گاهی تغییر در یک واج موجب تغییر معنای یک واژه میشود



گاهی تغییر در یک واج موجب تغییر معنای یک واژه میشود را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

واج و واج شناسی

واج


تعریف : واج کوچک­ترین واحد صوتی ( آوایی )  زبان است که گر چه خود معنایی ندارد امّا با تغییر در یک واژه ( تکواژ ) تغییر معنایی ایجاد می­کند[1] :

خار  و کار  تنها در یک واج با هم اختلاف دارند ؛ همان­طور هستند جفت واژه­ها یا گروه واژه­های مقابل : دَست ،  مَست ،  سَر ، سر ، سار ، سیر  ،  چین ، چون  ،  کُشت ، کاشت ، کشت  ،  جان ، جام ، جار، جال ، جاز  هر یک از این کلمات با جفت واژه­های خود تنها در یک واج با هم اختلاف دارند .

انواع واج : واج­ها دو دسته هستند « صامت و مصوِّت »

صامت­ها : « /  ء  ،  ع  /  ب  /  پ  /  ت  ،  ط  /  ث  ،  س  ،  ص  /  ج  /  چ  /  ح  ،  هـ  /  خ  /  د  /  ذ  ،  ز  ،  ض ، ظ  /  ر /  ژ /  ش /   غ  ،  ق  /  ف  /  ک  /   گ  /  ل  /  م  /  ن /  و  /  ی  /  = 23 صامت ؛ با این توضیح که تمام صامت­هایی که در کنار هم با کشیدن خطی زیرشان آمده­اند در واقع یک واج محسوب می­شوند .

مصوِّت­ها : /   ـَـ  /  ـِـ  /  ـُـ  /  ا  /  و  /  ی  /  = 6 مصوِّت ؛  با این توضیح که شکل­های / ا ، و ، ی / زمانی مصوِّت محسوب می­شوند که در یک هجا واج دوّم باشند . ( در ادامه بیشتر توضیح داده می­شود . )

ترکیب واج­ها :

 به این معنا که چه واجی در کنار واج دیگر می­آید و چه واج­هایی نمی­توانند بلافاصله در کنار دیگر واج­ها بیایند . همواره ترکیب اصلی واج­ها که به ساخت یک هجا ( بخش ) منتهی می­شوند به سه شکل زیر خواهد بود :

( در ادامه واج صامت را با « ص » ، واج مصوِّت را با « م » نمایش می­دهیم  . )

ص  +  م= نه ( ن ـَ  ) ، به ( ب ـِـ ) با ، بو ، کی ( چه کسی ؟) کو ( کجاست ؟ ) را ، ما ، بی ( بدون ِ ) چه ، جا ، وَ ...

ص  +  م  +  ص    = سَر ، سر ، سُر ، خان ، چین ، چون ، دار ، دیر ( با تأخیر ) زور ، دَر  کِی ( چه وقت ) مِی(شراب ) دُو ( بن مضارع دویدن ) رُو ( بن مضارع رفتن ) خویش = ( خیش ،  چرا که در آوانگاری ( واج نگاری ) تنها به نوشتن واج­هایی می­پردازیم که تلفّظ می­شوند . ) آب = ( ء ا ب )   ...

ص  +  م  + ص  + ص =  داشت ، پوست ، دَرد ، سوخت ، دیر ( عبادت­گاه ) خواست = ( خاست ، چرا که در آوانگاری ( واج نگاری ) تنها به نوشتن واج­هایی می­پردازیم که تلفّظ می­شوند . ) دوخت ، است = ( ء ـَ  ست )

چند نکته : با اندکی توجّه معلوم می­شود :

 اوّلین واج در تمام ترکیب­ها صامت  است .

 دومین واج در تمام ترکیب­ها مصوّت  است .

سومین  و چهارمین واج همواره صامت  است .( ما در زبان فارسی معیار هجایی نداریم که بیشتر از چهار واج داشته­باشد .)

     با توجّه به الگوهای ارائه شده ما هجایی (تکواژ و واژه­ای ) نداریم که با مصوّت شروع شده باشد و یا به اشکال زیر آمده باشد :

« م + ص   یا    ص +  م + م  یا   ص + ص یا   ص + م + م  + ص »

راه­ تشخیص صامت از مصوّت  : ( پیش از هر کاری لازم است 1- واژه­ها و تکواژهای داده شده را به هجاها تقسیم نماییم  2-  واج­نگاری ( آوانویسی ) کنیم  3-  در پی  یافتن نوع و تعداد واج­ها باشیم . ) 

امّا برای یافتن نوع و تعداد واج­ها بهترین و ساده­ترین راه استفاده از الگوی هجایی و یا در واقع استفاده از محور جانشینی است ؛ یعنی ، باید با توجّه به الگوهای ارائه شده واج­ها را جانشین یکدیگر نماییم تا به این وسیله امکان تشخیص نوع واج ممکن شود و چون در زبان فارسی هیچگاه صامت جانشین مصوّت  و یا بالعکس مصوّت  جانشین صامت نمی­شود ؛ پس تمام واج­هایی که جای اوّلین واج را اشغال می­کنند قطعاً صامت  و واج دوم مصوّت  و واج­های سوم  و چهارم صامت  خواهند بود :

پس هر واجی که در ستون صامت­ها قرار گرفت مطمئن خواهیم بود که صامت  است و هر واجی در ستون مصوّت­ها قرار گرفت قطعاً مصوّت  خواهد بود .

( چون هر هجایی برای شکل­گیری آوایی حدّاقل به یک صامت و یک مصوّت  نیاز دارد و باز با عنایت به اینکه تعداد مصوّت­ها در یک هجا نمی­تواند بیشتر از یکی باشد بنا براین تعداد هجاها در هر واژه و یا تکواژ قطعاً برابر با تعداد مصوّت­ها خواهد بود و این یکی از بهترین و سریعترین راه اثبات صحت و سقم اوّلیه­ی آوانگاری و واج­شماری است . )

قابل توجّه :

 الف )  بدانیم که هجاهایی مانند زیر به اشتباه آوانگاری ( واج نویسی ) و واج شماری   نشوند .

     آ  = /  ء  / ( صامت  ) +  /   ا  /  ( مصوّت  )  =  2 واج    ، 

 اَ  =  /  ء  /  ( صامت  ) +  /  ـَـ  /  ( مصوّت  ) =  2 واج  ،

اِ  =  /  ء  /  ( صامت  )  +  /  ـِـ / ( مصوّت  ) =  2 واج  ،  

  اُ  =  /  ء  / ( صامت  )  +  /  ـُـ  / ( مصوّت  )  =  2 واج

ب )  آوانگاری چند واژه که به نسبت مشکل ساز هستند :

« دو » ( بن مضارع دویدن ) =  / د  / ( صامت  ) +  /  ـُ  /  ( مصوّت  ) + /  و  / ( صامت )  ،

« رو  »( بن مضارع رفتن ) =/ ر  / ( صامت  ) +  /  ـُ  /  ( مصوّت  )  + /  و  / ( صامت ) ،

« نو » = ( تازه )  / ن / ( صامت  ) +  /  ـُ  /  ( مصوّت  )  + /  و  / ( صامت )  ، 

 « کی » ( چه وقت  ) =  / ک  / ( صامت  ) +  /  ـِ /  ( مصوّت  )  + /  ی  / ( صامت )  ،

 « می  »( شراب ) = / م  / ( صامت  ) +  /  ـِـ  /  ( مصوّت  )  + /  ی  / ( صامت ) ،

« دی » ( نام ماه ) =  / د/ ( صامت  ) +  /  ـِـ /  ( مصوّت  )  + /  ی / ( صامت )

نمونه سؤالات کنکوری مرتبط با واج نگاری و یا واج شماری :

1-  ترکیب واج­های واژه­ی « آسایشگاه » به ترتیب در کدام گزینه آمده­است .( کنکور- 81 )

الف) / ص / م / ص / م / ص / م / ص / ص / م / ص /       ب) / ص / ص / م / ص/ ص / ص / م / ص /

ج) / ص / م / ص / م / م / ص / م / ص / م /                             د) / م / ص/ م / ص / م / ص / م / م / ص/ م /        

در این سؤال گزینه­ی « ب » بلافاصله حذف می­شود چرا که با دو صامت آغازین آمده و این خلاف قانون ترکیب واج­ها است.

گزینه­ی « ج» نیز حذف می­شود چرا که دو مصوّت  بلا فاصله پشت سر هم آمده است .

گزینه­ی « د » نیز به خاطر آمدن مصوّت  در ابتدای واژه حذف می­شود .

بنابر این بدون اینکه حتّی به واژه نگاه کنیم جواب صحیح را یافته­ایم .

                ( الف ) / ص= ء / م = ا / ص = س / م = ا / ص = ی / م = ـِ / ص = ش / ص = گ / م = ا / ص = ه /         

2-  ترتیب واج­ها در نظام آوایی کدام واژه درست نیست ؟ ( المپیاد ادبی 79 )

الف) سود = صامت + مصوّت+ صامت      ب)اَثَر=  صامت + مصوّت+  صامت +  مصوّت  + صامت        

ج) ناله =  صامت + مصوّت+ صامت + مصوّت   د) تحفه =   صامت + مصوّت+ صامت + مصوّت   

 با تعیین تعداد هجاها می­توان به این نتیجه رسید که تنها گزینه­ی « د » دو هجا است بنابراین باید دو مصوّت داشته باشد «تـُح / فـِ »و چون دو مصوّت دارد تا اینجا عیبی مشاهده نمی­شود امّابا اندک توجّهی به تعداد واج­ها می­توان بلافاصله حکم به غلط بودن گزینه­ی « د » داد چرا که با نوشتن هجاهای این واژه اندکی دقّت می­توان تعداد واج­های آن را حدس زد ( 5 واج ) امّا می­بینیم که چهار واج است و این حکم غلط بودن این گزینه است بدون این­که به نوع واج­ها بخواهیم بپردازیم . جواب گزینه­ی « د »  = صامت + مصوّت+ صامت +  صامت + مصوّت 

3- واج­های کدام گزینه با واژه­ی « بهجت­انگیز » مطابقت می­کند ؟ ( کنکور ریاضی – 85 )

الف) / ص / م / ص / م / ص / م / ص / ص / م / ص /                ب) / ص / ص / م / ص/ م / ص / ص / م / ص / م / ص /

ج) / ص / م / ص / ص/ م / ص/ ص / م / ص/  ص / م / ص /         د) / ص / م / ص / ص / م / ص  / م / ص / ص/ م / ص

گزینه­ی « ب » به خاطر داشتن دو صامت آغازین از نظر قانون ترکیب واج­ها غلط است پس نمی­تواند جواب باشد .

اکنون هجاهای واژه را می­نویسیم : « بـِـه ، جـَـت ، ء ـَ ن ، گیز »

در این مرحله بدون توجّه به نوع صامت و مصوّت و تنها با شمارش واج­های موجود در آوانگاری می­توان دانست که واژه­ی مذکور دارای 12 واج است و این شرط تنها در گزینه­ی « ج » موجود است .(بـه  = / ص / م / ص *[2] جـَت = ص/ م / ص *  ء ـَن = ص / م / ص *  گیز = ص / م / ص *)

( توضیح : متأسّفانه اشکالی بر این سؤال وارد است چرا که می­توان واژه را با توجّه به قاعده­ی کاهش بدون همزه نیز آورد در این صورت جواب می­تواند گزینه­ی « د » باشد . )   

4- کلمه­ی « آسمان خراش » از چند واج تشکیل شده­است ؟ ( سنجش – 82 )

الف)   9              ب) 12                    ج)    13                   د)    10

اوّلین و بهترین کار این است که واژه را به هجا تقسیم نموده و واج­نگاری کنیم : « ء ا  * سـِ  * مان * خـَ * راش * »  = 12 واج

بنابراین بلافاصله با شمردن تعداد هجاهای آوانگاری خود ، به جواب صحیح  پی­می­بریم . ( جواب =  ب )

5-    تعداد صامت و مصوّت در کلمه­ی « دانش­نامه­نویسی » به ترتیب در کدام گزینه آمده­است ؟

الف )   8  ،  7            ب )   6  ،   9[4]             ج )   7  ،  8 [5]              د ) 9  ،  6

باز طبق روال ابتدا هجابندی و آوانگاری می­کنیم : « دا  *  نـِش  *  نا  *  مـِ  * نـِ  * وی  *  سی  * » با همین کار بدون این­که لازم باشد تمام واج­ها را بشماریم و نوع آن ها را تشخیص دهیم به جواب صحیح می­رسیم . ( الف )

چرا که ما می­دانیم همواره در زبان فارسی تعداد مصوّت­ها برابر با تعداد هجاها است پس چون هفت هجا داریم بنابراین هفت مصوّت  نیز داریم و این پاسخ تنها در گزینه­ی « الف » وجود دارد .

صامت­ها :  / د  ن ش ن م ن و س /  = 8       مصوّت­ها : / ا ـِـ ا ـِـ ـِـ ی ی / = 7  

1- با این توضیح که گاهی اختلاف در واج باعث تمایز معنایی نمی­شود ،  به  عنوان مثال جفت واژه­های « فیل ، پیل » و « سپید ، سفید » و امثالهم با وجود اختلاف در واج یک معنا دارند امّا  این استثناها هم نمی­تواند قانون کلّی زبان را نقض کند  چرا که هریک از این ااستثناها هم با قوانین زبان­شناسی قابل توجیه هستند .

2-  ( * ) به عنوان فاصله­ی میان هجاها از این علامت بهره گرفته شد .

3- با توجّه به دو تلفّظی بودن اگر در صورت سؤال مصوّت « ـِـ » زیر صامت « س » قرار داده­نشده­بود  می­توانستیم واج­ها و هجاها را به این شکل نیز نمایش دهیم : « ء اس  * مان * خـَ * راش * = 11 واج

4- لازم به توضیح است که غلط بودن این گزینه بسیار مشهود است چرا که ما هیچ هجایی نداریم که تعداد صامت­های آن کمتر از مصوّت­هایش باشد یا همواره صامت­ها با مصوّت­ها برابرند و یا تعداد صامت­ها بیشتر از مصوّت­ها خواهد بود .

5- عیناً با عنایت به توضیح قبل این گزینه نیز غلط است .

منبع مطلب : shafieerad.persianblog.ir

مدیر محترم سایت shafieerad.persianblog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

واج‌شناسی و آواشناسی فارسی

در تعریف کلی، در زبان فارسی ۲۹ واج وجود دارد که به دو دستهٔ واکه (مصوت) (۶ واج) و همخوان (صامت) (۲۳ واج) تقسیم می‌شوند.[۱]

پیرامون واکه‌ها نیز باید گفت که در فارسی افغانی، فارسی ایرانی و فارسی تاجیکی اختلافاتی هست؛ یعنی فارسی افغانی هشت واکه، و فارسی ایرانی و تاجیکی شش واکه دارد.

البته به شرطی که هجاهای مرکب را به‌حساب نیاوریم این‌گونه است، چون این سی لفظ در واقع شالودهٔ ناب زبان فارسی است.

واج‌ها و آواها[ویرایش]

واکه‌ها[ویرایش]

زبان فارسی گویش غربی (ایرانی)، ازلحاظ واکه‌ها امتیازهای بسیاری دارد و شاید در رستهٔ زبان‌های نادر و رایج دنیا باشد که این‌چنین است، و آن داشتن تنها شش واج است، که سه‌به‌سه در برابر هم است: سه واکهٔ کوتاه و سه واکهٔ کشیده. درواقع، در فارسی، در نهایت تنها شش واکه داریم که به تناسب هرکدام می‌تواند کشیده یا کوتاه باشد که دوازده گونه می‌شود.

گویش معیار فارسی شش واکه دارد که از این قرار است:

در فارسی، گاهی واکه‌های /ـُ/ و /ـِ/ به صورت /ـُوْ/ و /ـِیْ/ کوتاه تلفظ می‌شود:

اگر یکی از بخش (هجا)های واژه، دوواجی درست‌شده از همخوان و واکهٔ /o/، و نیز واجٍ دوم بخش بعدی /u:/ باشد، می‌توان /o/ بخش نخست را به /u/ تبدیل کرد؛ همانند نُمودن، گشوده، بی‌سکون، درود، شگون، ورودی، شکوفه، شلوغ و….

همچنین اگر بخش (هجا)های واژه، دوواجی درست‌شده از همخوان و واکهٔ /e/، و نیز واجٍ دوم بخش پسین /i:/ باشد، می‌توان /e/ بخش نخست را به /i/ تبدیل کرد؛ مانند ببین، پرینتر (چاپگر)، کلید، سریشم (ژلاتین)، نگین، فرینی (فرنی)، نشیمن، پریز، سپید، ته‌نشین، ساکنین، آتِشین و …

و نیز اگر بخش (هجا)های واژه، دوواجی درست‌شده از همخوان و واکهٔ /æ/، و نیز واجٍ دوم بخش بعد /ɒ:/ باشد، می‌توان /æ/ بخش نخست را به /ɒ/ تبدیل کرد؛ همچون بهار، نماز، نهار (ناهار، غذای ظهر)، چهار، بی‌مَحابا، باصفا و ….

گاهی واکه‌های کوتاه فارسی، می‌تواند کشیده تلفظ شود.

اگر در بخش (هجای) پایانی واژه یا تک‌واژ، پس از واکهٔ کوتاه دو همخوان آمده‌باشد، می‌توان واکه را کشیده تلفظ کرد. در واقع هنگامی که واکه پیش از دو همخوان چسبیده (دو حرف ساکن‌دار) آید.

مثلاً /سَرْد/ را می‌توان به صورت /sæ:ɾd/ یا /sæɾd/ گفت.

اگر واکه‌های کشیده پیش از /ن/ بیاید، کوتاه تلفظ می‌گردد. همچنین در دیگر موارد نیز معمولاً می‌توان این کار را کرد.

همچنین استثناهایی هست که از این قرار است:

البته در حالت ـَیّـ استثنا است، مانند صَیّاد /sayyaad/.
زبر پشت «ی» ای که حرکت دارد، گاهی جای /ay/, /ey/ خوانده می‌گردد، مانند ترکیب «مَیِ انگوری» /mey e anguri/.

البته در حالت ـَوّـ استثنا است، مانند جَوّ /javv/.
زبر پشت واوی که حرکت دارد، گاهی جای /av/, /ov/ خوانده می‌گردد، مانند نَوین /novin/.

همچنین واکه‌های بلند نیز در واقع با واکه‌های کوتاه نوشته می‌گردد که اغلب نمی‌نویسندش. این الگوها این چنین است:

پس حواستان باشد، بیت (کوچک‌ترین حافظهٔ رایانه) /bit/ را باید نوشت «بیت»، و بیت (هر سطر در شعر) /beit/ را باید نوشت «بَیت»

در درازای تاریخ، واکه‌های e (ـِ معمولی)، i (ای کوتاه)، ī (ای معمولی)، ē (ـِ کشیده)، u (او کوتاه)، ū (او معمولی)، ō (ـُ کشیده)، a (ـَ معمولی)، ā (آ معمولی)، o (ـُ معمولی) و ø (واکۀ مخصوص تاجکی) در میان گویش‌های فارسی (افغانی (شرقی)، ایرانی (غربی) و تاجیکی (فرارودی)) تغییر کرند. جدول زیر این تغییر را نشان می‌دهد:[۳]

همخوان‌ها[ویرایش]

زبان فارسی بیست‌وسه نماینده واجی اصلی دارد. دو نماینده از این‌ها، دو نماینده (ن و ر) خود دو همخوان را نشان می‌دهد. واج ق نیز در زبان فارسی وجود دارد، و در فارسی ایران با کمی تفاوت با ق عربی و مانند غ تلفظ می‌شود (ق عربی بی‌واک و ق فارسی واک‌دار است).

در استان‌های سمت شمال کشور بین تلفظ ق و غ هیچ تفاوتی قایل نیستند اما در سایر مناطق این دو واج را از یکدیگر متمایز می‌دانند استان‌های کردستان، کرمانشاه، لرستان، فارس، کرمان، زاهدان، بوشهر، خوزستان، … و طوایف اصیل ایرانی از جمله فارس، کرد، لر، لک، بلوچ و… ق و غ را به‌خوبی می‌توانند تلفظ کنند.

پس به‌جرأت می‌گوییم که فارسی ۲۶ همخوان دارد.

در زیر همخوان‌های فارسی معیار را می‌بینید. این همخوان‌ها در فراز و نشیب زمان دگرگون شده و به شکل امروزی درآمده‌است. فارسی همخوان غیرشُشی ندارد.

بر اساس جدول آوانگاری بین‌المللی، آواهای فارسی این‌گونه است:

زبان فارسی ۳۲ دبیره دارد. از این ۳۲ دبیره، ۲۴ دبیره نمایندهٔ ۲۶ واج همخوان‌اند. البته در درازنای تاریخ دبیره‌هایی به فارسی افزوده یا ازش کم شدند، واج‌ها نیز این‌گونه است.

آواهای /د/ و /ت/، هم نوکی‌دندانی و هم نوکی‌لثه‌ای تلفظ می‌شود.

واج‌های /پ/، /ت/، /چ/ و /ک/ هنگامی که در آغاز هجا باشد، حلقی و دمشی ادا می‌شود. (دمش در برابر بازدمش)

هر گاه /پ/ و /ت/ پس از /س/ بیاید، حلقی و دمشی ادا می‌شود. (دمش در برابر بازدمش)

نرم‌کامی‌های انسدادی (/ک/ و /گ/)، پیش از سه واکهٔ پیشین (/ـَ/، /ـِ/، /ی/)، کامی می‌گردد. در واقع از حالت رقیق (مانند کنجکاو و گرگان) به حالت غلیظ (مانند کیان و گیر) بدل می‌آید. این حالت گاهی پیش از برخی حرف‌ها و ساکن نیز پدید می‌آید. این همان قضیهٔ /ک/ کوکویی و /ک/ کفگیری است.

در فارسی جدید، واج‌های ق نمایندهٔ [q] و غ نمایندهٔ [ʁ] بوده‌است. در فارسی دری معیار، دیگر تفاوتی میان دو دبیره نیست، بلکه بسته به موقعیت، /غ/ و /ق/ تغییر می‌کند، البته /غ/ نمایندهٔ [ʁ] و /ق/ نمایندهٔ [ɢ] است؛ لیکن اگر هرکدام در آغاز واژه بیاید، [ɢ] تلفظ می‌شود. البته اگر رسمی نگاه کنیم، /ق/ = /غ/، یعنی هر دو نمایندهٔ [ʁ] است. واج نمایندهٔ اصلی نیز /غ/ است، چنان‌که در فرهنگ معین نیز پس از ارایهٔ توضیح، [ɢ] را آوای اصلی می‌گیرد. در این فرهنگ، /غ/ و /ق/ را با [ɣ] می‌نماید.[۴] البته تفاوت در گویش /غ/ و /ق/، در فارسی‌زبانان مشهود است، مثلاً گویش افغانی و تاجیکی، و نیز لهجه‌های کرمانی و یزدی. در هر صورت سر معیار دری نیز اختلاف است.

زنشی لثه‌ای /ɾ/، در آغاز واژه می‌تواند به زنشی بدل شود ([r]). البته این تلفظ تقریباً در فارسی آزاد است و اول و آخر نمی‌شناسد.

/n/، اگر پیش از /گ/، /ک/، /ق/، /غ/، و /خ/ آید، می‌تواند به صورت /ŋ/ تلفظ شود. نیز اگر پیش از /ق/ (/ɢ/) یا /غ/ (/ʁ/) بیاید، می‌تواند به صورت /ɴ/ نیز تلفظ شود. البته /ن/ را دندانی (/ɴ/)نیز تلفظ می‌کنند./n/ , /ŋ/ در کلمات مرکب و مشتق می‌توانند باعث تغییر در معنی کلمه گردند. مثال زنگ + دار، زن + دار که به صورت /zæŋdɒ:r/ و /zændɒ:r/ تلفظ می‌شوند.

همخوان /ء/ در آغاز واژه، یا در آغاز تکواژ در هنگام ترکیب تکواژها، در صورتی که واج پیشینش همخوان باشد، می‌تواند حذف شود. مانند فناوری و فن‌آوری، نیز «آب آورد» /ʔɒ:b ʔɒ:værd/ و /ʔɒ:b ɒ:værd/، و نیز کم‌عرض /kæm-ʔærz/ و /kæm-ærz/. اگر پیش از /ء/ همخوان بیاید، در برخی شرایط /ء/ حذف شده و واکه‌ها ادغام می‌شود. مانند کی است؟ /ki ʔæst/ و کیست؟ /kist/، و نیز روده‌اش /ɾude-ʔæʃ/ و /rudæʃ/ (بیشتر در عامیانه).

واج /و/ پیش از همخوان‌ها نمی‌آید، به جز خودش، یعنی مگر هنگامی که /و/ تشدید دارد -که در حکم دو /و/ پشت سر هم است-، ما در فارسی پس از /و/ همیشه واکه دریم، چنان‌چه -همان‌طور که گفتیم- اگر در پایان هجا بیاید نیز معمولاً به شکل /ـُ/ یا /ـُ/ کشیده تلفظ می‌گردد. در فارسی باستان یا پهلوی، این واج پیش از همخوان‌ها می‌آمده که در دری به /ب/، /ف/ یا /پ/ بدل گشته. مثلاً /و/ در گرو /grev/(؟) در مصدر «گرفتن» به /ف/ تبدیل شده‌است.

جدول زیر برخی از وردش‌ها را به‌طور تقریبی می‌نماید. البته دقیق نیست.

در فارسی دری، واجی بوده با نشان /ذ/ که امروزه اغلب به ز یا د بدل گشته‌است. در گویش معیار کنونی فارسی، /ذ/ = /ز/ = /z/.

قاعدهٔ /ذ/ در دری این بوده که هرگاه /د/ در میان دو واکه باشد، به صورت /ذ/ تلفظ می‌شود، حتیٰ اگر بعدش واکه‌ای نباشد و نیز همخوانی نیاید (\س از واکه، /ذ/ دارای ساکن باشد.[۵]

واج /و/ در فارسی دری غربی (اغلب ایران) با تلفظ /v/ ادا می‌شود، ولی در فارسی دری شرقی (اغلب افغانستان) به صورت سنتی یعنی /w/ ادا می‌شود.

برخی از واج‌ها برای راحتی تلفظ کنار هم نمی‌آید.

واج‌ها /ن/ و /ک/ کنار هم نمی‌آید. پس در پارسی /nk/ نداریم بلکه /ng/ داریم. اگر واژه‌ای در فارسی «نْک» داشت، یعنی فارسی نیست یا اشتباه است، مثلاً «بانک» انگلیسی، «انکار» عربی و «پنکه» هندی است. در فارسی واژه‌های «بانگ» و «انگار» و «پنگ» (خوشهٔ خرما) داریم

نیز واج‌های /ش/ و /گ/ کنار هم نیایند. پس در فارسی /ʃg/ نداریم؛ که /ʃk/ داریم. در ضمن /ژ/ و /ک/ نیز کنار هم نمی‌آید که در پارسی /ʒk/ نداریم که /ʒg/ داریم. پس «پزشک»، «رشک»، «لشکر» و «اشکنه» درست است و پزشگ و رشگ و لشکر و اشگنه غلط است. در ضمن «مژگان» (/moʒgɒ:n/) درست و «مژکان» غلط است.

/چ/ و /ج/ کنار هم نمی‌آیند، هم‌جنین است /ب/ و /پ/، /ش/ و /ژ/ و هر دو واجی که واجگاه مشترک داشته‌باشد.

واج /ن/ پیش از /ب/ و /پ/ می‌شود /م/، مانند «انبار» و «تن‌پوش» که می‌شود امبار و تم‌پوش.

واج /چ/ اگر پیش از /ت/ یا /د/ بیاید می‌شود /ش/ و /ج/ اگر پیش از /ت/ یا /د/ بیاید می‌شود /ژ/. پس «اجتماع» می‌شود اژتماع و «وجدان» می‌شود وژدان. «اچ‌تی‌ام‌ال» می‌شود اش‌تی‌ام‌ال و «اچ‌دی» می‌شود اش‌دی.

/ژ/ پیش از /د/ و /ش/ پیش از /ت/ می‌آید. در پارسی «اژدها» و «تشت» داریم. «هشدار» می‌شود هشتار.

اگر /د/ پیش از /ژ/ آمد می‌شود /ج/ و اگر /ت/ پیش از /ش/ آمد می‌شود /چ/. /ت/ پیشداز /ژ/ و /د/ پیش از /ش/ نمی‌آید.

واج‌آرایی[ویرایش]

(مواردی درون پرانتزها توضیح داده شد که نیاز به بررسی دارد).

آرایش واجی‌ای که در زبان فارسی حاکم است، یکی از بهترین و آسوده‌ترین‌ها است. این واج‌آرایی کم‌نظیر و شاید بی‌نظیر، از نظر تلفظ آسان است و حاصل یک دگرش تاریخی در روند ساده‌سازی زبان است. این آرایش قوانینی دارد، از جمله:

هر هجا با یک همخوان (صامت) آغاز شده، آن‌گاه یک واکه (مصوت) در پی می‌آید؛ پس از آن می‌تواند با یک همخوان دیگر، یا دو همخوان دیگر (فقط در هجاهای پایانی) ادامه یابد؛ پس در هر تکواژ:

هجاهای فارسی در هر تکواژ:

همچنین قوانین خاصی برای هم‌نشینی واج‌های فارسی هست. در فارسی، واج‌های همانندو با واجگاه (مخرج تلفظ) نزدیک به هم، نمی‌تواند در کنار هم‌آید. مثلاً در زبان فارسی هیچ‌گاه در یک هجا و شاید تکواژه، واجِ /چ/ پیش از /ر/، و /ب/ پیش و پس از /پ/ و /د/ پیش از /ز/ نمی‌آید. در واژه‌های مرکب نیز معمولاً ادغامی تلفظ می‌شود. واج‌های فارسی قوانین سختی دارد که البته به راحت شدن زبان می‌انجامد.

هنگام ترکیب تکواژها، هر واژه

تشدید[ویرایش]

هم‌خوان‌ها ممکن است مشدّد باشد، البته این ویژگی اغلب مربوط به واژه‌های دخیل از عربی است. این دبیره‌ها را در آوانگاری بین‌المللی با دو بار نوشتن [sejjed]، یا با نماد کشیدگی (/:/[sejːed] نشان می‌دهند.

واژه‌های فارسی‌ای مانند امّید و درّه نیز در فارسی هست که تشدید دارد، ولی باید دربارهٔ پیشینیهٔ‌شان پژوهید که آیا ما از پیش و در پارسی میانه یا پارسی باستان تشدید داشته‌ایم یا نه.

واژه‌های هم‌آوا[ویرایش]

در زبان فارسی، واژه‌های بسیاری هست که چندجور نوشته و یک‌جور خوانده می‌شود. غالب این‌ها عربی است.

مثلاً واژهٔ فارسی گذاشتن با گزاشتن (گزاردن) هم‌آوا است، نیز واژه‌های عربی حیاط و حیات (زیستن) نیز این‌چنین‌اند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پی‌نوشت و منابع[ویرایش]

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب