توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

پدری که بچه ی چهار ماهه ی خود را کتک زد

پدری که بچه ی چهار ماهه ی خود را کتک زد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

پدر بیرحم نوزاد 4 ماهه را ضربه مغزی کرد/ جدال "هستی" با مرگ +عکس

پدر بیرحم نوزاد 4 ماهه را ضربه مغزی کرد/ جدال

امروز سیزدهمین روز است که در بیمارستان امام حسین (ع) اصفهان بستری است و این روزها به علت وخامت حالش، پزشکان امید چندانی به زنده بودنش ندارند.

تاکنون 2 بار تحت عمل جراحی قرار گرفته و پزشکان اعلام کرده اند که باید برای زنده ماندنش دعا کرد. "هستی" اما پدر و مادری ندارد که بخواهند برای سلامتی اش دعا کنند. حتی کسی منتظرش نیست که بعد از 2 بار عمل جراحی، سالم از بیمارستان خارج شود زیرا آنها نوزاد خود را ترک کرده اند.

هستی نوزاد 4 ماهه با تمام معصومیتی که یک نوزاد دارد به این خاطر که مادرش مصرف کننده مواد مخدر Drugs بوده، معتاد Addicted متولد شده و روند ترک او طی نشده است.

علاوه بر اینها، این نوزاد تحت آزار و اذیت والدین معتاد خود قرار گرفته و اکنون به علت ضربه مغزی شدن در بیمارستان بستری است. پزشکان اعلام کرده اند که این نوزاد توسط والدین معتادش پرتاب شده و پس از آن ضربه مغزی شده است.

والدین او، پس از رساندن هستی به بیمارستان متواری شده و حتی اثری هم از خودشان باقی نگذاشته اند.

با نگاهی به چهره این کودک به خوبی می توان دریافت که او روزهای دشواری را داشته و حتی به خاطر گریه زیاد که می تواند ناشی از درد شدید باشد، ناف او به صورت غیر قابل باوری متورم شده است.

هستی اگرچه تنها 4 ماه دارد اما این روزها در حال جنگیدن با مرگ است و به نظر می رسد زندگی در شرایط دشوار را از همان زمان بارداری مادر معتادش تمرین کرده است.

این نوزاد همچنان در بیمارستان بستری است و قرار شده پس از بهبود کامل و ترخیص از بیمارستان، سرپرستی او به سازمان بهزیستی کشور واگذار شود.

در همین ارتباط، الناز زارعی، مددکار موسسه خیریه مهرآفرین به خبرنگاران می گوید: 13 روز پیش پدر و مادر معتادی نوزاد خود را به بیمارستان امام حسین (ع) شهر اصفهان منتقل کرده و اعلام کرده اند که او از یک سطح پرت شده است.

وی می افزاید: مددکاران بیمارستان پس از بررسی اظهارات پدر و مادر این نوزاد، متوجه شدند که نوزاد 4 ماهه از سوی پدرش پرتاب و پس از آن ضربه مغزی شده است.

این مددکار اجتماعی با اشاره به اعتیاد پدر و مادر نوزاد 4 ماهه می گوید: پدر و مادر این نوزاد هر دو معتاد بوده و پدر پس از مصرف مواد مخدر و توهمات پس از آن، اقدام به پرتاب فرزند خود کرده است.

زارعی از اعتیاد نوزاد 4 ماهه خبر می دهد و می گوید: با آزمایش های انجام شده از سوی پزشکان، مشخص شد که نوزاد 4 ماهه نیز معتاد است و پس از تولد، مراحل درمان او طی نشده است.

وی در خصوص وضعیت حال حاضر نوزاد 4 ماهه می گوید: هستی اکنون در شرایط چندان مساعدی نیست و پس از بستری شدن او، پزشکان تاکنون 2 بار این نوزاد را تحت عمل جراحی قرار داده اند.

این مددکار اجتماعی با اشاره به متواری شدن پدر و مادر این نوزاد می گوید: پدر و مادر هستی پس از اینکه او را به بیمارستان آورده اند، با دادن آدرس و شماره تلفن جعلی، از محل متواری شده و فرزندشان را به حال خود رها کرده اند.

زارعی در خصوص اقدامات صورت گرفته به منظور سرپرستی نوزاد 4 ماهه می گوید: پس از بررسی های صورت گرفته، مقرر شد این نوزاد 4 ماهه به علت عدم صلاحیت پدر و مادر پس از طی مراحل درمان به سازمان بهزیستی کشور واگذار شود.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

اخبار زیر را از دست ندهید:

بازیگر معروف سینما بدنام شد + عکس

نقشه شیطانی برای مربی زن یوگا / خواسته هایش شوم مرد جوان مرا به پرتگاه می برد

اقدام وحشیانه خواهر و برادر در اتاق خواب / خواستگار تحمل یک واقعیت را نداشت

نقشه پسر نجیب برای کارمند دختر شرکت / همسر سپهر فریاد زد: تو شوهر مرا قاپیدی و با او ارتباط داشتی!

اقدام زشت پسرخاله متاهل با دختر جوان بیهوش / گفت خاله ام مریض است آنجا رفتم و ...

حمله وحشیانه دو دختر نوجوان به پیرمرد 61 ساله (ویدئو رو نگاه کنید)

لحظه سلفی گرفتن پرستو صالحی با "برایان تریسی" کانادایی در تهران +عکس

لیندا کیانی، با تیپ خاص ورزشی اش در باشگاه انقلاب +عکس

مرحوم خسرو شکیبایی در کنار نیکی کریمی و پرویز پرستویی / عکسی که تا به حال ندیده اید!

منبع مطلب : www.rokna.net

مدیر محترم سایت www.rokna.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

داستان تلخ شکنجه شدن کودک 5 ماهه توسط پدر

به گزارش شفا آنلاین،به نقل از سپید  «طاقت گریه و صدای بچه خودش را هم نداشت، می‌گفت صدای علی را نشنوم! مگر می‌شود؟ بچه نوزاد است دیگر، گرسنه‌اش می‌شود، دلش درد می‌گیرد، گریه می‌کند. مگر می‌فهمد بگویم بابایت اعصاب ندارد ساکت باش؟ خمار که می‌شد تحملش کمتر هم بود، صدای گریه بچه‌ که درمی‌آمد، دست روی او بلند می‌کرد، شکایت که می‌کردم خود مرا هم بی‌نصیب نمی‌گذاشت.» میان گریه‌های بی‌وقفه‌اش این‌ها را به خبرنگار خبرآنلاین می‌گوید، درد دل‌هایش زیاد است و هنوز هم ناباورانه از آن شب نفرین‌شده حرف می‌زند؛ ‌‌همان شبی که دست‌های نامهربان پدر روی صورت و بدن کودک پنج‌ماهه زخم‌های عمیق گذاشت و او را راهی بیمارستان کرد.

می‌گوید: «مگر می‌شود پدری این‌طور وحشیانه بچه‌اش را کتک بزند؟!»

       یاد چهره معصوم و نگاه کودکانه علی که می‌افتد، هق‌هق گریه‌هایش بالا می‌رود و از کابوسی حرف می‌زند که بلای جانش شده است: «الهی بمیرم بچه‌ام را کتک می‌زد و من زورم نمی‌رسید که علی را از زیر دستش نجات بدهم، بچه‌ام نگاهم می‌کرد و از نگاهش می‌خواندم که التماسم می‌کند نجاتش بدهم اما من زورم نمی‌رسید»

       گریه می‌کند، هق‌هق می‌زند، دست‌هایش می‌لرزد و باقی حرف‌هایش را که میان گریه می‌گوید متوجه نمی‌شوم؛ همین‌قدر می‌فهمم که درد دارد و از پدری که خماری‌اش را بر سر کودک پنج‌ماهه‌اش خالی می‌کرد و از قانونی که او و علی را حمایت نکرده شکایت دارد.

       ادامه می‌دهد: «با همه مشکلاتش ساختم، همه کمبود‌ها و سختی‌ها را تحمل کردم، بار‌ها دست روی خودم بلند کرد، کوتاه آمدم حتی کمکش کردم که ترک کند و کرد اما دوستانش نگذاشتند سرش به زندگی خودش باشد، دوباره آلوده‌اش کردند ولی من بازهم تحمل کردم تا وقتی‌که دست روی علی بلند کرد. چند ماه پیش بود؛ اولین باری که علی را کتک زد، دیدم دیگر نمی‌توانم با این مرد زیر یک سقف زندگی کنم، فکر کردم به خاطر امنیت علی هم که شده باید از او جدا شوم، شکایت کردم، رفتم و آمدم؛ دست‌آخر قاضی حکم به مصالحه داد، گفتم بچه من امنیت ندارد، او وحشیانه بچه‌ام را کتک می‌زند، علی را می‌کشد، گفت: تو برو زندگی کن اگر علی را کشت با من...!»

       مادر علی به حکم دادگاه مصالحه کرد و دوباره به خانه بازگشت و دوباره پدر هر بار خماری زخمی به سروصورت علی می‌زد تا این‌که آن شب شوم فرارسید؛ شبی که درد خماری، پدر را به‌جایی رساند که وحشیانه به جان علی و مادرش بیفتد: «علی را روی دست‌هایم بردم بیمارستان، فکر می‌کردم مرده است. خدا علی را دوباره به من داد، چند روز که گذشت و علی بهتر شد رفتم سراغ ‌‌همان قاضی و گفتم بچه‌ام را کشت شما کجا بودی از من دفاع کنی، گفت اشتباه کردم... همین!»

       عکس‌های علی از بیمارستان پورسینای رشت خیلی زود در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد، زخم‌های روی بدنش، جگر را خون می‌کرد و چشم‌های معصوم و روشنش، دلت را می‌برد. خدا علی را دوباره به مادرش بازگرداند اما برخی که دست به شایعه‌شان خوب است، شایعه کردند که او فوت‌شده و این خبر‌ها و عکس‌ها زخم‌های کاری به دل مادری می‌زد که برایش هیچ‌چیزی مهم‌تر از سلامتی علی نبود اما باید شایعات را هم مدیریت می‌کرد؛ حالا اسم او و پسرش بر زبان‌ها افتاده بود و آرامش نداشت.

       برای او اما سخت بود درباره اتفاقی که افتاده صحبت کند که هنوز هم ناباورانه از آن شب حرف می‌زند: «نه این‌که فکر کنی همیشه این‌طور پرخاشگر و نامهربان بود، نه وقت‌هایی که خمار می‌شد این‌طوری رفتار می‌کرد، وقت‌هایی که حالش خوب بود، مهربانی می‌کرد، گاهی گریه می‌کرد و به خاطر کارهایی که کرده معذرت می‌خواست اما چه فایده که دوباره ‌‌همان آش بود و ‌‌همان کاسه.»

       حالا علی حالش خوب است، در آغوش امن مادر و در خانه بی‌ریا و ساده پدربزرگ مادری زندگی می‌کند. با‌ ‌همان چشم‌های معصوم و روشن که نمی‌توان دوستش نداشت، نمی‌توان به نگاه‌هایش بی‌تفاوت بود و آینده‌اش را ندیده گرفت. مادر علی از نگرانی‌هایش برای فردای علی می‌گوید و حقوق او که نمی‌خواهد به‌هیچ‌عنوان پایمال شود: «علی داروی ضد تشنج مصرف می‌کند، به خاطر ضربه‌هایی که به او واردشده باید تحت نظر پزشک مغز و اعصاب باشد، این روز‌ها باید بیشتر کنار علی باشم ولی نمی‌خواهم بگذارم حقش هم پایمال شود و مدام باید در رفت‌وآمد باشم.»

       او این روز‌ها دائم در حال رفت‌وآمد است؛ از بیمارستان و مطب دکتر گرفته تا کلانتری و دادگستری. کف پا‌هایش تاول‌زده و از کاغذبازی‌های اداره‌ها و دادگاه شکایت دارد اما حاضر نیست به‌هیچ‌عنوان کوتاه بیاید. می‌پرسد: «بالاخره قانون با پدری که این بلا را سر بچه‌اش آورده چه برخوردی می‌کند، یعنی زندانی‌اش می‌کنند؟ یعنی...؟» هزار سوال بی‌جواب در ذهن زن جوان رژه می‌رود؛ اما علی در آغوش مادر به فردا چشم دوخته و به دنیا لبخند می‌زند و مادری که به خاطر سلامتی نوزادش دل به ویرانی سپرده، این روز‌ها جز آرامش و امنیت فرزندش انتظاری از قانون ندارد.

       با همه این‌ها، خوشبختانه دست‌های مهربان کم نیستند تا نگرانی مادر علی را برای امنیت او برطرف کنند. مهناز افشار سخنگوی پویش «بد سرپرست تنهاتر است» خبر داده که به‌زودی قرار است برای علی جشن سلامت گرفته شود. او در یک دعوت عمومی از طرفدارانش خواسته در جشن سلامت علی شرکت کنند و نوشته است: «علی در آغوش امن مادر به فردا چشم دوخته و به دنیا می‌خندد. خدا او را یک‌بار دیگر به مادرش بازگرداند، مادری که یاد آن شب نفرین‌شده برایش مثل کابوس شده است. حالا از خدا فقط سلامتی علی را می‌خواهد و حقوق پایمال‌شده‌اش را در دادگاه‌های رشت پیگیری می‌کند. به‌زودی برای علی جشن سلامتی خواهیم گرفت. شما هم دعوتید.»

منبع مطلب : shafaonline.ir

مدیر محترم سایت shafaonline.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

پدری که نوزاد ۸ ماهه اش را شکنجه کرد: حق هر پدری است که فرزندش را کتک بزند!

پدری که نوزاد ۸ ماهه اش را شکنجه کرد: حق هر پدری است که فرزندش را کتک بزند!

رئیس روابط عمومی بهزیستی گیلان گفت: پدر «شیشه»‌ای نوزاد نیز در تماس تلفنی به مأموران گفته: «هر پدری حق دارد فرزندش را بزند.» و…پس از این اعتراف‌های هولناک، مأموران دریافتند پدر معتاد این کودک در گذشته نیز به جرم درگیری و نزاع چندین بار زندانی شده است.
روزنامه ایران: سرپرستی نوزاد ۵ ماهه که از سوی پدر معتادش بشدت شکنجه شده بود با دستور قضایی به مادر پسرک سپرده شد.

رئیس روابط عمومی بهزیستی گیلان درباره سرنوشت این کودک ۵ ماهه که به خاطر آزارو شکنجه پدرش در بیمارستان پورسینا بستری شده بود، گفت: کودک ۵ ماهه به نام علی که توسط پدرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود چندی قبل در این بیمارستان بستری شده بود که بلا فاصله تیم سیار بهزیستی با اطلاع ازموضوع کودک آزاری به بیمارستان مراجعه و موضوع را با دقت بررسی کردند.

مردی که فرزند ۸ ماهه اش را کتک زد: حق هر پدری است که فرزندش را کتک بزند!

محمد غلامزاده افزود: بررسی‌ها نشان می‌داد نوزاد طی ۲۰ روز دو بار هدف ضرب و شتم قرار گرفته و مشکوک به خونریزی مغزی بود. در ادامه بررسی‌ها مشخص شد پدر «شیشه»‌ای نوزاد نیز در تماس تلفنی به مأموران گفته: «هر پدری حق دارد فرزندش را بزند.» و…پس از این اعتراف‌های هولناک، مأموران دریافتند پدر معتاد این کودک در گذشته نیز به جرم درگیری و نزاع چندین بار زندانی شده است.

رئیس روابط عمومی بهزیستی گیلان افزود: این خانواده از لحاظ اقتصادی شرایط مناسبی ندارند ولی مادربزرگ مادری و دایی و مادر کودک بسیار مشتاق به نگهداری وی هستند.

بنابراین موضوع به معاون دادستان گزارش شد که وی نیز پرونده کودک آزاری را به شعبه یک بازپرسی ارجاع داد. غلامزاده گفت: بازپرس پرونده نیز از بیمارستان خواست نوزاد پس از بهبودی به پدرش تحویل داده نشود.

وی افزود: همچنین بازپرس، از پزشکی قانونی خواسته نتایج بررسی‌ها را برای تصمیم‌گیری قضایی به دادسرا ارسال کنند.به گفته مسئول روابط عمومی بهزیستی گیلان، چند روز قبل این نوزاد در صحت و سلامت کامل به مادرش سپرده شد. تلاش برای دستگیری مرد شیشه‌ای نیزادامه دارد.

منبع مطلب : 7sobh.com

مدیر محترم سایت 7sobh.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب