گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست



گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

گنجور » سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۳

افسرده نوشته:

ضمن عرض ادب واحترام محضر اساتید گرانقدرم، اگر این غزل را از لحاظ زبان و شیوه ترکیب ها و سنجیدن وزن و روان بودن کلام بسنجیم چنان به نظزمیرسد که این غزل از سعدی نیست، ، جای تعجب است اینهمه تفاوت در زبان این غزل، هر چه میخوانم بیشتر به اشتباه ها و کمبودهای این غزل پی میبرم، خوب است اگر گاهی هم بجای تعریف‌و تمجید به نقاط ضعف بپردازیم
مثل
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش(برانیم از خویش)

خلاف رای تو کردن(رفتن) خلاف مذهب ماست

میان عیب و هنر پیش دوستان کریم(قدیم)

تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

عنایتی که تو را بود اگر مبدل شد

خلل پذیر نباشد ارادتی که مراست(ارادتم که توراست)

مرا به هر چه کنی دل نخواهی(نخواهم) آزردن

که هر چه دوست پسندد به جای د,وست(مرا هرواست

اگر عداوت و جنگ است در میان عرب

میان لیلی و مجنون محبت است و صفاست

هزار دشمنی اگرفتاد ز بدگویان

میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

غلام قامت آن لعبت قباپوشم

که در برابر مهرش هزار جامه قباست

نمی‌توانم بی او نشست یک ساعت (کل این مصرع) پ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

چرا که از سر جان بر نمی‌توانم خاست

جمال در نظر و شوق همچنان باقی

گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست

مرا به عشق تو اندیشه (باکم ) ازملامت نیست

وگر کنند ملامت نه بر من تنهاست

هر آدمی که چنین شخص دلستان بیند(کل این مصرع)

ضرورت است که گوید به سرو ماند راست

به روی خوبان گفتی نظر خطا باشد)(کل این مصرع)

خطا نباشد دیگر مگو چنین که خطاست(کل این مصرع)

خوش است با غم هجران دوست سعدی را

که گر چه رنج به جان می‌رسد امید دواست کل این مصرع)

بلا و زحمت امروز بر دل درویش

از آن خوش است که امید رحمت فرداست

????☹

منبع مطلب : ganjoor.net

مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

شماره ۴۳: اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب