شعر نو درباره ریاکاری

شعر نو درباره ریاکاری ؛ مجموعه ای از اشعار زیبا درباره ریاکاریشعر نو درباره ریاکاری ؛ مجموعه ای از اشعار زیبا درباره ریاکاری

شعر نو درباره ریاکاری ؛ مجموعه ای از اشعار زیبا درباره ریاکاری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر نو درباره ریاکاری

غلامِ همتِ آن نازنینم

که کار خیر بی روی و ریا کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ریاکاری

اگر به بادهٔ مُشکین

دلم کشد، شاید

که بویِ خیر

ز زهدِ ریا نمی‌آید

بیشتر بخوانید : متن زیبا در مورد دوست از دست رفته ، متن زیبا برای جوان از دست رفته

شعر نو ریاکاری

خوش می‌کنم به بادهٔ مُشکین مشامِ جان

کز دلق پوش صومعه بویِ ریا شنید

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ریاکار

من و همصحبتیِ

اهلِ ریا دورَم باد

از گرانانِ جهان،

رَطلِ گران ما را بس

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره ریاکاری

به دورِ لاله قدح گیر

و بی‌ریا می‌باش

به بویِ گُل

نفسی همدمِ صبا می‌باش

بیشتر بخوانید : متن زیبا در مورد جوان از دست رفته ، متن غمگین در مورد مرگ جوان

شعر درباره ریاکاری

دوش می‌گفت

که حافظ همه روی است و ریا

بجز از خاکِ درش

با که بُوَد بازارم؟

⇔⇔⇔⇔

شعر نو ریاکاری

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم

یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد ریاکار

نذر و فتوح صومعه

در وجه می‌نهیم

دلق ریا به آب خرابات

برکشیم

بیشتر بخوانید : متن زیبا در مورد پدر از دست رفته ، نامه ای به پدر از دست رفته

شعر نو درباره ریاکاری

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است

مکنم عیب کز او رنگ ریا می‌شویم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ریاکاری

آتش زهد و ریا خرمن دین

خواهد سوخت

حافظ این خرقه پشمینه

بینداز و برو

⇔⇔⇔⇔

شعر نو ریاکاری

گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید

آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی

بیشتر بخوانید : تسلیت دایی از دست رفته ، متن تسلیت کوتاه برای فوت دایی

شعر در مورد ریاکار

ریا حلال شمارند و جام باده حرام

زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش

ریای زاهد سالوس جان من فرسود

قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره ریاکاری

ای نفس که مطلوب تو ناموس و ریا بود

از بند تو برخاستم و خوش بنشستم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ریاکاری

به روی و ریا

خرقه سهل است دوخت

گرش با خدا

در توانی فروخت

بیشتر بخوانید : تسلیت عزیز از دست رفته ، پیام تسلیت کوتاه برای اقوام

شعر نو ریاکاری

زیر این دلق کهن فرعون وقتم بی ریا

می‌کنم دعوی که بر طور غمش موسی منم