در ماده زمینه ای استخوان چه موادی وجود دارد



در ماده زمینه ای استخوان چه موادی وجود دارد را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

استخوان

استخوان

اُستُخوان جسم جامدی‌است که تشکیل‌دهندهٔ اسکلت جانوران و پاره‌ای از استخوان‌بندی است. استخوان به شکل‌های گوناگون و اندازه‌های بسیار متفاوت در بخش‌های مختلف اندام جای گرفته سازهٔ درونی و بیرونی پیچیده‌ای دارد. بخش بیرونی استخوان سفت و سخت و پدیدآمده از مواد آلی مانند کلاژن و املاح معدنی چون فسفات کلسیم و کربنات کلسیم است. استخوان‌ها دارای وزن کمی هستند ولی محکم و پایدارند و عملکرد بسیاری دارند. تولید گلبول‌های سفید و قرمز، انبار کردن املاح و بالا بردن توان جابجایی را استخوان انجام می‌دهد. استخوان در زبان پهلوی «astuxan» بوده‌است. در زمان تولد حدود ۲۷۰ استخوان در بدن وجود دارند. با بزرگ شدن بچه و با افزایش سن بعضی از این استخوان‌ها به هم چسبیده و در نهایت ۲۰۶ استخوان را برای یک فرد بالغ ایجاد می‌کنند. بزرگترین استخوان بدن استخوان ران و کوچکترین آنها استخوانچه‌های گوش میانی هستند.

بافت استخوان[ویرایش]

استخوان‌های بدن از بافت سخت و محکمی به نام بافت استخوانی همبند تشکیل شده‌است. استخوان یک بافت زنده و در واقع یک اندام است. رشد می‌کند، تغذیه می‌کند، تغییر شکل می‌دهد و می‌میرد. استخوان از سلول‌هایی تشکیل شده به نام استخوان‌یاخته (اُستئوسیت). این سلول‌ها در کنار یکدیگر قرار نداشته و از هم فاصله زیادی دارند. فاصله بین این یاخته‌ها را ماده‌ای بنام مادهٔ میان‌یاخته‌ای (بین سلولی) پر کرده‌است. این ماده را داربست (ماتریکس) هم می‌گویند. داربست و شبکهٔ سه‌بعدی از پروتئین و مواد قندی بخصوصی تشکیل شده که روی آن املاح کلسیم رسوب کرده‌است. این املاح کلسیم عمدتاً از جنس هیدروکسی آپاتیت (Hydroxyapatite) هستند. استخوان سخت‌ترین بافت همبند یا پیوندی است. بافت استخوانی دو نوع است متراکم و اسفنجی. در بافت متراکم طرز قرار گرفتن و ساختمان ماده بین استخوانی نظم خاصی داشته، بطوری‌که املاح معدنی آن به شکل تیغه‌های مدور هم‌مرکزی در کنار هم قرار دارند. در مرکز این تیغه‌ها (لاملا)، مجرایی توخالی وجود دارد که دربردارنده رگ خونی و اعصاب است. به این مجرا مجرای هاورس می‌گویند. یک مجرای هاورس و ۶–۵ تیغه استخوانی دایره‌ای که دور آن را گرفته‌اند یک ساختمان ظریف را درست می‌کند که به آن سامانه هاورس می‌گویند.

عروقی که در مجرای هاورس سیر می‌کنند وظیفهٔ تغذیهٔ استخوان‌یاخته‌ها را به عهده دارند. هر سلول استخوانی در یک محفظهٔ کوچک به نام حفره (لاکونا) قرار دارد. این حفره‌ها از طریق راهچه‌های باریکی به مجرای هاورسی متصل هستند و از آن طریق اکسیژن و مواد غذایی را به استخوان‌یاخته‌ها می‌رسانند. فاصلهٔ حفره‌ها تا مجرای هاورس از یک دهم میلی‌متر کمتر است. در بافت اسفنجی تیغه‌های استخوانی نامنظم هستند و مجرا و سامانه هاورس وجود ندارد و حفره‌ها با ماده‌ای نرم حاوی سلول بنیادی و چربی به نام مغز قرمز پر شده‌اند. مغز قرمز تولید سلول‌های خونی مثل گلبول قرمز را برعهده دارد.

مقدار و نوع بافت استخوانی در استخوان‌های مختلف بدن متفاوت است. مثلاً در تنهٔ استخوان ران بافت متراکم وجود دارد در مجرای میانی استخوان ران مغز زرد وجود دارد. مغز زرد از مقدار زیاد چربی ساخته شده. توجه به این نکته لازم است که بافت متراکم تولید گلبول قرمز و سلول خونی ندارد اما در شرایطی مثل کم خونی مغز زرد به مغز قرمز تبدیل شده و به تولید گلبول کمک می‌کند.

ساختار استخوان[ویرایش]

استخوان شامل ماده زمینه‌ای و سلول‌های بافت استخوانی است. ماده زمینه‌ای به دو صورت بی‌شکل و شکل‌دار وجود دارد. ماده زمینه‌ای بی‌شکل شامل مواد کانی نظیر فسفات و کربنات کلسیم و منیزیم، یون سیترات، یون فلوراید، سدیم و پتاسیم است. مواد آلی شامل کندروایتین سولفات C و A و پروتئینی به نام استئوموکوئید و مواد آلی دیگری است که عبارتند از: استئونکتین، که بلورهای کانی را به کلاژن وصل می‌کنند. استئوکلسین که کلسیم را به خود می‌بندد. سیالوپروتئین و پروتئین شکل دهنده استخوان.

ماده شکل‌دار زمینه استخوان کلاژن I است. کلاژن به صورت یک هسته مرکزی است که مواد کانی بر روی آن رسوب کرده‌اند. کل این ترکیبات بلورهای هیدروکسی آپاتیت را تولید می‌کنند. هیدروکسی آپاتیت تیغه‌های استخوانی را به شکل دوایر متحدالمرکز می‌سازد. علاوه بر این‌ها ماده سومی بنام سیمان وجود دارد که اولاً رشته‌های کلاژن را به یکدیگر می‌چسباند، ثانیاً سیستم‌های هاورسی را به یکدیگر متصل می‌کند و شکل منظمی به آن‌ها می‌دهد. سلول‌های بافت استخوانی بر چهار نوع‌اند که هم‌زمان قابل رویت نیستند.

انواع استخوان[ویرایش]

استخوان‌ها از هر دو نوع الاستیک (قابل انعطاف) و سخت هستند. الاستیسیته (انعطاف‌پذیری) آن‌ها ناشی از ماده آلی (پروتئین) موجود در آنهاست، و این در حالی است که سختی آن وابسته به ماده غیرآلی (املاح معدنی مثل کلسیم و فسفر) موجود در آنهاست. با توجه به سن، درصد مواد آلی و غیرآلی موجود در استخوان‌ها فرق می‌کند. با افزایش سن، درصد مواد غیرآلی افزایش می‌یابد، انعطاف‌پذیری استخوان‌ها کاهش می‌یابد، و استعداد شکنندگی استخوان زیاد می‌شود.[نیازمند منبع]

استخوان‌ها ی بدن از لحاظ آرایش قرار گرفتن تیغه‌های استخوانی و تراکم استخوانی به دو دسته تقسیم می‌شوند

استخوان‌های کورتیکال Cortical bone :در این استخوان‌ها سیستم‌های هاورسی به صورت متراکم و فشرده‌ای در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. این استخوان‌ها بسیار سخت و محکم هستند و در تصویر رادیولوژی به رنگ سفیدتری دیده می‌شوند.

استخوان‌های اسفنجی Cancellous bone: در این استخوان‌ها در بین تیغه‌های استخوانی فضاهای توخالی وجود دارد که حاوی مغز استخوان است. یکی از وظایف این مغز استخوان تولید سلول‌های خونی است. استخوان‌های اسفنجی به خاطر همین فضاهای خالی، تراکم کمتری داشته و مانند اسفنج متخلخل هستند. در این استخوان‌ها مقدار وجهت قرار گرفتن تیغه‌ها بسته به نیروهایی است که به استخوان وارد می‌شود. هرچه استخوان تحت تأثیر نیروهای بیشتری باشد تراکم این تیغه‌ها بیشتر و تیغه‌ها قویترند. جهت قرار گرفتن تیغه‌ها هم در جهت و امتداد نیروهایی است که به استخوان وارد می‌شوند.

سلول‌های بافت استخوانی[ویرایش]

استئوسیت‌ها[ویرایش]

این سلول‌ها ستاره‌ای شکل‌اند و دو هسته بیضی و پر از کروماتین دارند. هر استئوسیت در پیرامون خود لاکونا دارد. برای جلوگیری از مرگ سلولی، استئوسیت‌ها توسط زواید بسیار ظریف سیتوپلاسمی به یکدیگر مرتبط هستند. استئوسیت‌هایی که در نواحی عمیق یا پیر بافت استخوانی قرار دارند دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی کمتری هستند. تا زمانی که صدمه‌ای به استخوان وارد نشود، استئوسیت‌ها تقسیم نمی‌شوند. با ایجاد ضایعه، تقسیمات سلول‌ها آغاز می‌شود. تعدادی از آن‌ها به صورت استئوبلاست، ماده زمینه‌ای بی‌شکل را می‌سازند و خود به استئوسیت تبدیل می‌شوند برخی دیگر به صورت سلول‌های اجدادی استخوان باقی می‌مانند.

استئوبلاست‌ها[ویرایش]

سلول‌هایی هستند چند ضلعی با آنزیم فسفاتاز قلیایی فراوان و هسته‌ای که در خارج از مرکز سلول قرار دارد. این سلول‌ها در محلی که فعالیت سازندگی زیاد است فراوان‌اند و دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی هستند. این دو نشان دهنده فعالیت‌های ترشحی‌اند. به همین دلیل حباب‌های ترشحی بسیاری در این سلول‌ها دیده می‌شود. هنگام فعالیت، تعدادی از استئوبلاست‌ها به صورت سلول‌های اجدادی استخوان ذخیره می‌شوند. این‌ها با وجود آنزیم فسفاتاز قلیایی، قادرند ماده زمینه‌ای بسازند و به همین دلیل سلول‌های سازنده خوانده می‌شوند. هنگام فعالیت مکعبی شکل و بازوفیلی و هنگام استراحت، پهن و اسیدوفیلی هستند.

استئوکلاست‌ها[ویرایش]

استئوکلاست‌ها از مونوسیت‌های خون تولید می‌شوند. استئوکلاست‌ها مسئول تجزیه مادهٔ زمینهٔ استخوان در هنگام استخوان‌سازی هستند. (استئوکلاست‌ها نقش قالب‌گیری استخوان را بر عهده دارند). نقش استئوکلاست‌ها عکس استئوبلاست‌هاست به همین دلیل سلول‌های مخرب نامیده می‌شوند. این سلول‌ها، ابتدا ماده زمینه‌ای بی‌شکل و سپس کلاژن را تجزیه می‌کنند. استئوکلاست‌ها معمولاً سلول‌هایی غول آسا با سیتوپلاسم وسیع‌اند و تعداد ۶ تا ۵۰ هسته دارند.

استئوکلاست‌های جوان تک هسته‌ای بوده و در هنگام فعالیت بازوفیلی و هنگام استراحت اسیدوفیلی هستند. با وجود اسید فسفاتاز دراستئوکلاست‌ها این سلول‌ها می‌توانند مادهٔ زمینه‌ای را تجزیه کنند. به علاوه هنگامی که میزان کلسیم خون به علت عمل هورمون تیروکسین و پاراتورمون کاهش می‌یابد، استئوکلاست کلسیم را از استخوان می‌گیرد و به جریان خون می‌فرستد. استئوکلاست‌ها نزدیک سطح استخوان از حفره‌ای از ماده استخوانی در حال تخریب قرار دارند.

استخوان‌های چهاراندام[ویرایش]

استخوان‌های چهاراندام (دست‌ها و پاها):

استخوان‌های بدن بخشی از اسکلت بدن را تشکیل می‌دهند اسکلت بدن ما دو نوع محوری و جانبی است. اسکلت محوری شامل سر و ستون مهره و قفسه سینه و لگن است و کار حفاظت از اندام‌ها و تا حدودی حرکت را برعهده دارد علاوه بر آن صحبت کردن و شنیدن هم به کمک اسکلت محوری صورت می‌گیرد.

اسکلت جانبی شامل دست و پا است و بیشتر در حرکت بدن نقش دارد. استخوان‌های بخش‌های مختلف بدن استخوان‌های سر شامل جمجمه ۸ قطعه و صورت ۱۴ قطعه گوش ۶ قطعه و یک استخوان لامی می‌شود. ستون مهره شامل ۷ مهره گردن ۱۲ مهره پشت ۵ مهره کمر و یک پارچه خاجی و دنبالچه دنده‌ها ۲۴ تا و جناغ ۱ عدد دست ۶۴ استخوان و پا ۶۴ استخوان دارد. کف دست ۵عدد و انگشتان دست ۱۴ قطعه استخوان دارند. در پا هم انگشتان ۱۴ قطعه دارند. دست شامل استخوان بازو است که به کمک مفصل شانه به تنه وصل می‌شود و در پائین با ساعد مفصل می‌شود. ساعد دو استخوان دارد زند زیرین و زند زبرین زندزبرین با بازو مفصل آرنج را تشکیل می‌دهد و زند زیرین مفصل مچ را تولید می‌کند. در پا استخوان ران بلندترین استخوان بدن قراردارد؛ که در بالا به کمک نیم لگن به تنه وصل می‌شود. ودر پائین با درشت نی مفصل زانو را تشکیل می‌دهد. ساق پا دارای دو استخوان درشت نی و نازک‌نی است. قوزک خارجی پا سر نازک‌نی و قوزک داخلی پا سر درشت نی است.

منابع[ویرایش]

آرتور گایتون، کتاب فیزیولوژی جانوری، ۲۰۱۰،انتشارات نشر دانشگاه

-جان کوئیرا، کتاب بافت‌شناسی، ۲۰۱۶

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

بافت استخوانی

بافت استخوانی

بافت استخوانی (انگلیسی: Bone tissue‎) ساختار اصلی و نگهدارنده بافت همبند یا پیوندی در بدن است. بافت استخوانی از سایر بافت‌های نگهدارنده کاملاً متمایز است و بخش سفت استخوان را تشکیل می‌دهد.

بافت استخوانی سخت است و مانند سایر بافت‌های پشتیبان از سلول‌ها، رشته‌های کلاژن که جزو مادهٔ زمینه است برخلاف بافت‌های پیوندی دیگر پوشش خارجی و پوشش داخلی تشکیل شده‌است.

تجزیه استخوان نشان می‌دهد که ۶۲٪ آن مواد معدنی و ۳۸٪ مواد آلی است. ۸۵٪ از مواد معدنی فسفات کلسیم، ۱۰٪ آن کربنات کلسیم و ۵٪ بقیه سایر املاح است.

اگر بافت استخوانی در اسید قرار گیرد، مواد معدنی آن حل شده و سختی خود را از دست داده، نرم می‌شود و کاملاً قابل بریدن می‌شود، این عمل را دکلسیفیکیشن (Decalcification) گویند. عکس این عمل در تشکیل و رشد استخوان اتفاق می‌افتد.

ساختار[ویرایش]

استخوان متراکم: با چشم معمولی و غیر مسلح، به صورت متراکم و بی شکل دیده می‌شود، و لایه خارجی استخوان را تشکیل می‌دهد. موقعی که استخوان متراکم زیر میکروسکوپ مورد بررسی قرار می‌گیرد، واحدهایی با آرایش منظم مشاهده می‌شوند که سیستم هاورس نام دارد. سیستم هاورس از قسمت‌های ریز تشکیل شده‌است.

مابین سیستم‌های هاورس مجاور، لاملاهای دیگر به نام لاملاهای میان بافتی وجود دارند؛ و دورتادور محل استخوان توسط لاملاهای دیگری به نام لاملاهای محیطی احاطه شده‌است. مجاری هاورس مجاور هم، به وسیله مجاری عرضی باریکه (مجاری ولکمن Volkmann's canal) به یکدیگر متصل می‌شوند و از میان همین مجاری است که رگ‌ها از یک سیستم هاورس به سیستم دیگر راه می‌یابند. گرچه استخوان متراکم با چشم معمولی بی شکل به نظر می‌آید، ولی می‌توان فضاهایی را در آن مشاهده کرد که تفاوت عمده میان استخوان متراکم و اسفنجی در اندازه همین فضاهاست.

استخوان اسفنجی: در رشته‌های استخوانی به نام ترابکولا که فضای ما بین آن‌ها توسط چشم معمولی قابل روئیت است تشکیل شده‌است. مقدار هر یک از دو نوع استخوان فوق، از استخوانی به استخوان دیگر و از قسمتی از استخوان به قسمتی دیگر فرق می‌کند؛ و بستگی به میزان قدرت مورد نیاز آن استخوان دارد. در تنه استخوان مداز، یک لایه خارجی ضخیم از نوع استخوان متراکم وجود دارد. در صورتی که در یک استخوان نامنظم یا کوتاه لایه متراکم استخوان نسبتاً نازک است. استخوان اسفنجی دارای لاملاهایی است که از نظر ساختمان شبیه به لاملاهای استخوان متراکم هستند با این تفاوت که فضاهای موجود در استخوان اسفنجی بزرگتر بوده و سیستم‌های هاورس فقط در ترابکول‌های بزرگ دیده می‌شوند. استخوان اسفنجی مواد غذایی خود را از رگ‌های اطراف دریافت می‌کند.

عناصر بافت استخوانی[ویرایش]

I- سلول‌های استخوانی

استخوان‌ها در نگهداری و محافظت اندام‌های نرم، ذخیره مواد معدنی، تولدی سلول‌های خونی نقش دارند وتوسط عضلات اسکلتی جابجا می‌گردند.

سلول‌های مزانشیمی که سازنده سلول‌های استخوان‌ساز (Osteoprogenitor cells) می‌باشند به دو گروه تقسیم می‌گردند. یکی سلول‌های دوکی یا کشیده که دارای زوائد سیتوپلاسمی است و به نام سلول‌های استخوانی غیرفعال (Inactive osteoblast). دیگری سلول‌های مکعبی یا استوانه‌ای شکل با هسته‌های قاعده‌ای که نسبت به تیغه‌های استخوانی عمود است و متریکس در بافت استخوانی توسط آن‌ها ترشح می‌گردد، که به نام سلول‌های استخوانی فعال (Active osteoblast) خوانده می‌شوند. این سلول‌ها، سیتوپلاسمی بازوفیلی داشته و به سلول‌های بالغ استخوانی یا استئوسیت (Osteocyte) تبدیل می‌گردند. سلول‌های اخیر ستاره‌ای شکل با هسته پهن، تیره و زوائد سیتوپلاسمی بلند فراوانی می‌باشند. این سلول‌ها در حفراتی به نام لاکونا (Lacunae) قرار دارند. (شکل‌های ۳۵ و ۳۶) در اطراف این حفرات، مجاری باریکی به نام کانالیکول (Canaliculi) موجود است که زوائد سیتوپلاسمی سلول‌ها در این لوله‌های کوچک یا کانالیکول‌ها وارد می‌شود. زوائد سیتوپلاسمی این سلول‌ها توسط اتصال بارونه به یکدیگر متصل می‌شوند و از این راه یون‌ها و سایر مولکول‌های کوچک به راحتی از یک سلول به سلول دیگر انتقال می‌یابند. این ارتباط گاه تا ۲۰ ردیف از سلول‌های استخوانی را در دنبال هم امکان‌پذیر می‌کند

II- رشته‌های کلاژن (Collagen fibers)

این رشته‌ها که جزئی از مواد آلی استخوان هستند، از نوع رشته‌های کلاژن نوع یک می‌باشند که بسیار ظریف و در دسته‌هایی به ضخامت ۳ تا ۵ میکرون قرار دارند و به نام رشته‌های کلاژن استخوانی (Osteocollagenous fibers) نامیده می‌شوند. ناگفته نماند که این رشته‌ها جزئی از ماده بنیادی استخوان نیز محسوب می‌گردند.

III- ماده بنیادی (Bone matrix)

مواد معدنی که قسمت اعظم ماده بنیادی استخوان را تشکیل می‌دهد شامل فسفات کلسیم، کربنات کلسیم، هیدروکسی آپاتایت، (Hydroxyaptite) و مواد آلی آن از گلیکوزامینوگلیکان‌ها که از انواع کندروایتین سولفات‌های ۴ و ۶ است، به صورت سیمانی همراه با رشته‌های کلاژن به یکدیگر محکم می‌شوند و ایجاد تیغه‌های استخوانی (Lamellae) را می‌نمایند، که در استحکام استخوان مؤثرند. هر تیغه استخوانی فاصله بین ردیف‌های سلول‌های استئوسیت است که توسط ماده بنیادی، مواد کلسیمی و کلاژن پر شده‌است. گلایکوپروتئین‌های استخوان (استئوکلسین و سیالوپروتئین) دارای قدرت جذب ترکیبات کلسیمی فراوان می‌باشد.

تیغه‌های استخوانی که به ضخامت ۳ تا ۷ میکرون می‌باشند، از اختصاصات بافت استخوانی بالغ می‌باشد. استخوان اسفنجی به شکل تیغه‌های نامنظم قرار دارند و در حالی که تیغه‌های آن‌ها توسط مغز استخوان از یکدیگر جدا شده‌اند، حفره حفره به نظر می‌رسند

لازم است ذکر شود برای نگهداری بلورهای آپاتایت یون فلوراید نیز ضروری است.

IV- پوشش خارجی استخوان یا پریوست (Periosteum)

یک لایه همبندی ویژه‌ای است که سطح خارجی استخوان را به استثنای سطوح مفصلی می‌پوشاند و بر روی تیغه‌های استخوانی اطرافی خارجی قرار دارند. پریوست در نقاطی که تاندون یا رباط به استخوان متصل می‌گردد بسیار محکم به تیغه‌های استخوانی می‌چسبد و با پوشش خارجی یکی می‌شود.

لایه داخلی: نسبتاً سست است و از الیاف همبندی کم و سلول‌های زیادی تشکیل یافته‌است و شامل سلول‌های پیش استخوان ساز (Osteopr

بازسازی استخوان[ویرایش]

یک فرایند مادام العمر است که در آن بافت استخوان بالغ تخریب شده (فرایندی به نام استخوان) و بافت استخوانی جدید تشکیل می شود (فرایندی به نام تشکیل استخوان جدید). این فرایند تغییر شکل یا بهبود استخوان در پی صدماتی مانند شکستگی استخوان یا آسیب های جزئی که در طی فعالیت طبیعی روزمره رخ میدهد را نیز کنترل می کنند . در انسان، کل اسکلت بدن تقریباً هر 10 سال یک بار توسط دو فرایند تجزیه استخوان و تشکیل استخوان بازسازی می‎شود. تجزیه‎ استخوان، که در آن استخوان پیر و آسیب دیده توسط استئوکلاستها حذف می‎شود، حدود 4-6 هفته طول ‎می‎کشد که روند نسبتاً سریعی است. در حالی که، تشکیل استخوان جدید که توسط استئوبلاستها صورت می‎گیرد، تقریباً 4-5 ماه طول می‎کشد. استئوکلاست‎ها و استئوبلاست‎ها سلول‎های تمایزیافته از دو رده سلولی متفاوت هستند: استئوکلاست‎ها از سلول‌های بنیادی خونساز و استئوبلاست‎ها از سلول‎های مزانشیمی متمایز می‎شوند[۱]. عدم تعادل در تنظیم دو فرایند تجزیه و تشکیل استخوان منجر به بسیاری از بیماری های متابولیک استخوان مانندپوکی استخوان می شود [۲].

نحوه تشکیل استخوان از سلول‎های بنیادی مزانشیمی[ویرایش]

نحوه تشکیل استخوان از سلول‎های بنیادی مزانشیمی به ترتیب زیر می‎باشد:

1) فعال شدن سلول‎های بنیادی مزانشیمی (MSC) توسط فاکتور رشد تغییردهنده بتا و مهاجرت به مکان‎هایی که تجزیه‎ استخوان صورت می‎گیرد که در نهایت پیش استئوبلاست‎ها را می‎سازند.

2) پیش استئوبلاست‎ها، جمعیت ناهمگن سلولی‎ اند فاکتور رونویسی RUNX2 را بیان کرده که این فاکتور نقش اصلی و کلیدی را در فرایند استخوان ‎سازی ایفا می‎کند. این سلول‎ها توسط آلکالین فسفاتاز و استئوکلسین، استئوبلاست‎ها را می‎سازند.

3) استئوبلاست‎ها سلول‎های مکعبی شکل قطبی شده هستند که برای ترشح فعال ماتریکس برون‌یاخته‌ای(ECM) تخصص یافته ‎اند. این سلول‎ها دارای طول عمر نسبتاً کوتاهی(در استخوان‎های انسان 3 ماه تخمین زده می‎شود) هستند . ECM که از کلاژن نوع I بسیار غنی ولی هنوز معدنی نشده ، به عنوان استخوان‌واره(استئوئید) شناخته می‎شود. معدنی سازی از طریق تجمع فسفات کلسیم به شکل هیدروکسی آپاتیت اتفاق می افتد. تشکیل ECM معدنی منجر به ماده سخت اما سبک می‎شود که استخوان را تشکیل می‎دهد.

4) وقتی که ECM تشکیل شد، استئوبلاست‎ها سه سرنوشت ممکن دارند: به استئوسیت‎های تعبیه شده در ماتریکس معدنی‎ شده‎ استخوان تبدیل شده و اکثر اندامک‎های سیتوپلاسمی خود را از دست می‎دهند، در اثر خزان یاخته‌ای(آپوپتوز) می‎میرند، یا به سلول‎های پوششی استخوان تبدیل می‎شوند.

استئوسیت‎ها، که فراوان ترین سلول‎های استخوانی هستند، 90-95٪ از کل سلول‎های استخوانی در یک بزرگسال را تشکیل می‎دهند. آن‎ها در طی تشکیل استخوان از استئوبلاست‎هایی که در مرحله‎ آخر تمایز هستند و توسط ماتریکس غیرمعدنی (استئوئید) احاطه‎ شدند، مشتق می‎شوند. هنگامی که استئوئید معدنی می‎شود، استئوسیت‎ها در آن جا به دام می‎افتند و با یکدیگر و با استئوبلاست‎ها و با سلول‎های پوششی روی سطح استخوان شبکه گسترده‎ ای ایجاد می‎کنند. برخلاف استئوبلاست‎ها، استئوسیت‎ها می‎توانند در طول زندگی یک فرد زنده بمانند. این سلول‎ها دارای یک جسم سلولی کوچک و تعداد زیادی دنباله‎ های سیتوپلاسمی بلند دندریتیک مانند هستند که کانال در داخل استخوان را تشکیل می‎دهند و نقش مهمی در تنظیم تمایز و عملکرد استئوبلاست و استئوکلاست دارند. بررسی بیان ژن‎هایrunt-related transcription factor 2 (RUNX2) ، alkaline phosphatase (ALP) و osteopontin (OPN) می‎تواند جهت تشخیص درجه تمایز سلول‎های بنیادی مزانشیمی به سلول‎های استخوان استفاده شود [۳].

تجزیه‎ استخوان توسط استئوکلاست‎ها[ویرایش]

تجزیه‎ استخوان توسط استئوکلاست‎ها بدین صورت است که با ترشح هیدروکلریک اسید ماتریکس معدنی تجزیه شده و ترشح پروتئازها به ویژه سیستئین پروتئاز کاتپسین K و ماتریکس متالوپروتئیناز سبب تجزیه ماتریکس آلی می‎شود [۴].

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب