تاریخ ولادت پیامبر از نظر شیعیان چهار حرفی



تاریخ ولادت پیامبر از نظر شیعیان چهار حرفی را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

میلاد پیامبر

میلاد پیامبر

میلاد پیامبر یا عید مولود (به عربی: مَوْلِدُ النَبیِّ یا المولد النبوی الشریف)، سالروز ولادت پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله است و یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است. اگرچه تاریخ دقیق ولادت پیامبر اسلام مشخص نیست، اهل سنت این جشن را در ۱۲ ربیع‌الاول برگزار می‌کنند[۱] و شیعیان ۱۷ ربیع‌الاول را جشن می‌گیرند. اکثر مسلمانان و دولت‌های اسلامی این روز را جشن می‌گیرند و به خاطر تولد او به شادمانی می‌پردازند، خیابان‌ها را آذین می‌بندند و صدقات و خیرات می‌نمایند. در مساجد نیز مجالسی برگزار می‌کنند و اشعاری به نام مولودی در مدح پیامبر اسلام می‌خوانند، سیره او را بیان می‌دارند و با شیرینی‌جات از مردم پذیرایی می‌نمایند.

تاریخچه[ویرایش]

این جشن‌ها برای اولین بار به صورت عمومی در مصر در سال ۱۱۰۰ میلادی (اواخر قرن پنجم هجری) برگزار شد.[۱] خلفای فاطمی مذهب اسماعیلیه شیعه، ولادت پیامبر، علی بن ابی‌طالب، فاطمه زهرا، و خلیفهٔ وقت فاطمی را جشن می‌گرفتند. این جشن‌ها به صورت اهدای هدیه و ایراد خطبه‌ها انجام می‌شد. بعدها این جشن‌ها تقریباً به فراموشی سپرده شدند.[۲] منشأ بسیاری از جشن‌های مسلمانان سنی به سال ۱۲۰۷ میلادی برمی‌گردد که در آن مظفرالدین گوکبری (شوهرخواهر صلاح‌الدین ایوبی) در اربیل به مدت یک ماه جشن‌هایی را برای میلاد پیامبر برگزار کرد. اگرچه رهبران مذهبی این جشن را به رسمیت نشناختند، به تدریج این عید به مناطق دیگر مسلمان‌نشین منتشر شد.[۱]

نظر اهل سنت[ویرایش]

اهل سنت در طول تاریخ و تاکنون مراسم میلاد پیامبر را نیک می‌شمرده‌اند و بسیاری از علمای اهل سنت (مانند ابن اثیر، ابن جوزی، شمس‌الدین سخاوی و ابن کثیر) کتاب‌هایی ویژه میلاد پیامبر نگاشته‌اند و حتی معتقدند مستحب بودن روزهٔ دوشنبه‌ها به خاطر یادبود میلاد پیامبر است.[۳] از میان کشورهای اسلامی، تنها کشوری که در آن میلاد پیامبر تعطیل نیست، عربستان و قطر است.[۴]

نظر شیعیان[ویرایش]

شیعیان نیز علاوه بر میلاد پیامبر، برای میلاد سایر چهارده معصوم، مراسم جشن و شادی برگزار می‌کنند؛ و به ویژه روز میلاد مهدی را به‌طور ویژه‌تر برگزار می‌نمایند، و با چراغانی کردن خیابان‌ها و دادن شربت و شیرینی به استقبال آن می‌روند.

هفته وحدت[ویرایش]

فاصله میان ۱۲ ربیع‌الاول که سالگرد ولادت پیامبر اسلام بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع‌الاول که سالگرد ولادت پیامبر اسلام بنا بر روایات شیعه است، به ابتکار و پیشنهاد آیت الله حسینعلی منتظری و حمایت آیت الله خمینی به عنوان هفته وحدت نامگذاری شده‌است.[۵] طی این اقدام، مسئله‌ای که شاید می‌توانست عاملی برای تشدید اختلافات میان مسلمانان شیعه و سنی باشد، موجب وحدت آفرینی بیشتر میان مسلمانان شد. در این راستا سازمانی رسمی با نام مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی رسماً در حال فعالیت هست و هر ساله در تهران و در هفته وحدت کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی را برگزار، و علمای بزرگ را از کشورهای مختلف دور هم جمع می‌کند، که همواره از رهبر ایران تا همه مسولین تأکید دارند که وحدت میان مسلمانان باید ایجاد و عوامل تفرقه خشکانده شود.[۶] با توجه به تفرقه افکنی‌های دشمنان اسلام در میان مسلمین، وحدت اسلامی مورد تأکید علمای سنی و شیعه قرار دارد.

در هند[ویرایش]

جشنوارهٔ عید میلاد که عموماً به دوازدهمین روز باره وفات مشهور است، یکی از مهم‌ترین فستیوال‌ها در تقویم اسلامی ست. این روز، روز بزرگداشت تولد و همچنین فوت محمد، پیامبر اسلام است که در روز دوازدهم از سومین ماه (ربیع‌الاول) در تقویم اسلامی اتفاق می‌افتد.

برگزاری گفتمان‌های دینی، خواندن قرآن کریم و دادن صدقه به افراد فقیر از مراسم این روز است. انواع مختلفی از شیوه و آیین‌ها در این روزها دنبال می‌شوند. ارائه موعظه در مساجد توسط مردان آموزش دیده، با تمرکز بر زندگی و اعمال پیامبر اسلام از دیگر مراسم این روز است.

مراثی به یاد روز آخر حیات پیامبر خوانده می‌شود. روز دوازدهم یا اورس دعا خواندن و صدقه دادن قابل مشاهده است.

در هند، با این حال، این یاد بود به‌طور عمده شامل مراسم دسته‌های خیابانی است که نعت‌ها (اشعار ستایش محمد و اعمال او) خوانده می‌شود و وعاظ، در مورد زندگی و آموزه‌های پیامبر صحبت می‌کنند.

در مکان‌هایی مانند بمبئی، صدها اجتماعات مردمی، مراکز خرید را تزئین می‌کنند و کودکان و مردان جوان در مساجد با دعا و نیایش این پروسه را برگزار می‌کنند.

در لکنو، مراسم میلاد، جاذبهٔ اصلی ست که توسط هزاران نفر از ارادتمندان اهل سنت برگزار می‌شود. جوانان و کودکان در قالب بخشی از دسته اسب سواران آهنگ‌های مذهبی می‌خوانند.[۷]

سنت جشن تولد محمد در مقیاس بزرگ در مصر توسط فرزندان دختری او (فاطمه) آغاز شد، این مراسم به‌طور عمده توسط علمای مذهبی و تشکل‌های دینی جشن گرفته می‌شد. آن‌ها گرد هم می‌آمدند برای شنیدن موعظه و توزیع شیرینی و صدقه و به ویژه عسل، که مورد علاقهٔ پیامبر بود.

عیدمیلاد، مولود نیز نامیده می‌شود. از آن جا که عید محمد است و آهنگ‌هایی که در تمجید محمد خوانده می‌شود، مولودی نام دارد. از قرون وسطی، اعتقاد بر این بود که، گوش دادن به تلاوت مولودی نه تنها پاداش دنیوی بلکه آسمانی بیش از حد خواهد داشت.

این مراسم به عنوان باره وفات هم شناخته شده که دوازده روز از بیماری پیامبر، هنگام وفاتش هست. در این روز مناسبت‌هایی برای هر دو منظور شادی و سوگواری، برگزار می‌شود. فرقه اهل سنت و مذهب شیعه برداشت مختلفی برای تجلیل این روز دارند.

مسلمانان شیعه این روز را به یاد این جشن می‌گیرند که محمد، علی را به عنوان جانشین خود در غدیر خم انتخاب کرد. این مناسبت نمادی از حبیله است (زنجیره‌ای از امامت یا رهبر بعدی).

عید میلاد و عید آل غدیر دو نام برای یک روز، به دو دلیل مختلف است: عید میلاد یا عید میلاد النبی: این نام به مناسبت تولد محمد و سالگرد وفات او استفاده می‌شود. عید الغدیر: این نام به علامت محول کردن زمام معنوی و روحانی به علی در غدیر خم است. (مسیر بین سوریه و یمن).

در این روز، مؤمنان برای خواندن نماز مخصوص و شکرگزاری خدا برای نعمتهایش و ارسال محمد به همراه پیام خود برای هدایت مردم، گرد هم می‌آیند.

مسلمانان شیعه نیز در این روز سوگواری می‌کنند، به عنوان روزی که پیامبر درگذشت.

فرقهٔ بهره، بخشی از مذهب شیعه نیز مناسبات دوازده روز اول ماه ربیع‌الاول را با نماز خواندن برگزار می‌کنند. دعا خواندن هم در مساجد برای تمام دوازده روز برگزار می‌شود. بسیاری از بهره‌ها زیارت می‌خوانند (یک شکل از دعا است که به صورت یک جلسه اجرا می‌شود که یک نفر دعا می‌خواند و شما هم او را همراهی می‌کنید).

نماز (دعا) در طول ماه برگزار می‌شود. در روز دوازدهم ماه، مسلمانان از پیامبر و آموزه‌های او تجلیل می‌کنند. عزاداری در این روز هرگز تجربه نمی‌شود چرا که طبق باور مسلمانان سنی عزاداری برای درگذشتگان، فراتر از سه روز، به روح رفتگان لطمه می‌زند.

در هند، مردم با ذکرهایی برای ستایش از محمد و علی این مناسبت را برگزار می‌کنند. این مراسم با میوه‌ها، گل‌ها یا حتی صحنه‌هایی که وقایع مذهبی را به تصویر می‌کشند، تزئین می‌شود. ظرف شیرینی «خیر» (فرنی شیرین ساخته شده از برنج یا رشته فرنگی), به عنوان یک سنت در خانه‌های مسلمانان تهیه می‌گردد.

این مراسم که در برخی از بخش‌های هند انجام می‌شود، چیزی نیست جز یک حرکت دسته جمعی. بازنمود نمادین محمد است که در یک تابوت شیشه‌ای قرار می‌گیردو به صورت دسته جمعی، حمل می‌شود.

رد پا نمادین از پیامبر اسلام حک شده بر سنگ، یک نماد از براق و و اسب، که طبق اعتقاد بر صعود به آسمان (بهشت) پیامبر است، در نزدیکی رد پا نگهداری می‌شود و با خمیر صندل مسح می‌شود. تابوت شیشه‌ای استادانه تزئین شده‌است. مراثی خوانده می‌شوند در حالی که مراسم در جریان است و تابوت حمل می‌شود. این مراسم «اورس» یا «صندل» نامیده شده.

دین اسلام سه عید مختلف را جشن می‌گیرد، عید فطر (عید رمضان)، عید قربان (بکری عید) و عید میلاد (تولد محمد). همه این‌ها برای مناسبتهای مختلف مناسبند. محرم سال جدید اسلامی هست، اما زمان شادی و جشن نیست، زمانی برای به خاطر آوردن فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌های افراد مقدسی است[۸]

میلاد النبی از تعطیلات هند است و نیز به عنوان روز نبی، مولود، تولد محمد یا تولد پیامبر شناخته شده‌است.

پانویس[ویرایش]

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

ولادت پیامبر اسلام

ولادت پیامبر اسلام

حضرت محمد صلی الله علیه و آله به اعتقاد شیعه در ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام "آمنه بنت وهب" در مکه دیده به جهان گشود. اهل سنت روز ۱۲ ربیع الاول این سال را روز ولادت آن حضرت می‌دانند.

زمان میلاد پیامبر

قول مشهور میان شیعیان آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز جمعه مصادف با ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل، برابر با سال ۵۷۰ میلادی به دنیا آمد و نظر مشهور اهل سنت این است که تولد ایشان روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال بوده است.[۱]

اینکه سال تولد پیامبر صلی الله علیه و آله را "عام الفیل" می‌ نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی در نخستین روز محرم سال ۵۷۰ میلادی فیل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه الهی سرکوب شدند.[۲]

یتیمی پیامبر در کودکی

عبدالله، پدر محمد صلی الله علیه و آله پیش از تولد او در حالی که همسرش آمنه به چنین فرزندی حامله بود به همراه سایر بازرگانان قریش جهت سفر تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام در یثرب (مدینه منوره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت. وفات عبدالله دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود.

اما آمنه مادر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله که به تقوا، عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد نور دیده اش حضرت محمد صلی الله علیه و آله چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال پس از میلاد رسول خدا صلی الله علیه و آله در بازگشت از یثرب در مکانی به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از تولد در کفالت جدش عبدالمطلب بزرگ و سید قریش مکه قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیردادن نور دیده اش محمد صلی الله علیه و آله در آغاز وی را به "ثویبه" آزاد شده ابولهب سپرد ولی پس از مدتی وی را به "حلیمه" دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار کرد. حلیمه در ظاهر اگر چه دایه وی بود ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادری کرد.[۳]

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از دوران کودکی دارای دو نام بود. یکی "محمد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب برای وی برگزید و دیگری "احمد" که مادر ارجمندش آمنه آن را انتخاب کرده بود.

ولادت پیامبر از زبان آمنه

آمنه می گوید: وقتی زمان زایمانم نزدیک شد، دیدم بال پرنده‌ای سفید بر قلبم کشیده شد و همه ترس و نگرانی‌ ها از من دور گردید، نوشیدنی سفید رنگی برای من آوردند و من که تشنه بودم، از آن نوشیدم. نوری مرا دربر گرفت. سپس بانوانی بلندقامت با من سخن گفتند ولی گفتار آنان همانند گفتار انسان‌ ها نبود. ناگهان دیدم پارچه ابریشمی سفیدی بین آسمان و زمین را پوشانده است و هاتفی می‌ گوید: «از گرامی‌ ترین مردم، او را بگیرید. مردانی را دیدم که در آسمان ایستاده بودند و در دستان آنان جام‌های آب بود. به شرق و غرب زمین نگاه کردم و پرچمی از سندس (پارچه بافته شده از حریر) دیدم که بر ستونی از یاقوت بین آسمان و زمین در پشت کعبه برافراشته بود. پس از آن محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمد در حالی که انگشتان خود را به آسمان بلند کرده بود. ابر سفیدی از آسمان پایین آمد و او را دربرگرفت. گوینده‌ای گفت: «محمد را در شرق و غرب زمین و دریاها گردش دهید تا همگان او را به نام و صورت عنوان بشناسند سپس او را بازگرداندند و دیدمش که در پارچه‌ای سفیدتر از شیر پیچیده شده بود و زیر او پارچه‌ای بود از ابریشم سبز. سه کلید از جنس مروارید تازه با او بود. هاتفی می‌ گفت: «کلیدهای یاری (نصرت)، رحمت و نبوت همیشه با اوست». پس از آن، ابر دیگری او را فراگرفت و مدتی بیش از بار اول او را با خود برد. شنیدم که گوینده‌ای می گفت: «محمد را در شرق و غرب بگردانید و او را بر جنیان و آدمیان، پرندگان و درندگان نمایش دهید و به او عطا کنید. صفای آدم، نازک‌ دلی نوح، دوستی ابراهیم، زبان اسماعیل، کمال یوسف، شادی یعقوب، صدای داود، زهد یحیی و کرم عیسی را».

سپس هاتفی گفت: «همه دنیا در اختیار و قدرت محمد درآمد.» سپس سه نفر را دیدم که صورت آنان همانند خورشید می‌ درخشید؛ در دست یکی از آنان جامی نقره ای با مشک بود و در دست دومی ظرف زمردین چهار گوشه‌ای بود که در هر گوشه آن مروارید سفیدی قرار داشت. در این وقت هاتفی گفت: «این دنیاست؛ ای حبیب خدا، آن را بگیر.» محمد صلی الله علیه و آله و سلم وسط آن را گرفت. گوینده‌ای گفت: «محمد صلی الله علیه و آله و سلم کعبه را گرفت». در دست سومی پارچه ابریشمین سفیدی بود که آن را گشود و از آن مهری خارج کرد که چشم بیننده را به خود جلب می کرد. پس از آن هفت بار از آب همان جام شست و کتف محمد صلی الله علیه و آله و سلم را با آن مهر کرد و آب دهان خود را در دهان مبارک کودک نهاد و او را به سخن گفتن واداشت و چیزهایی گفت که من نفهمیدم، مگر این چند جمله را: «در پناه خدا باشی. من قلب تو را از ایمان و علم و یقین و عقل و شجاعت انباشتم. تو برترین انسان هستی. آن که از تو پیروی کند، سعادتمند است و آن که فرمان تو را نبرد بدبخت».

این فرشته همان رضوان (نگاهبان بهشت) بود. رفت و پس از مدتی بازگشت و به محمد گفت: «بر تو بشارت باد ای سایه سربلندی دنیا و آخرت». سپس نوری از سر محمد صلی الله علیه و آله و سلم تا آسمان درخشید و من کاخ‌های سرزمین شام را دیدم و در اطراف خود انبوهی از مرغان زیبا را که بالهایشان را گشاده بودند.[۴]

عبدالمطلب می‌ گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام می‌ درخشید.

حوادث هنگام میلاد پیامبر

روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایوان کسری شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بت ‌های مکه سرنگون شدند؛ نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ‌ ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانی ایران و موبدان بزرگ دربار وی، خواب های وحشتناکی دیدند؛ آن حضرت ختنه شده و ناف بریده به دنیا آمد و پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکبَرُ وَ الْحَمْدُلِلّهِ کثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکرَةً وَ أصیلاً.[۵]

از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که ابلیس پس از رانده شدن از رحمت الهی می‌ توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد تا این که حضرت عیسی علیه‌السلام دیده به جهان گشود، از آن پس ابلیس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایین تر رفت و آمد می‌ کرد. ولی چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله به دنیا آمد. ابلیس از تمام آسمان‌ ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامی شیاطین نیز با تیرهای شهاب از آسمان رانده شدند.[۶]

پانویس

منابع

پیوندها

منابع بیشتر: وقایع الایام شیخ عباس قمی، 17 ربیع الاول.

منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

میلاد حضرت پیامبراکرم(ص)و امام جعفرصادق(ع) مبارک - دانشگاه علم و صنعت ایران - بسیج کارکنان دانشگاه علم و صنعت ایران

میلاد حضرت پیامبراکرم(ص)و امام جعفرصادق(ع) مبارک - دانشگاه علم و صنعت ایران - بسیج کارکنان دانشگاه علم و صنعت ایران

AWT IMAGE

 میلاد نور مبارک ولادت حضرت پیامبر اکرم (ص) و ولادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

را برتمام مسلمین جهان تبریک عرض می نمائیم

ماه فرو ماند از جمال محمد         

                              سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

                                                                      در نظر قدر با کمال محمد

میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله – اول عام الفیل / ۱۷ ربیع الاول

 آخرین پیامبر الهی در 17 ربیع الاوّل از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام " آمنه بنت وهب" دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تیره و تاریک، به ویژه عربستان را روشن گردانید. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پیش از تولد فرزندش محمد(ص)، در حالی که همسرش آمنه، به چنین فرزندی، حامله بود، به همراه سایر بازرگانان قریش، جهت سفر تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام، در یثرب(مدینه منوّره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت. وفات عبدالله، دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود. امّا آمنه، مادر گرامی رسول خدا(ص)، که به تقوا، عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد نور دیده‏اش حضرت محمد(ص)، چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی، دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال، پس از میلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از یثرب، در مکانی به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد. رسول خدا(ص) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سید قریش مکه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیر دادن نور دیده‏اش محمد(ص)، در آغاز وی را به "ثویبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولی پس از مدتی وی را به "حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه" واگذار کرد. حلیمه، در ظاهر اگر چه دایه وی بود، ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادری کرد. پیامبر اسلام(ص) از دوران کودکی دارای دو نام بود. یکی "محمّد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب، برای وی برگزید و دیگری "احمد" که مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب کرده بود. از امام صادق)ع( روایت شد که ابلیس، پس از رانده شدن از رحمت الهی، می‏توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد، تا این که حضرت عیسی (ع) دیده به جهان گشود، از آن پس، ابلیس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایین‏تر، رفت و آمد می‏کرد. ولی چون حضرت محمد(ص) به دنیا آمد، ابلیس از تمام آسمان‏ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامی شیاطین نیز با تیرهای شهاب از آسمان رانده شدند. هم چنین روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص)، ایوان کسری شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بت‏های مکه سرنگون شدند؛ نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگ‏ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانی ایران و مؤبدان بزرگ دربار وی، خواب‏های وحشتناکی دیدند؛ پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصیلاً. گفتنی است که تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه و اهل سنت، با این که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و می‏گویند که آن حضرت در اوّل عام الفیل، برابر با سال 570 میلادی و در ماه ربیع الاوّل دیده به جهان گشود، ولی درباره روز تولد وی، اختلاف نظر دارند. شیعیان، معتقدند که رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربیع الاوّل، به دنیا آمد و اهل سنت می‏گویند که تولد وی، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل بوده است.اما از این که سال تولد پیامبر(ص) را "عام الفیل" می‏نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر)ص، یعنی در نخستین روز محرم سال 570 میلادی، فیل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.

AWT IMAGE

 17 ربیع الاول - زادروز فرخنده امام جعفر صادق (ع) - سال 83 هجری قمری

 امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روایتی در روز دوشنبه، هفدهم ربیع‏الاوّل سال 83 قمری دیده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طیّبه خویش تابناک نمود. پدرش امام محمد باقر)ع ( وی را به نام عموی نیاکانش جعفر طیّار(ع)، "جعفر" نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد(ع) دارای یک کنیه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو کنیه غیر معروف به نام‏های " ابواسماعیل" و " ابوموسی" بود. هم چنین، دارای القابی چند بود که معروف‏ترین آن‏ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.

 شیعیان و محبّان اهل بیت(ع)وی را به " صادق آل محمد(ص) " می‏شناسند. زیرا آن حضرت، هرگز سخنی جز راست و درست، چیزی نفرمود. پدر ارجمندش ،امام محمد باقر (ع) است که نَسَب وی با دو واسطه به امیر مؤمنان حضرت علی (ع) و با سه واسطه به پیامبر اکرم (ص) منتهی می‏گردد.

مادر گرامی امام جعفر صادق (ع)، فاطمه، معروف به " اُمّ فروه" از زنان نیکو سرشت، نیکوکار و نیکورفتار عصر خویش بود. این بانوی باتقوا و متدّین، از جهت فضیلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار می‏آمد و امام صادق(ع) در شأن و مقام وی فرمود: مادرم از زنانی بود که ایمان داشت، تقوا پیشه کرده و نیکوکاری می‏نمود و خدا، نیکوکاران را دوست دارد.

امام جعفر صادق (ع) به مدت دوازده سال، حیات با برکت جدّ گرامی‏اش امام زین العابدین (ع) را درک کرد و از مکتب تربیتی و علمی وی بهره وافر یافت. هم چنین، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شریف پدرش امام محمد باقر (ع) برخوردار بود و در تمام رویدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(ع)، 33 سال و ده ماه (از ذی حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمری) بود و در ایّام زندگی با برکت خویش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذیل معاصر بود:

1- عبدالملک بن مروان (65 – 86 ق )

 2- ولید بن عبدالملک (86 - 96 ق )

 3- سلیمان بن عبدالملک (96 – 99)

4- عمر بن عبدالعزیز (99 - 101 ق )

5- یزید بن عبدالملک (101 - 105 ق)

 6- هشام بن عبدالملک (105 - 125 ق )

 7- ولید بن یزید (125 - 126 ق )

 8- یزید بن ولید (126 - 126 ق )

 9- مروان بن محمد (126 - 132 ق ) 10

- ابوالعباس سفاح (132 - 136 ق )

11- منصور دوانقی (136 - 158 ق )

گفتنی است که نُه نفر اوّل از طایفه بنی امیه و دو نفر آخر از خاندان بنی عباس بودند و آن حضرت از هر دو طایفه، سختی‏ها و بی‏مهری‏های فراوانی دید؛ اما چون آن امام بزرگوار در انتهای دوران خلافت ستم کارانه امویان و در آغاز خلافت فریب‏کارانه عباسیان می‏زیست، فرصت مناسبی به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از یک طایفه غاصب، به طایفه غاصب دیگر و سرگرم شدن آنان به یکدیگر، مکتب اهل بیت (ع) را به مسلمانان بشناساند و زمینه ترویج و تبلیغ این مکتب را مهیّا سازد و از این راه، بیشترین بهره را نصیب اسلام و مسلمانان نماید.

آن حضرت با تشکیل حوزه علمیه و تعلیم شاگردانی مبرز، چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحول شگرفی در جهان اسلام و مذهب شیعه پدید آورد و جهانیان را با اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب حیات بخش اهل بیت (ع) آشنا ساخت. به همین جهت، وی را پایه گذار مذهب "امامیه" دانسته و شعیان امامی اثناعشری را " شیعه جعفری" می‏گویند. سرانجام این امام همام، در 65 سالگی به وسیله زهری که منصور دوانقی، به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدینه، به آن حضرت خورانید، مسموم شد و به خاطر شدت زهر، به شهادت رسید. تاریخ شهادت وی، 25 شوال سال 148 قمری می‏باشد. امام موسی کاظم (ع) به همراه سایر فرزندان امام جعفر صادق (ع)، بدن مطهر پدر را پس از غسل، کفن و نماز، در جوار قبر پدر و جدش و عموی پدرش در قبرستان بقیع به خاک سپردند.

AWT IMAGE

منبع مطلب : www.iust.ac.ir

مدیر محترم سایت www.iust.ac.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب