، به جای اسماعیل ذبح شد. سنّت قربانی در روز عید قربان یادبود رخداد ذبح اسماعیل است. بنابر برخی نقل‌ها، رمی جمرات توسط حضرت ابراهیم در ماجرای ذبح حضرت اسماعیل رخ داد.

شیعیان براساس روایات و سیاق آیات، اسماعیل را ذبیح الله می‌خوانند ولی یهودیان، اسحاق را ذبیح می‌نامند و اهل سنت در این‌باره اختلاف دارند.

رؤیای ابراهیم

بنابر تصریح قرآن، دستور به ذبح فرزند، در خواب به حضرت ابراهیم داده شد: « یا بُنَی إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنّی أَذْبَحُک؛ پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم».[۱] بنابر برخی روایات، این خواب سه مرتبه برای ابراهیم تکرار شد.[۲] البته برخی از مفسران معتقدند بعید نیست پس از دیدن رؤیا توسط ابراهیم، هنوز تردیدی در او وجود داشت و خداوند با وحی صریح این تردید را از بین برد.[۳]

ذبح فرزند

حضرت ابراهیم، داستان خواب و دستور الهی را به اسماعیل گفت و نظر او را جویا شد. قرآن این مشورت را چنین نقل می‌کند: «(ابراهیم) گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟ (فرزند) گفت: پدرجان، هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!».[۴]

پس از تصمیم بر انجام دستور الهی، اسماعیل گفت:‌ای پدر، روی مرا بپوشان و پای مرا ببند. ابراهیم روی فرزند را پوشاند ولی نپذیرفت پای او را ببندد.[۵] زمانی که پیشانی اسماعیل بر خاک قرار گرفت،[۶] ابراهیم چاقو را بر گلوی فرزند نهاد، سر خود را به سمت آسمان کرد و سپس چاقو را کشید، اما جبرئیل مانع اثر کردن چاقو شد. چندین بار این عمل انجام شد.[۷] سپس وحی نازل شد: « یا إِبْرَاهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا؛‌ای ابراهیم، خوابت را تحقق دادی [و فرمان پروردگارت را اجرا کردی]».[۸] در نهایت یک قوچ بهشتی توسط ابراهیم، به جای حضرت اسماعیل ذبح شد.[۹]

قرآن از این امتحان چنین تعبیر می‌کند: « إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبینُ؛ این مسلما امتحان مهم و آشکاری است»[۱۰] َبنابر برخی نقل‌ها، شیطان تلاش بسیاری برای جلوگیری از انجام این دستور الهی انجام داد. او برای نیل به این هدف تلاش‌هایی برای گمراهی حضرت ابراهیم، همسر و فرزند او انجام داد و در هر سه مورد ناموفق بود.[۱۱]

گفتگوی حضرت ابراهیم با پیرمرد

در برخی منابع شیعه، گفتگویی میان حضرت ابراهیم و یک پیرمرد نقل شده است: «پیرمردی به ابراهیم گفت: از این کودک چه می‌خواهی؟
ابراهیم: می‌خواهم او را ذبح کنم.
پیرمرد: سبحان الله، می‌خواهی کودکی که به‌اندازه پلک بر هم زدنی معصیت خدا را انجام نداده را بکشی.
ابراهیم: خداوند مرا به ذبح این فرزند دستور داده است.
پیرمرد: نه بلکه پروردگارت تو را از این امر نهی کرده و شیطان در خواب به تو دستور چنین کاری را داده است.
ابراهیم: وای بر تو این دستور از طرف خداوند بوده است. به خدا سوگند دیگر با تو سخن نخواهم گفت.
پیرمرد:‌ای ابراهیم، تو رهبری هستی که دیگران به تو اقتدا می‌کنند. اگر تو فرزندت را ذبح کنی، مردم نیز فرزندان خود را ذبح می‌کنند. ابراهیم دیگر با او سخن نگفت.»[۱۲]

ذبح اسماعیل یا اسحاق

قرآن تنها به فرزند ابراهیم اشاره کرده است: «قالَ یا بُنَی؛ (ابراهیم) گفت: فرزندم».[۱۳] اما در اینکه این فرزند اسماعیل و یا اسحاق بوده، اختلاف وجود دارد. شیعیان، اسماعیل را ذبیح می‌دانند[۱۴] آنان برای اثبات مدعای خود به آیه ۱۱۲ سوره صافات استناد می‌کنند که بشارت به تولد اسحاق پس از تولد اسماعیل و ماجرای ذبح (آیات ۱۰۰-۱۰۷ سوره صافات) آمده است. [۱۵] همچنین روایاتی از معصومان نقل می‌کنند که در آنها اسماعیل به عنوان ذبیح معرفی شده است.[۱۶]

اهل سنت درباره ذبیح اختلاف دارند.[۱۷] برخی از آنان با استناد بر پایه برخی روایات[۱۸] ذبیح‌الله را لقب اسحاق می‌دانند.[۱۹] برخی از نویسندگان شیعی، روایات مستند این گروه را، تحت تأثیر اسرائیلیات دانسته و احتمال داده‌اند که این روایات ساخته یهود باشند.[۲۰] برخی دیگر از اهل سنت با استناد به دسته‌ای دیگر از روایات ذبیح را اسماعیل دانسته‌اند[۲۱] فخررازی و ابن عاشور احتمال داده‌اند که ذبیح اسماعیل باشد.[۲۲]

عید قربان و رمی جمرات

عید قربان یا عید الاضحی از عیدهای بزرگ مسلمانان است. سنّت قربانی در روز عید قربان یادبود رخداد ذبح اسماعیل است.[۲۳] بنابر برخی روایات، تمام حیواناتی که در سرزمین منا در روز عید قربان ذبح می‌شوند فدیه حضرت اسماعیل هستند.[۲۴] پیرامون فلسفه رمی جمرات اقوالی نقل شده که بنابر برخی نقل‌ها، رمی شیطان در جمراتْ توسط حضرت ابراهیم در ماجرای ذبح حضرت اسماعیل بوده است.[۲۵]

ذبح فرزند در تورات

تورات داستان ذبح فرزند را چنین نقل می‌کند: «بعد از این وقایع بود که خداوند اَوراهام (ابراهیم) را آزمایش نموده به او گفت: هم‌اکنون پسرت را، یگانه‌ات را که دوست می‌داری، ییصحاق (اسحاق) را، برداشته به سرزمین مُوریا برو. آنجا روی یکی از کوه‌ها که به تو خواهم گفت، او را قربانی سوختنی کن».[۲۶]

اما زمانی که ابراهیم تصمیم به قربانی کردن فرزند گرفته و کارد را به سوی فرزند دراز کرد تا پسر خود را سر ببرد «فرشته خداوند از آسمان او را صدا زده گفت: دستت را به سوی آن نوجوان دراز مکن و با او کاری نداشته باش زیرا اکنون دانستم که از خداوند می‌ترسی. چون پسرت، یگانه‌ات را از من دریغ نکردی».[۲۷] در نهایت خداوند قوچی را فرستاد و ابراهیم آن‌را به جای فرزند قربانی کرد.[۲۸]

اما در سفر تکوین تورات در موارد مختلفی آمده است که ذبیح تنها فرزند ابراهیم در زمان قربانی بوده است و از طرفی مسلم است که اسحاق بعد از اسماعیل به دنیا آمد و در زمانی که دستور ذبح آمد یگانه فرزند ابراهیم نبوده است.[۲۹]

پانویس

منابع


منبع مطلب : fa.wikishia.net

مدیر محترم سایت fa.wikishia.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب