عکسهای جوانی داریوش اسدزاده

عکسهای جوانی داریوش اسدزاده



عکسهای جوانی داریوش اسدزاده را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

داریوش اسدزاده | بیوگرافی و عکس های داریوش اسدزاده و همسران و فرزندان

داریوش اسدزاده | بیوگرافی و عکس های داریوش اسدزاده و همسران و فرزندان

بیوگرافی و عکس های داریوش اسدزاده بازیگر

داریوش اسدزاده بازیگر قدیمی و پیشکسوت ایرانی را در سایت حرف تازه در بیوگرافی کامل و عکس هایی از جوانی تا حال و سرگذشت جالب و شنیدنی ازدواج و همسر اول و دوم و سومش و فرزندانش بشناسید.

بیوگرافی داریوش اسدزاده

بازیگر ایرانی سینما وتلویزیون و تئاتر در ۱ آذر ۱۳۰۲ در کرمانشاه به دنیا آمده و فارغ التحصیل دکترای ادبیات هنر می باشد.

بازیگری که بیش از هفت دهه است که در عرصه سینما و بازیگری فعالیت می کند و از ۲۰ سالگی وارد عرصه بازیگری شده است.
تاکنون بیش از ۸۰ فیلم سینمایی و بیش از ۷۰ سریال و فیلم تلویزیونی، بازی کرده است.

در زمینه نویسندگی و کارگردانی در تئاتر نیز کار کرده و چندین نمایش را روی صحنه برده است
همچنین سمت های اجرایی چون رئیس کارگزینی در وزارت دارایی و عضو هیئت مدیره سندیکای سینمای ایران و ریاست انجمن بازیگران و پنج دوره عضو داوران خانه سینما را بر عهده داشته است.

ترک ایران و بازگشت

پیش از انقلاب ایران با دعوت سندیکای سینما به آمریکا رفته و ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۵ پس از ده سال اقامت در آمریکا به کشور بازگشت و فعالیتش در حرفه هنر و سینما از سر گرفت.

فعالیت قبل از انقلاب

از دهه بیست وارد بازیگری شده و بیش از پنجاه فیلم در کارنامه هنری او در سینمای رژیم گذشته دیده میشود.
وی در فیلم هایی ،ممل آمریکایی ،حسین آژدان، دروغگوی کوچولو، سازش، عروس پابرهنه، مرغ همسایه، جعفر جنی و محبوبه اش، خوشگذران زنجیری، شلاق، علی کنکوری، قربون زن ایرونی،
کی دسته گل به آب داده؟، ناخدا با خدا و ….بازی کرده است.

فعالیت بعد از انقلاب

داریوش اسدزاده بعد از ده سال اقامت در آمریکا در سال ۱۳۶۵ به ایران بازگشت و در دو سریال سمندون و خانه سبز ایفای نقش کرد.
از دیگر آثار مهم او می‌توان به بازی در سریال هایی چون یکی بود، یکی نبود، آژانس دوستی، روزگار جوانی، همه فرزندان من ،آخرین بازمانده قصه‌های چهار فصل ،بافته‌های رنج، فروشگاه سوخته‌دلان، داستان یک شهر و ….اشاره کرد.
همچنین در فیلم هایی چون سلام پدر بزرگ،ساکن خانه چوبی، دوازده صندلی، قلاده‌های طلا،خاطره، جعبه موسیقی، این ترانه عاشقانه نیست
آبادان، کفش‌های جیرجیرک‌دار ،بوی کافور، عطر یاس، روز شیطان ، سفر به‌خیر ، بلوف و…نقش داشته است.

کارمند وزارت دارایی

وی با تحصیلات دبیرستانی خود به عنوان کارمند وزارت دارایی مشغول بکار شد

فعالیت او در دهه ۱۳۹۰ متمرکز بر تألیف کتاب‌هایی دربارهٔ تاریخ تئاتر ایران و تاریخ تهران است و بیشتر اوقاتش به مطالعه می گذرد.

همسران داریوش اسدزاده

او در بیست و هفت سالگی با یکی از طرفدارانش به نام «هما شاهرخی» که از نوادگان قاجار بود، ازدواج کرد.
ولی پس از هفده سال زندگی مشترک، از آنجایی که صاحب فرزندی نشدند از او جدا شد.

ازدواج دوم

در ازدواج دومش با سهیلا غزلی ازدواج کرده و دارای دو پسر به نام آرش و کوروش می باشد.

وی پس از مهاجرت به آمریکا، به دلیل مسائل خانوادگی از همسر دومش نیز جدا شد.

ازدواج سوم

در هفتاد و شش سالگی برای سومین بار در سال ۱۳۷۸ ازدواج کرد. نام سومین همسر او طاهره خاتون میرزایی است.

فرزندان

هر دو پسر استاد اسدزاده از کودکی در آمریکا بزرگ شده و زندگی کردند‌.

یکی از آنها دهه پنجاه عمر و دیگری دهه چهل را می گذرانند و درگیر زن و زندگی و خانواده هستند و کمتر فرصت سر زدن به پدرشان را دارند

بیماری و وضعیت جسمانی

وی در آبان ۱۳۹۷ در سن ۹۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری مثانه در بیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت .
اما ساعاتی پس از ترخیص از بیمارستان، به علت تب، عفونت و درد شدید مجددا از خانه راهی بیمارستان شد.
اسدزاده علاوه بر مشکلات مثانه به بیماری ذات الریه نیز مبتلاست.

فیلم شناسی

۱۳۹۶ – حکایت دریا
۱۳۹۵ – شکلاتی
۱۳۹۴ – ۵۰ کیلو آلبالو
۱۳۹۴ – مستند زندگی و دیگر هیچ
۱۳۹۳ – رفقای خوب
۱۳۹۳ – یتیم‌خانه ایران
۱۳۹۳ – مرگ در می‌زند
۱۳۷۲ – شاهین طلایی – قدرت‌الله صلح‌میرزایی
۱۳۷۲ – همسر – مهدی فخیم زاده
۱۳۷۱ – رابطه پنهانی – جهانگیر جهانگیری
۱۳۷۰ – دو نیمه سیب – کیانوش عیاری
۱۳۶۸ – زمان از دست رفته – پوران درخشنده
۱۳۶۷ – آخرین لحظه
۱۳۶۷ – ارثیه
۱۳۶۶ – گل مریم – حسن محمدزاده و …

فیلم های قبل از انقلاب

۱۳۵۷ – زن و زمین
۱۳۵۴ – تیرانداز
۱۳۵۴ – رفیق
۱۳۵۱ – خردجال
۱۳۵۱ – فتانه
۱۳۵۰ – در آمریکا اتفاق افتاد
۱۳۵۰ – راز درخت سنجد
۱۳۴۷ – تونل
۱۳۴۷ – دختر شاه پریون
۱۳۴۷ – دلاور د
۱۳۴۵ – دختر کدخدا
۱۳۴۵ – دو انسان
۱۳۴۵ – شوخی
۱۳۴۴ – پاسداران دریا
۱۳۴۴ – دزد بانک
۱۳۴۴ – سه تاشیطون
۱۳۳۹ – صفرعلی – سعید نیوندی
۱۳۳۸ – آقای شانس
۱۳۳۵ – کلاه غیبی
۱۳۳۳ – همسر مزاحم و …

سریال های تلویزیونی

۱۳۹۵ چرخ فلک
۱۳۹۴ نفس شیرین
۱۳۹۰ چمدان
۱۳۹۰ مهمانان ویژه
۱۳۸۸ زمین انسان‌ها
۱۳۸۸ هوش سیاه
۱۳۸۸ گاوصندوق
۱۳۸۸ دفترخانه شماره ۱۳
۱۳۸۷ بچه‌های دهکده
۱۳۸۷ همه بچه‌های من
۱۳۸۶ خواستگاران
۱۳۸۴ بوی گل‌های وحشی
۱۳۸۴ و خدا عشق را آفرید
۱۳۸۳ عشق گمشده
۱۳۸۳ دیروز، امروز، فردا
۱۳۸۲ رانت‌خوار کوچک
۱۳۸۲ این سه نفر
۱۳۸۲ عروس
۱۳۸۱ مدرک اصلی
۱۳۸۱ هیچکس
۱۳۸۱ قصه‌های
۱۳۸۰– لحظه قاصدک
۱۳۸۰ خانه آرزوها و ..

مصاحبه داریوش اسدزاده

دوران کودکی

کودک درون من سال هاست که جوان شده است، عاشقی می کند، می خندد و اگرچه به ظاهر پیرشده ام اما از درون دوست دارم شنا کنم، کوهنوردی کنم و مانند ایام شباب که قهرمان دوی صدمتر بودم، باز بدوم.

مخالفت پدر

پدرم کاملاً با کار هنرپیشگی و موسیقی مخالف بود.
یکسال بود که مخفیانه ویولن می زدم وقتی فهمید، سازم را شکست.
حتی بدور از چشم او به هنرستان هنرپیشگی می رفتم، وقتی فهمید کلی مرا دعوا کرد و از خانه بیرونم کرد.
مدتی هم سردبیر روزنامه خاور زمین بودم.

بازیگری

از سال ۱۳۲۰ کار تئاتر و از ۱۳۲۷ کار سینما را شروع کردم. آن موقع هنوز سینما و سالن سینما وجود نداشت و تولید فیلمی نبود. خیلی محدود بود با این حال وارد دنیای نمایش شدم.

عاشق کتاب و مطالعه

من از جوانی عاشق کتاب بوده و هستم.
در این سن شب ها تا ۴ صبح بیدارم و کتاب می خوانم.
تاکنون سه کتاب نوشته ام و مشغول نوشتن چهارمین کتابم هستم.

عشق و عاشقی شاهزاده قاجار

من عاشق نشدم بلکه دیگران عاشق من شدند.
چون هم هنرپیشه بودم، هم جوان و خوش تیپ و قد بلند بودم.

ازدواج با طرفدارش

بالاخره در ۲۷ سالگی با دختری اصیل و خانواده دار ازدواج کردم.
دست روزگار او را از من گرفت و بعدها دوباره ازدواج کردم و از همسر دوم، ۲ فرزند پسر دارم.

نوه ها و فرزندان

۴ نوه دارم که همه کمتر از ۱۰ سال سن دارند. نوه هایم را ندیده ام و تنها از طریق اینترنت آن ها را دیده ام.

عشق به تئاتر

به تئاتر عشق می ورزم. در تئاتر نفس بازیگر به نفس تماشاگر نزدیک است.
انرژی به صورت مداوم بین بازیگر و تماشاچی رد و بدل می شود.

عکس های داریوش اسدزاده

در اامه تصاویر بیشتر را مشاهده کنید.

بیوگرافی داریوش اسدزاده و همسرش + عکس زندگی شخصی

بیوگرافی داریوش اسدزاده و همسرش

داریوش اسدزاده متولد 1 آذر 1302 در کرمانشاه، بازیگر است

فارغ التحصیل معادل دکترای رشته ادبیات هنر در آمریکا با تایید دانشگاه تهران می باشد، دارنده نشان درجه یک هنر، استاد دانشگاه و بازیگر قدیمی می باشد

پدرش ارتشی و مادرش خانه دار هر دو اهل تهران بود

دو خواهر و یک برادر کوچکتر از خود دارد و تا 5 سالگی در کرمانشاه بود سپس به تهران بازگشتند و مقطع ابتدایی را در دبستان ترفی و دبیرستان را در دارالفنون به پایان رساند

علاقه اش به هنر بازیگری از زمانی که به همراه پدر برای تماشای تئاترهای سنتی مثل سیاه بازی می رفت در وجودش شکل گرفت

می گوید پدرم برای اینکه مرا تشویق به درس خواندن کند، می گفت اگر درس هایت را خوب بخوانی شب جمعه می برمت تئاتر تا نمایش ببینیم

با نفوذی که پدرش داشت و بواسطه تحصیلات خود در دوره دبیرستان در وزارات دارایی مشغول بکار شد و همزمان در مدرسه هنرپیشکی نیز تحصیل می کرد

نهایتا در سال 1321 وقتی 19 ساله بود بازیگری و نویسندگی را در تئاتر لاله زار شروع کرد و همان سال با نمایش لیلی و مجمون اولین بار روی صحنه رفت

پدرش اما مخالف بازیگری اش شد و او مجبور بود پنهانی کار کند

عکس های داریوش اسدزاده و خسرو شکیبایی

در سال 1333 وقتی 31 ساله شد بعد از سال ها تجربه بازی در تئاتر توانست با فیلم سینمایی همسر مزاحم اولین بار جلوی دوربین برود

همزمان با کار دوم خود در سال 1335 بنام کلاه غیبی از طرف اداره کل هنرهای زیبا که دست داماد شاه بود بعنوان نماینده ایران به فستیوال تئاتر پاریس رفت

او به مدت 3 ماه از طرف ایران مشغول تحقیق در تئاتر پاریس شد

بعد از بازگشت از فستیوال پاریس به شدت درگیر تئاتر شد و نزدیک به 200 نمایشنامه کارگردانی و بازی کرد تا جایی که آوازه اش توجه هنرمندان آمریکایی را جلب کرد

سال 1346 وقتی 44 ساله بود به دعوت یکی از کمپانی های فیلمسازی راهی آمریکا شد و در فیلم ‘در آمریکا اتفاق افتاد’ به کارگردانی جواد قائم مقامی ایفای نقش کرد

بعد از تجربه بازی در آمریکا به ایران بازگشت و در سال 1351 وقتی 48 ساله بود علاوه بر فعالیت های سینمایی بعنوان هیئت مدیره سندیکای سینمای ایران منصوب شد

 سال 1355 به تشویق پروفسور دیویدسون جهت مطالعه و تحقیق راهی آمریکا شد

ایشان در زمان اقامت خود در یک مغازه خواربار فروشی و پمپ بنزین سرمایه گذاری کردند اما در نهایت بخاطر عدم نظارت دچار ورشکستی شد

او بعد از 11 سال زندگی در آمریکا سال 1365 به ایران بازگشت

داریوش اسدزاده در سال 1330 وقتی 28 ساله بود با یکی از طرفدارانش بنام هما شاهرخی که از نوادگاه قاجار بود ازدواج کرد اما به علت عدم بچه دار شدن بعد از 17 سال طلاق گرفتند

استاد در سال 1346 برای دومین بار با سهیلا غزلی ازدواج کرد که ثمره این زندگی دو پسر شد اما این زندگی هم در نهایت به جدایی و طلاق ختم شد

عکس همسر داریوش اسدزاده (سوم)

آقای اسدزاده در نهایت برای سومین بار در سال 1378 با طاهره خاتون میرزایی در یک مهمانی آشنا شد و حالا سالهاست کنار هم زندگی می کنند

سومین همسر داریوش اسدزاده بازنشسته مامایی است

فرزندانش را از 8 سالگی به آمریکا فرستاد و حالا آنها با فرهنگ آن ور آبی بزرگ شده اند می گوید یکی 50 سال خورده ای و دیگر 40 سال و خرده ای سن دارند

آنها درگیر زن و زندگی خانواده شدند و مجالی برای دیدن من ندارد

بعد از بازگشت از آمریکا در سال 1366 با فیلم گل مریم به عرصه بازیگری بازگشت و با سریال سمندون سال 1374 به کارگردانیناصر هاشمی وارد قاب تلویزیون شد

شهرت اش اما بیشتر بخاطر بازی در خانه سبز سال 1375 است

ایشان بعد از سال ها فعالیت در سال 1379 به مدت یکسال رئیس انجمن بازیگران ایران شد و به مدت پنج دوره عضو داوران خانه سینما بود

همچنین چندین کتاب در زمینه تاریخی تئاتر نیز به چاپ رسانده است که از جمله آن می تواند به کتاب تماشاخانه تهران و سیری در تاریخ تئاتر ایران اشاره کرد

عکس های داریوش اسدزاده + بیوگرافی

آقای اسدزاده در سال 1391 وقتی 89 ساله بود نشان درجه یک هنری را از محمود احمدی نژاد دریافت کرد و سال ه درس تئاتر و ادبیات تئاتر را در دانشگاه تهران تدریس می کرد

بعضی ها به من می گویند چرا مانند گذشته در عرصه بازیگری پرکار نیستم، واقعیت این است که عوارض پیری دیگر در من خودش را کاملا نشان داده و توان کارکردن مانند گذشته ندارم

از طرفی فیلمنامه هایی که پیشنهاد می شود، انگیزه را برای بازی در من ایجاد نمی کنند

استاد آبان 1397 در 95 سالگی مبتلا به بیماری سرطان مثانه شده و تحت عمل جراحی قرار گرفت بعد از عمل مشخص شد به بیماری زات الریه نیز مبتلا می باشد

ایشان از تابستان 98 نیز بخاطر ضعف جسمانی در بیمارستان بستری شدند تا اینکه صبح روز یکشنبه 3 شهریور 1398 دار فانی را وداع گفت

بیوگرافی داریوش اسدزاده و همسرش | سایت فتوکده

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

مصاحبه و معرفی سه همسر داریوش اسد زاده (عکس)

به گزارش ایران ناز مرحوم داریوش اسد زاده بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینما صبح روز یکشنبه 3 شهریور ماه در منزل خود درگذشت . وی دارای مدرک دکترا از آمریکا بود .

داریوش اسدزاده متولد ۱ آذر ۱۳۰۲ در کرمانشاه بود .او به بازیگری تئاتر، فیلم و سریال ایرانی و نویسندگی کتاب میپرداخت.

وی در ۲۰ سالگی وارد عرصه بازیگری شد و سال‌ها در مقام بازیگر، نویسنده و کارگردان در تئاتر تهران (نصر) فعالیت کرد.

در ۱۹ سالگی عاشق دختر همسایه می شود ولی هیچ وقت به او نمی گوید و این عشق نافرجام میماند .

جوانی داریوش اسد زاده

همسر اول داریوش اسدزاده نوه احمد شاه قاچار و دختر ایراندخت بود . در واقع آقای اسدزاده داماد ایراندوخت محسوب می شود .

همسر اول داریوش اسدزاده هما شاهرخی نام داشت او نوه احمدشاه بود

همسر اول داریوش اسدزاده / ازدواج داریوش اسدزاده با نوه احمدشاه

هما شاهرخی یکی از طرفداران داریوش اسدزاده بود و همیشه برای تماشای تئاتر های او می رفت .

او به اسدزاده درخواست ازدواج داد و او درخواست ازدواجش را قبول کرد .داریوش اسدزاده و همسر اولش هما شاهرخی در بیست و هفت سالگی با یکدیگر ازدواج کردند.

ولی پس از هفده سال زندگی مشترک، از آنجایی که صاحب فرزندی نشدند از او جدا شد.

داریوش اسدزاده و پسرش / عکس قدیمی داریوش اسدزاده

همسر دوم داریوش اسدزاده سهیلا غزلی نام دارد .داریوش اسدزاده و همسر دومش سهیلا غزلی دو پسر بنام های کوروش و آرش دارند .

از هفت هشت سالگی بچه هایش را به آمریکا برد آنجا درس خواندن و ازدواج کردند .پس از مهاجرت به آمریکا، به دلیل مسائل خانوادگی از همسر دومش نیز جدا شد.

داریوش اسدزاده و همسر سومش طاهره خاتون میرزایی

همسر سوم داریوش اسدزاده / طاهره‌خاتون میرزایی همسر داریوش اسدزاده

همسر سوم داریوش اسدزاده دکتر طاهره خاتون میرزایی است .او ماما بازنشسته است .

داریوش اسدزاده و همسرش در یک مهمانی با یکدیگر آشناشده اند .داریوش اسدزاده در سن ۷۶ سالگی در سال ۱۳۷۸ با طاهره خاتون میرزایی ازدواج کرده است و با وجود بعضی از اختلاف نظر ها هنوز نیز در کنار یکدیگر زندگی می کنند .

در ادامه مصاحبه ای کوتاه از داریوش اسدزاده و همسرش طاهره خاتون میرزایی مربوط به سال ۸۶ را می خوانید :

چند سال است ازدواج کرده‌اید؟

میرزایی: ۸سال.

دعوا هم می‌کنید؟

خیلی زیاد (می‌خندد)، نه گاهی! همیشه که نمی‌شود دعوا کرد.

قهر هم می‌مانید؟

میرزایی: نه، اهل قهر نیستیم.

اسدزاده: همان موقع همه چیز تمام می‌شود.

سر چه چیزهایی دعوا می‌کنید؟

سر همه چیز.

اسدزاده: همسر من خیلی نسبت به نظافت خانه حساس است.

میرزایی: سر آشپزی و نظافت، من خیلی حساسم. روی نظافت خانه خیلی حساسم! دلم نمی‌خواهد هیچ‌وقت خانه کثیف باشد.

اسدزاده: خیلی وسواسی است، من را کشته.

میرزایی: آره، من خیلی حساسم. خب، نمی‌توانم از این حساسیت‌ها هم دست بکشم.

با این حساب، آشپزی خانه با کیست؟

میرزایی: با من که نیست.

مگر دستپخت‌تان بد است؟

میرزایی: نه!

اسدزاده: اصلا آشپزی بلد نیست. تخم‌مرغ هم بلد نیست درست کند. آشپزی‌های خانه با من است. نقش‌ها را تقسیم کردیم، آشپزی افتاد به من!

شما در خانه چه می‌کنید؟

میرزایی: من کارپرداز خانه ام.

همسر یک هنرمند بودن سخت است؟

خیلی.

چرا؟

چون برنامه‌ریزی ندارد. با یک هنرمند نمی‌شود برنامه‌ریزی کرد. به آدم سخت می‌گذرد، از این نظر.

فکر نمی‌کردید این قدر سخت باشد؟

چرا، خودم را آماده کرده بودم. می‌دانستم.

کجا آشنا شدید؟

در یک مهمانی، یکی از همکارهایم…

شغلتان چیست؟

ماما بودم و الان بازنشسته‌ام. هر دوی ما را به آن مهمانی دعوت کردند و آنجا همدیگر را دیدیم.

اسدزاده: بعضی‌ها جواب این سؤال‌ها را نمی‌دهند؛ ولی او همه چیز را گفت.

روزهایی که آقای اسدزاده سر کار نمی‌رود را چطوری می‌گذرانید؟

صبح که بیدار می‌شویم با هم حرف می‌زنیم. معمولا صحبت‌هامان به جر و بحث می‌کشد (می‌خندد). جدول هم خیلی دوست دارم، خیلی وقت‌ها جدول حل می‌کنم. گاهی هم کتاب می‌خوانم.

دلیل جر و بحث‌ها چیست؟

به هر حال، اختلاف سلیقه و عقیده هست دیگر. گاهی می‌گویم برویم بیرون یا برویم قدم بزنیم، می‌گوید حوصله ندارم.

سر صحنه کار آقای اسدزاده هم می‌روید؟

گاهی سر صحنه می‌روم.

تعریف خانم میرزایی از خودش چیست؟

در مجموع آدم آرامی هستم و سعی می‌کنم کاری به کار کسی نداشته باشم. هر چیزی هم که برای خودم می‌خواهم برای دیگران می‌خواهم. سعی می‌کنم حسادت هم نکنم.

‌آقای اسدزاده، شما چه تعریفی از خودتان دارید؟

جوان‌های قدیمی که الان پیرمرد شده‌اند، همان حال و هوای قدیم را دارند. یک مدل روحیه مردسالاری در ما مردهای قدیمی هست. من هم این روحیه مردسالاری را دارم. من یک پیرمرد قدیمی‌ام با روحیه مردسالاری. از کار خانمم خیلی ایراد می‌گیرم چون خیلی از نظرهای ایشان مورد قبول من نیست.

(مثل اینکه سر رنگ کابینت با هم تفاهم ندارند. همان لحظه خانم‌ام میرزایی آرام می‌گوید رنگ کابینت را قهوه‌ای بزنیم و آقای اسدزاده می‌گوید سفید.)

دیدید، این هم شاهدش. نظرهای همدیگر را قبول نداریم. اختلاف نظر داریم. تا اندازه ای هم سعی می‌کنیم هر دو کوتاه بیاییم.

کارهای آقای اسدزاده را با هم می‌بینید؟

بله.

از کارشان ایراد هم می‌گیرید؟

(می خندد) فراوان.

جاهایی که خیلی خشن است می‌گویم آرام‌تر باش ولی اصلا نمی‌پذیرد. می‌گوید تو اطلاعات نداری، می‌گویم به عنوان بیننده که می‌توانم نظر دهم.

به آقای اسدزاده چه نمره ای در بازیگری می‌دهید؟

(می‌خندد) تجدید می‌شوند.

به خودتان در بازیگری چه نمره ای می‌دهید؟

اسدزاده: کسی نمی‌گوید ماست من ترش است. مردم باید نظر بدهند، هر چی مردم بگویند، درست است.

آقای اسدزاده، روزهایی که خانه هستید، چه می‌کنید؟

روزهایی که سر صحنه نمی‌روم، یا کتاب می‌خوانم یا کتاب می‌نویسم. گاهی برای خرید بیرون می‌روم؛ البته بیشتر خرید‌های خانه را خانم انجام می‌دهد.

الان مشغول چه کاری هستید؟

الان مشغول نوشتن کتاب «تاریخ تئاتر ایران» از قبل از اسلام هستم.

اگر به شما بگویند یک در جلوتان است، دوست دارید بعد از باز کردن در چه چیزی ببینید؟

میرزایی: همه آرزوهایم را.

چه آرزویی؟

سلامتی برای همه و موفقیت و خوشی.

آقای اسدزاده! شما چطور؟

آرزوهای بزرگ از من گذشته. دوست دارم همه سلامت باشند؛ همه مردم.

آقای اسدزاده، ۲ سریال خانه سبز و سمندون در میان کارهای شما طرفدارهای زیادی داشت. این ۲ سریال به دلیل پارامترهای ویژه – خصوصا خانه سبز – در میان مردم جایگاه خاصی پیدا کرد و هنوز هم از یادها فراموش نشده. ۵ نسل در خانه سبز کنار هم بودند؛ جد بزرگوار، شما، آقای شکیبایی، پسر او (رامبد جوان) و خواهرزاده آقای شکیبایی (علی کوچولو).

بچه‌ها به لحاظ قدرت هنری متناسب بودند و فوق‌العاده صمیمی. داستان‌هایی که بیژن (بیرنگ) می‌نوشت هم عالی بود ولی حیف که تا الان نه او و نه مسعود رسام نتوانسته‌اند آن موفقیت‌ها را تکرار کنند. حساب، حساب عشق بود و باید باشد، نه مادیات.

آقای جعفری جلوه، رئیس وقت شبکه۲ بود. آن موقع خیلی از ما تقدیر کردند و پذیرایی شایانی به عمل آوردند. مردم خیلی از کار راضی بودند ولی متاسفانه ادامه پیدا نکرد.

در خانه سبز با کدام نسل رابطه بهتری داشتید؟

یک بازیگر باید خودش را تطبیق بدهد با همه کس و همه چیز؛ با بزرگ‌تر از خودم یا حتی با یک عروسک.

با کی صمیمی‌تر بودید؟

با خود خسرو (شکیبایی).

در کل دوران فعالیت چطور؟ با کدامشان رابطه هنری نزدیک‌تری داشته‌اید و به قول معروف همدیگر را در نقش پیدا کرده‌اید؟

از آقایان، خسرو شکیبایی بوده و از خانم‌ها هم خانم حمیده خیرآبادی. ۲ بازیگر در برابر همدیگر در یک کار، مثل ۲ کشتی‌گیر روی تشک هستند؛ باید هم‌زور باشند…

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب