علت آزارو فشار سعد بن معاذ چه بود



علت آزارو فشار سعد بن معاذ چه بود را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

علت آزار و فشار قبر سعد بن معاذ چه بود ؟ صفحه 55 پیام های آسمان هفتم

منبع مطلب : nexload.ir

مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

دانلود برنامه مخصوص اندروید
دانلود برنامه مخصوص اندروید

بداخلاقها مواظب فشار قبر باشند!

بداخلاقها مواظب فشار قبر باشند!

بداخلاقها مواظب فشار قبر باشند!

حتما چیزهایی درباره‌ی فشار قبر شنیده‌اید. و حتما برایتان سوال شده که فشار قبر دیگر چیست؟ و چگونه است؟ و نیز برایتان سوال شده که چه چیزی باعثش می‌شود؟


همین سوالِ آخرتان از همه مهمتر است، چون فشار قبر، هر طوری که باشد، خیلی مهم نیست، اما اینکه چه چیزی موجب دچار شدن بر آن می‌شود، و اینکه چگونه می‌توان از آن گریخت، بسیار مهم است.



داستان زیر را بخوانید تا با یکی از عوامل فشار قبر آشنا شوید و حتما حواستان را جمع کنید.


این داستان واقعی‌‌ست!


سعد یکی از یاران بزرگ پیامبر اکرم -سلام و درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد- و از اهل مدینه بود. او نزد رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و مسلمین به طوری احترام داشت که وقتی سواره می‌آمد، رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- مسلمین را به استقبالش می‌فرستاد و خود نیز هنگام ورودش تمام قامت در برابر او بر می‌خواست.



سعد بن معاذ، این یار دلاور پیامبر، در جنگ خندق از خود گذشتگی‌هایی نشان داد تا آن که تیری به دستش اصابت کرد و دچار خون‌ریزی شد.



فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست


به دستور پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- در مسجد، خیمه‌ای برافراشتند و سعد در آن خیمه، تحت درمان قرار گرفت و خود پیامبر -صلی الله علیه و آله و سلم- پرستاری او را عهده‌دار گشت و این دعا را در حق او می‌کرد: "خدایا! سعد در راه تو جهاد کرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبی بپذیر".



بعد از خاتمه جنگ خندق و محاصره قلعه‌ی بنی قُریضه، حضرت رسول -صلی الله علیه و آله و سلم- داوری و میانجی‌گری جنگ با یهودیان را به او واگذار کرد و دستور داد او را بر تختخوابی گذاشتند و پیش یهود آوردند.



و سعد اینگونه حکم کرد که: یا رسول الله! مردان ایشان را بکش ‍ و زنان و اطفال آنان را اسیر کن و اموالشان را در میان مهاجر و انصار قسمت فرما.



بعضی کارها هرچند خودشان کوچکند [البته به ظاهر] اما آثار و تبعات بزرگی دارند حال چه خوب، چه بد.


حضرت فرمود: حکمی کردی که خدا در بالای هفت آسمان چنین حکم کرده بود.



بعدها سعد بر اثر خونریزی همان زخم از دنیا رفت.



صبح آن روزی که سعد از دنیا رفت. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله ! چه کسی از امت تو از دنیا رفته است، که فرشتگان آسمان روح او را به یک دیگر مژده می‌دهند؟



حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:



عده‌ای به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند: یا رسول الله سعد بن معاذ رحلت کرده است.


رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- [وقتی خبر درگذشت سعد را شنید] همراه اصحاب خود برخاستند، [و به طرف منزل سعد حرکت کردند] و در حالی که در تکیه‌گاه بودند، امر کردند تا سعد را غسل دهند.



وقتی غسل به پایان رسید و او را حنوط و کفن کرده و به سوی تابوتش حرکت دادند رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- پا برهنه و بدون ردا، جنازه را تشیع می کرد، گاهی طرف راست و گاهی جانب چپ تابوت را می‌گرفت تا آن که کنار قبرش رسیدند.



آنگاه حضرت رسول -صلی الله علیه و آله و سلم- داخل قبر شد و او را در لحد گذاشته و خشتها را جدا کرده و چید.


می‌‌فرمود: "به من سنگ بدهید" ؛ " به من گِل بدهید" ، و با آن ها میان خشت ها را پر کرد.



رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- چون از این کار فارغ شد و خاک بر روی سعد ریختند و قبر را مرتب کردند فرمود: می دانم که پوسیدگی به این قبر می رسد، اما پروردگار دوست دارد بنده‌ی خدا وقتی کاری را انجام می‌دهد، در آن محکم کاری کند.



درست است که در داستان ما "سعد" یک مرد بود، اما قضیه‌ی بدخُلقی و آثار وحشتناک آن‌[همان فشار قبر را می‌گویم] مربوط به همه‌ی بداخلاقها می‌شود، حتی خانم‌ها!
چون از مرتب کردن قبر فارغ شد و خاک به روی آن ریختند. مادر سعد گفت: "بهشت بر تو گوارا باد."



حضرت رسول -صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: "ای مادر سعد! بر اینکه گفتی مطمئن نباش".



رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت کرد و مردم نیز مراجعت نمودند و عرض کردند: یا رسول الله! ما امروز کارهایی را درباره سعد از شما مشاهده کردیم که تا به حال درباره هیچ کس دیگر ندیده بودیم که انجام دهید، بدون ردا، و کفش به دنبال جنازه‌ی سعد حرکت کردید!



فرمود: فرشتگان آسمان بدون کفش و رداء به تشییع جنازه سعد آمده‌اند، من هم به آنها تأسی کردم.



عرض کردند: شما گاهی جانب راست و گاهی جانب چپ سریر را می گرفتید! فرمود: دست من در دست جبرئیل بود، هر طرف را که او می‌گرفت من نیز می‌گرفتم.


عرض کردند: شما دستور دادید که سعد را غسل دهند و خود بر جنازه‌اش نماز خواندید و برای او لحد قرار دادید و بعد از آن فرمودید که "قبر، بدن سعد را فشار داد"؟[این شخصیت و فشار قبر؟!]



فرمود: آری ، چون سعد با اهل منزلش بداخلاق بود.



حالا با هم به چند نکته در این ماجرا دقت می‌کنیم:


1- فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست



2- هیچ چیز در دستگاه محاسبه‌ی خداوند گُم و یا فراموش نمی‌شود حتی اگر به اندازه‌ی خردل باشد



3- بعضی کارها هرچند خودشان کوچکند [البته به ظاهر] اما آثار و تبعات بزرگی دارند حال چه خوب، چه بد.


4- درست است که در داستان ما "سعد" یک مرد بود، اما قضیه‌ی بدخُلقی و آثار وحشتناک آن‌[همان فشار قبر را می‌گویم] مربوط به همه‌ی بداخلاقها می‌شود، حتی خانم‌ها!



5- پیامبر فرمودند خدا دوست دارد بنده‌اش در کارها محکم‌کاری کند، پس یکی از این کارها که اتفاقا خیلی به محکم‌کاری نیاز دارد، همین مسأله قبر و جهان آن سویش است!



عقل هر آدم سالمی حکم می‌کند که بعد از خواندن این داستان دقیق‌تر به مسائل آخرت خود بیاندیشد و مواظب دامنش باشد که فشار قبر نگیردش.

منبع مطلب : www.beytoote.com

مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب