شعر کامل لیلی و مجنون از نظامی

شعر کامل لیلی و مجنون از نظامی ؛ مجموعه کامل اشعار نظامی در مورد لیلی و مجنونشعر کامل لیلی و مجنون از نظامی ؛ مجموعه کامل اشعار نظامی در مورد لیلی و مجنون

شعر کامل لیلی و مجنون از نظامی ؛ مجموعه کامل اشعار نظامی در مورد لیلی و مجنون همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر کامل لیلی و مجنون از نظامی

هر روز که صبح بردمیدی یوسف رخ مشرقی رسیدی

کردی فلک ترنج پیکر ریحانی او ترنجی از زر

لیلی ز سر ترنج بازی کردی ز زنخ ترنج سازی

زان تازه ترنج نو رسیده نظاره ترنج کف بریده

چون بر کف او ترنج دیدند از عشق چو نار می‌کفیدند

شد قیس به جلوه‌گاه غنجش نارنج رخ از غم ترنجش

برده ز دماغ دوستان رنج خوشبویی آن ترنج و نارنج

چون یک چندی براین برآمد افغان ز دو نازنین برآمد

⇔⇔⇔⇔

شعر کامل لیلی و مجنون

عشق آمد و کرد خانه خالی برداشته تیغ لاابالی

غم داد و دل از کنارشان برد وز دل شدگی قرارشان برد

زان دل که به یکدیگر نهادند در معرض گفتگو فتادند

این پرده دریده شد ز هر سوی وان راز شنیده شد به هر کوی

زین قصه که محکم آیتی بود در هر دهنی حکایتی بود

کردند بسی به هم مدارا تا راز نگردد آشکارا

بند سر نافه گرچه خشک است بوی خوش او گوای مشک است

یاری که ز عاشقی خبر داشت برقع ز جمال خویش برداشت

بیشتر بخوانید : متن در مورد فوت پدر شوهر ، متن های کوتاه درباره پدر فوت شده

شعر درباره مجنون و خدا

کردند شکیب تا بکوشند وان عشق برهنه را بپوشند

در عشق شکیب کی کند سود خورشید به گل نشاید اندود

چشمی به هزار غمزه غماز در پرده نهفته چون بود راز

زلفی به هزار حلقه زنجیر جز شیفته دل شدن چه تدبیر

زان پس چو به عقل پیش دیدند دزدیده به روی خویش دیدند

چون شیفته گشت قیس را کار در چنبر عشق شد گرفتار

از عشق جمال آن دلارام نگرفت هیچ منزل آرام

در صحبت آن نگار زیبا می‌ بود ولیک ناشکیبا

⇔⇔⇔⇔

شعر مجنون و خدا

یکباره دلش ز پا درافتاد هم خیک درید و هم خر افتاد

و آنان که نیوفتاده بودند مجنون لقبش نهاده بودند

او نیز به وجه بینوائی می‌ داد بر این سخن گوائی

از بس که سخن به طعنه گفتند از شیفته ماه نو نهفتند

از بس که چو سگ زبان کشیدند ز آهو بره سبزه را بریدند

لیلی چون بریده شد ز مجنون می‌ریخت ز دیده در مکنون

مجنون چو ندید روی لیلی از هر مژه‌ ای گشاد سیلی

می‌ گشت به گرد کوی و بازار در دیده سرشک و در دل آزار

می‌ گفت سرود های کاری می‌ خواند چو عاشقان به زاری

او می‌ شد و می‌ زدند هرکس مجنون مجنون ز پیش و از پس

او نیز فسار سست می‌ کرد دیوانگیی درست می‌کرد

می‌ راند خری به گردن خرد خر رفت و به عاقبت رسن برد

دل را به دو نیم کرد چون ناز تا دل به دو نیم خواندش یار

کوشید که راز دل بپوشد با آتش دل که باز کوشد

خون جگرش به رخ برآمد از دل بگذشت و بر سر آمد

او در غم یار و یار ازو دور دل پرغم و غمگسار از او دور

” شاعر : نظامی گنجوی “

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد لیلی و مجنون

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

بیشتر بخوانید : متن در مورد فوت پدر ، متن های کوتاه درباره پدر فوت شده

شعر در مورد لیلی و مجنون

نمی‌دانم چه نفرینی

گریبان‌گیر مجنون است ..

که وحشے می‌کند چشمانش،

آهوهاے صحرا را

⇔⇔⇔⇔

شعر لیلی و مجنون

عشق لیلی

نه به اندازه هر مجنونیست

مگر آنان که

سر ناز و دلالش دارند

⇔⇔⇔⇔

شعر کامل لیلی و مجنون از نظامی

‌در تماشا گه لیلی،

بید مجنونیم ما…

بیشتر بخوانید : متن در مورد فوت ، متن غمگین در مورد مرگ و فوت عزیزان

شعر کامل لیلی و مجنون

حکایت لب شیرین کلام فرهاد است

شکنج طره لیلی مقام مجنون است

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره مجنون و خدا

عاشق که بشی ..

حالت حال دل مجنونه

دست خود آدم نیست

فکرت همه جا اونه….

⇔⇔⇔⇔

شعر مجنون و خدا

ای خوبتر از لیلی

بیم است که چون مجنون

عشق تو بگرداند

در کوه و بیابانم

بیشتر بخوانید : متن پروفایل در مورد فوت خاله ، عکس پروفایل خاله جان روحت شاد

شعر نو در مورد لیلی و مجنون

انقد

تورو می خوام که

لیلی

انقد مجنونشو

دوست نداشت…..️

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد لیلی و مجنون

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است

خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

⇔⇔⇔⇔

شعر لیلی و مجنون

به خدا عشق

به رسوا شدنش می ارزد

و به مجنون و به لیلا شدنش

می ارزد

بیشتر بخوانید : متن پروفایل در مورد فوت پدر ، متن های کوتاه درباره پدر فوت شده

شعر کامل لیلی و مجنون از نظامی

ترسم نکند لیلی

هرگز به وفا میلی

تا خون دل مجنون

از دیده نپالاید