تا زنده ایم بیا

تا زنده ایم بیا ، شعر در مورد قدر زندگی را دانستن + قدر عشق را ندانستنتا زنده ایم بیا ، شعر در مورد قدر زندگی را دانستن + قدر عشق را ندانستن

تا زنده ایم بیا ،شعر در مورد قدر زندگی را دانستن + قدر عشق را ندانستن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

بیا تا زنده ایم قدر یکدیگر بدانیم

چه خوبه وقتی زنده ایم قدر همدیگر را بدانیم

فرزندان تا سایه پدر و مادر بر سرشونه

بهشون سر بزنند یا حداقل یک زنگ بزنند

تا وقتی از دستشون دادیم افسوس نخوریم

بزرگتر از دست داده ها حرف منو بهتر درک می کنند

و به قولی بیا تا قدر یکدیگر بدانیم و …..

خدا همه اسیران خاک را رحمت کند

یادشان گرامی و روحشان شاد

⇔⇔⇔⇔

بیایید تا زنده ایم قدر یکدیگر بدانیم

خوشا روزی که مهدی باز گردد

اناالمهدی طنین انداز گردد

به حق مادرش زهرای اطهر

به حق فرق اکبر، حلق اصغر

خداوندا ظهورش دیر گردید

بسی عاشق دراین ره پیرگردید

مهیاکن تواسباب ظهورش

منورکن توگیتی را زنورش

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پرنده و پرواز ، شعر درباره پرواز کبوتر + شعر در مورد پریدن

بیا تا زنده ایم انسان بمانیم

کاش

تا زنده ایم

قدر یکدیگر

بدانیم

⇔⇔⇔⇔

قدر دانستن به انگلیسی

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

بیا پیمان یاری بند یارا

درخت دوستی را بر نشانیم

⇔⇔⇔⇔

قدر دانستن یعنی چه

مزن زخمه دلی را ، بازبانت

حدیث عشق ، خواندن میتوانیم

جهان داور نبخشیده ثباتی

مکن تکیه ، مسافرها درانیم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پرواز کبوتر ، شعر در مورد کبوتر طوقی + متن کوتاه کبوتر

قدر دانستن پدر و مادر

کهنسالی و خردی بی تفاوت

مگو حالا که ما خیلی جوانیم

یدک ، چون نام آدم را کشیدیم

ز حیوانی جدا باید بمانیم

ساسان خاکی

⇔⇔⇔⇔

قدر دانستن محبت

بیا دوباره مثل دریا بشیم

مثل صفای کوه و صحرا بشیم

مثل گلا دست همو بگیریم

با بوسه ی صبح سحر وا بشیم

امروز و زیر چتر هم سر کنیم

تا راهی بهار فردا بشیم

بیا صمیمی تر بنازیم به مهر

تا دوتامون تو دل هم جا بشیم

⇔⇔⇔⇔

قدر دانستن متن

روزی کسی را پیدا خواهید کرد

که گذشته شما

برایش اهمیت نداشته باشد

چون میخواهد آینده شما باشد

بیشتر بخوانید : متن کوتاه در مورد پرنده ، شعر در مورد پرنده و پرواز از مولانا

قدر دانستن عشق

بیا تا قدر یکدیگر ندانیم

سخن از خوبی و نیکی نرانیم

بیایید عیب هم دیگر بگوییم

که ایامی دگر از مردگانیم

⇔⇔⇔⇔

قدر دانستن عزیزان

شاعر رضا فلاح لنگرودی

تمام ما شده همین ، یک مشت خاک بی صدا

آنچه باقی مانده در این رهگذر

نیک و بدهای من است و نام دیگر آشنا

قدر یکیگر بدانیم این سه روز آخرین

کاین جهان دارد مرامی بی وفا

عمر نوح و گر سلیمان هم شویم

یک دو روزی چند باشیم ، میهمان این سرا

⇔⇔⇔⇔

قدر دانستن زندگی

بیا پیمان یاری بند یارا

درخت دوستی را بر نشانیم

مزن زخمه دلی را ، بازبانت

حدیث عشق ، خواندن میتوانیم

بیشتر بخوانید : شعر پر پرنده ، شعر درباره پرنده از مولانا + شعر در مورد پر

بیا تا زنده ایم قدر یکدیگر بدانیم

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم … که فردا چون شود دیگر نمانیم

نه اینجا قصه ای از غصه ماند … نه خنده در صدای غم بخواند

من و تو عاشقی را شیوه بودیم … دریغا خود نه ! یک آیینه بودیم

اگرچه مستی ام بی می معماست … من اینجام و هوای دل همینجاست

⇔⇔⇔⇔

بیایید تا زنده ایم قدر یکدیگر بدانیم

شاعر حسین ایرانی (عارف اللهی)

میان دو هیچ

ای دوست

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

بیا که , کس ندیده صبح فردا را

جفا بس کن

بیا امشب

وفا کن

به بالینم بیا امشب

که دلتنگم

⇔⇔⇔⇔

بیا تا زنده ایم انسان بمانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن

رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

خمش کن مرده وار ای دل ازیرا

به هستی متهم ما زین زبانیم

بیشتر بخوانید : شعر درباره پرواز از شاملو ، شعر درباره پرواز از سهراب سپهری

قدر دانستن به انگلیسی

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم

که چرا عشق به انسان نرسیده است

چرا آب به گلدان نرسیده است

چرا لحظه ی باران نرسیده است

به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است

به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است

غم عشق به پایان نرسیده است

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید

بنویسد که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است