شعر درباره مجنون و خدا

شعر درباره مجنون و خدا ؛ مجموعه اشعار زیبا در مورد مجنون و خداشعر درباره مجنون و خدا ؛ مجموعه اشعار زیبا در مورد مجنون و خدا

شعر درباره مجنون و خدا ؛ مجموعه اشعار زیبا در مورد مجنون و خدا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر درباره مجنون و خدا

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

⇔⇔⇔⇔

شعر مجنون و خدا

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو … من نیستم

بیشتر بخوانید : متن پروفایل در مورد فوت عمو ، متن عمو جان روحت شاد ویادت گرامی

شعر نو در مورد لیلی و مجنون

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد لیلی و مجنون

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

⇔⇔⇔⇔

شعر لیلی و مجنون

هر که را سودای لیلی نیست، مجنون آن‌کس است

ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست

بیشتر بخوانید : متن پروفایل در مورد فوت دایی ، متن زیبا در مورد سالگرد فوت دایی

شعر درباره مجنون و خدا

عاقلان خوشه چین

از سر لیلی غافلند

این کرامت نیست

جز مجنون خرمن سوز را

⇔⇔⇔⇔

شعر مجنون و خدا

مگر به دیده مجنون نظر کنی ورنی

چگونه در نظر آید جمال طلعت لیلی

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد لیلی و مجنون

هرگز ندیدست آسمان

هرگز نبوده در جهان

مانند تو لیلی جان

مانند من مجنون خوش

بیشتر بخوانید : متن پروفایل در مورد فوت مادر ، غمناک عکس پروفایل فوت مادر

شعر در مورد لیلی و مجنون

فصاد، به قصد آنکه بردارد خون

می‌خواست که نشتری زند بر مجنون

مجنون بگریست، گفت: زان می‌ترسم

کاید ز دل خود غم لیلی بیرون

⇔⇔⇔⇔

شعر لیلی و مجنون

طاقت مجنون برفت

خیمه لیلی کجاست

غفلت از ایام عشق پ

یش محقق خطاست

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره مجنون و خدا

آن نه شبنم بود در ایام لیلی، هر صباح

آسمان شب تا سحر بر حال مجنون می‌گریست

بیشتر بخوانید : متن پروفایل در مورد فوت ، پروفایل مرگ من روزی فرا خواهد رسید

شعر مجنون و خدا

هر آن نقشی که پیش آید

در او نقاش می بینم

برای عشق لیلی دان

که مجنون وار می گردم

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد لیلی و مجنون

کمند زلف لیلی می‌کشد از ذوق مجنون را

که از شهر عدم بی‌خود به صحرای جهان آمد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد لیلی و مجنون

مجنون ز جام طلعت لیلی

چو مست شد

فارغ ز مادر و پدر

و سیم و زر فتاد

بیشتر بخوانید : متن پروفایل برای فوت پدر شوهر ، استوری در مورد مرگ پدر شوهر

شعر لیلی و مجنون

گر بگذری بناز، چو لیلی، بطرف دشت

مجنون شوند مردم صحرانشین همه