شعر درباره رند

شعر درباره رند ؛ زیباترین اشعار درباره افراد رندشعر درباره رند ؛ زیباترین اشعار درباره افراد رند

شعر درباره رند ؛ زیباترین اشعار درباره افراد رند همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر درباره رند

عشق رخ یار بر من زار مگیر

بر خسته دلان رند خمار مگیر

صوفی چو تو رسم رهروان می‌دانی

بر مردم رند نکته بسیار مگیر

⇔⇔⇔⇔

شعر رند

گر پیر مناجات است ور رند خراباتی

هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی

بیشتر بخوانید : پیام تسلیت پدر از دست رفته ، پیام تسلیت پدر برای دوست صمیمی

متن درباره رند

گر همچو من افتادهٔ این دام شوی

ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم

با ما منشین اگر نه بدنام شوی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره رند

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

بس طورِ عجب، لازم ایام شباب است

⇔⇔⇔⇔

شعر رند

زاهد غرور داشت،

سلامت نبرد راه

رند از رهِ نیاز

به دارالسلام رفت

بیشتر بخوانید : پیام تسلیت برادر از دست رفته ، پیام تسلیت برادر خودمونی

متن درباره رند

صَلاح و توبه و تقوی

ز ما مجو حافظ

ز رند و عاشق و مجنون

کسی نیافت صلاح

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره رند

غلامِ همتِ آن رندِ عافیت سوزم

که در گداصفتی کیمیاگری داند

⇔⇔⇔⇔

شعر رند

چون من گدایِ بی‌نشان

مشکل بُوَد یاری چُنان

سلطان کجا عیشِ نهان

با رندِ بازاری کند؟

بیشتر بخوانید : پیام تسلیت جوان از دست رفته ، متن غمگین برای سالگرد جوان ناکام

متن درباره رند

من ار چه عاشقم

و رند و مست و نامه سیاه

هزار شُکر

که یارانِ شهر بی‌گنهند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره رند

رندِ عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار مُلْک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

⇔⇔⇔⇔

شعر رند

عاشق و رِند و نظربازم

و می‌گویم فاش

تا بدانی که به چندین هنر

آراسته‌ام

بیشتر بخوانید : پیام تسلیت عزیز از دست رفته ، متن پیام تسلیت رسمی کوتاه

متن درباره رند

یار من اوباش و قلاش است و رند

بر من او خود پارسایی می‌کند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره رند

تکلف نیست

در گفتار رند لاابالی را

چنانت دوست می دارم

که عاشق شعر حالی را

⇔⇔⇔⇔

شعر رند

گوش سنگین می کند بیهوده گویان را سبک

زین سبب واعظ به رند باده پیما دشمن است

بیشتر بخوانید : پیام تسلیت برای کودک از دست رفته ، جملات زیبا در غم از دست دادن فرزند

متن درباره رند

هر که را جام می به دست افتاد

رند و قلاش و می‌پرست افتاد

دل و دین و خرد زدست بداد

هر که را جرعه‌ای به دست افتاد