معنی شعر از دی که گذشت فارسی هفتم



معنی شعر از دی که گذشت فارسی هفتم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

معنی اشعار کتاب فارسی هفتم

ستایش ص 9

معنی شعر = بهترین سر آغاز

بیت اول = ای خدایی که نام تو بهترین نام برای شروع کارهاست        .

بدون نام تو کتاب را نمی گشایم.

بیت دوم = ای خدایی که همدم جانم است. جز نام تو بر زبانم نیست.

بیت سوم = ای خدایی که گشاینده ی مشکلات تمام موجودات هستی. نام تو کلیدی هست که تمام کارهای فروبسته را باز می کند.


بیت چهارم = ای خدایی که آفریننده جهان هستی. و کسی را قدرت آن نیست که در برابر تو قدرت نمایی کند .

بیت پنجم = ای خدایی که قصه ی نگفته {نشان داده نشده} می دانی. و از نامه نانوشته نشده خبر داری.

بیت ششم = ای خدا به لطف و عنایت خود مرا. به جایی که دوست داری برسان.

بیت هفتم = خدایا مرا از خودخواهی نجات بده. و با نور خودت آشنا کن

نظامی گنجوی

زنگ آفرینش پایه هفتم صفحه 12

صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.
بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.


بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.
هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.


همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.
برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.
شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص)


ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.
دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.
در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.


غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.
با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به زار و نیاز کردن می کنم.
جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.


روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.
جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.
تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.


جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.
توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.
زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.
همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.


معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!
ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است.


قیصر امین پور

ترجمه راز شکوفایی صفحه 39

1-      تلاش کن راز دلت را پیش کسی باز گو نکنی آگاه باش که سفرۀ دلت را پیش کسی باز نکنی.

2-      اگر راز هایت را دردلت نگه داری زودتر به هدف وآرزوی خود خواهی رسید.

3-      وقتی دانه را در دل خاک پنهان کنیم رشد می کند وباعث باغ وبوستان وسرسبزی می شود.

4-      پیامبر فرمود: هرکس سرّ دلش را نگه دارد زودتر به هدف وآرزوی خود نزدیک می شود.

پایه هفتم  درس چهارم  صفحه 40

1- هوا گرم می شود وآسمان روشن می شود و زندگی دوباره آغاز می شود   آسمان  لبخند می زند و زندگی دوباره جریان پیدا می کند

2- سرما و تمام آنچه موجب دلسردی می شد و افسردگی می آورد از بین رفت

3- با وزش باد بهاری که همیشه زندگی را به همرا دارد جوانه ای متولد شد

4- شکوفه ها در روی شاخه ی درخت باز شدند ودر کتاب طبیعت بهار آغاز شد

5- تو هم همگام با رسیدن بهار ویژگی های تازه ای مانند سر سبزی و طراوت وشادابی پیدا کن

6-هم نوا با پدیده های طبیعت تو هم تازگی را در خودت ایجاد کن و مانند یک چشمه در زندگی خود پر تلاش باش ومانند شاخه گلی زیبا جوان بزن و شکوفا باش

7-زندگی به تو روی خوش نشان داده است وبهترین زمان  برای  شکفته شدنت است 

8-در این موقعیت بهترین کاری که می توانی انجام دهی گفتگو با خداست.

بیت1.روزی بچه کبوتری با جسارت و علاقه و اشتیاق به پرواز، بال و پر خود را باز کرد.

بیت2.ازروی شاخه ی کوچکی به شاخه ی کوچک دیگر پرید و از روی پشت بامی گذشت و کنار جوی آب نشست.

بیت3.این راه کوتاه برایش بسیار طولانی بنظر می رسید و دنیا جلوی چشمانش تیر و تار شد.

بیت4.از ترس و وحشت بر جای خود خشک شد و از شدت خستگی توان ادامه نداشت و در راه ماند.

بیت5.خسته شد و از نا توانی فریاد زد. مادرش از روی شاخه ای که بر روی آن نشسته بود گفت:

بیت6.پرواز برای تو هم بسیار زود و هم بسیار سخت و دشوار است. کسی از تازه کاران توقع کار زیاد ندارد.

بیت7.هنوز وقت پریدن تو در کوچه و پشت بام نیست. تو باید فعلا بخوابی و استراحت کنی.                                     

بیت8.تو هنوز باید علم و دانش کسب کنی و راه رسم زندگی کردن را باید یاد بگیری.

بیت9.در ابتدای هر کهر باید روش آن را یاد بگیری، ابتدا باید بتوانی پا های خود را محکم بر روی زمین بگذاری، سپس فکر مستقل شدن و روی پای خود ایستادن باشی.

بیت10.تو مانند گنج هستی و به مراقبت احتیاج داری و من مانند نگهبان و محافظ تو هستم. من باید رنج بکشم تا تو آسوده باشی.

بیت11.من در دام های زیادی گرفتار شده ام و بارها کودکان بال و پرم را شکستند.

بیت12.گاهی از در و گاهی از دیوار به من سنگ زدند، گاهی پنجه ها و گاهی سرم خونین شد.

بیت13.حتی یک لحظه آسایش نداشته ام، گاهی از گربه و گاهی از پرنده شکاری ترسیدم.

بیت14.حمله بلا های آسمانی به من درس زندگی آموخت.

ه بیت15.شاخه بی ریشه، جوان و قوی نمی شود، مگر اینکه تو به پند و نصیحت من گوش داده و سعی و تلاش هم کنی.

                                                                             

ترجمه شعرخوانی گل و گل  صفحه 96

شبی در محفلی با آه و سوزی                شنیدستم که مرد پاره دوزی

چنین می گفت با پیر عجوزی                  «گلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم

1-یک شب در مجلسی  شنیدم که پیرمرد کفش دوزی  با پیرزنی حرف  می زد و گفت  : روزی در حمام  گل خوشبویی از یارم  به دستم  رسید.

گرفتم آن گل و کردم خمیری                 خمیری نرم و نیک چون حریری

معطر بود و خوب و دلپذیری                     «بدو گفتم که مشکی یا عبیری

که از بوی دلاویز تو مستم

2-آن گل  را گرفتم  وباآن  خمیری درست کردم که مانند  ابریشم  نرم  بود .آن  گل خیلی خوش بو بود پرسیدم  تومشکی یا عبیری ، که بوی تو مرا مست کرده است.

همه گل های عالم آزمودم                            ندیدم چون تو و عبرت نمودم

چو گل بشنید این گفت و شنودم                  «بگفتا من گلی ناچیز بودم

ولیکن مدتی با گل نشستم

3-من گلهای  زیادی  دیده ام  ولی گلی مانند   تو ندیدم  و از عطر  تو تعجب  می کنم  وقتی گل این حرف مرا شنید  گفت : من  گل ناچیز و بی مقداری  بودم ولی مدتی  هم نشین گل شدم.

گل اندر زیر پا گسترده پر کرد                    مرا با همنشینی مفتخر کرد

چو عمرم مدتی با گل گذر کرد                  «کمال همنشین در من اثر کرد

وگرنه من همان خاکم که هستم

4-گل خودش  را زیر پای من گسترد و به من افتخار  هم نشینی  با خودش را داد  . وقتی  بخشی از عمرم را با گل به عمرم  بردم  . صفات خوب و عطر  هم نشینم در من اثر  کرد و من خوشبو  شدم و گرنه  من همان  خاکی هستم که بودم و تغییری  نکردم.

شعر خوانی ( رستگاری ) صفحه 113

معنی بیت اول:قطعا علم و دین تو را نجات می دهد و تو باید راه رستگاری را جستجو کنی

معنی بیت دوم:اگر می خواهی که از تمام بدی ها نجات یابی و گرفتار بلا و آسیب نشوی؟

معنی بیت سوم:در هر دوجهان از بدی ها نجات یابی و نزد خدا نیکوکار باشی؟

معنی بیت چهارم:راه سعادت را در کلام پیامبر جستجو کن و دل وجانت را از آلودگی ها با کلام پیامبر پاک ساز

معنی بیت پنجم:اگر انتظار داری که به بهشت بروی به سخنان و گفتار پیامبر و جانشین او عمل کن . پیرو راه آنان باش

معنی بیت ششم:من این گونه دوستدار پیامبر به دنیا آمدم و به همین صورت زندگی ام را می گذرانم. بدان که من خاک پای علی هستم

نیایش   صفحه 174

1-خدایا تو را به انسان های صالح و نیکوکار قسم می دهم که کردار و عاقبت بد مرا خوب و نیکو کن.

2-ما را از پیشگاه خود محروم نکن.(لطف خود را از ما دریغ نکن.)ما مانند گنجشکانی هستیم که به این سرزمین پناه آورده ایم.ما را از درگاه خودت بیرون مکن.

3-به من توانایی و بیانی بده که بتوانیم اسرار وجودی تو را بازگوکنم.روحی بده که خواستار دیدار تو باشد و تاب و تحمل درک تو را داشته باشد.

4-بی خبری و ناآگاهی مانند آتش است دل مرا در این آتش نسوزان.(نگذار دچار غفلت شوم وتو را نشناسم.)جان مرا با نور حقیقت روشن کن.

5-اکنون سزاوار است که دستم را بگیری کمکم کنی،اگر دستم رانگیری و حمایتم نکنی،نابود می شوم.

6-مرا از کسانی قرار بده که به تو نزدیک هستند(ازخود و افراد صالح ونیکوکاری که به تو نزدیک هستند وتو را اطاعت می کنند،دورم نکن)مرا هدایت کن زیرا گمراه شده ام و راه راست را نمی شناسم.

7-من هر رازی را که می خوانم،و هر چیزی را که می دانم،وجود تو را درک می کنم.(تورا در گفته ها و دانسته هایم می بینم و وجودت را درک می کنم.

منبع مطلب : farsicity.blogfa.com

مدیر محترم سایت farsicity.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

مشق فارسی دوره اول متوسطه

تدریس درس #هشتم ????????????????

#فارسی_هفتم

#زندگی_همین_لحظه_هاست 



????بخش اول : تاریخ ادبیات


نویسنده درس،عباس اقبال آشتیانی نام دارد.وی در سال1275ه.ش در آشتیان به دنیا آمد و از چهارده سالگی تحصیل را آغاز کرد.وی استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود،مجله«یادگار»را منتشر نمود و در سن53سالگی درگذشت.از ایشان حدوداً 60 اثر باقی مانده است که برای نمونه می توان:«تاریخ مغول»و«وُزَرای سَلاجَقِه»را نام بُرد.




????بخش دوم : تحلیل ساختاری و محتوایی درس


نثر درس،ساده،روان و دارای انسجام متن است و از ترکیب های متنوع کنایی بهره گرفته است.


مفهوم درس بر استفاده از فرصت ها و به بیهودگی نگذراندن عُمر،تأکید می کند و نویسنده با بیان جمله های گوناگون از افراد مختلف و نقل حکایت،این موضوع را به خوبی شرح داده است.



????بخش سوم : معنی واژه ها،نکات دستوری و آرایه ها


زندگی مجموعه ای از روزها و ماه هاست:

اشاره دارد به سخنی از امام حسین علیه السلام که می فرمایند:«ای فرزند آدم(ای انسان)،تو مجموعه ای از روزها هستی.»


روز،ماه،سال:مراعات نظیر

به شتاب:سریع

بدون تردید:بی شک

وقت طلاست:وقت به طلا تشبیه شده


گران بها:باارزش

صرف وقت:از زمان استفاده کردن

هم خانواده صرف:مصرف،مصارف

دقایق:جِ دقیقه


تلف شده:از بین رفته

هم خانواده تلف:اِتلاف،تَلَفات

گویی:اِنگار

قرن:صد سال


قرن های طولانی:صدها سال

هم خانواده قرن:قرون

دل آزُرده:ناراحت

دنیا را زیرورو می کنند:همه جا را می گردند

زیستن:زندگی کردن


عمر حقیقی را،شناسنامه ما تعیین نمی کند:ارزش عمر ما به سنّ شناسنامه ای ما نیست بلکه به اندازه رفتارها و کارهای نیک ماست


اسکندر:فرمانده یونانی که با شکست دادن آخرین پادشاه هخامنشی،ایران را تصرف کرد و سلسله سلوکی را در ایران بنا نهاد.البته در برخی متون،او را چون پیامبران توصیف کرده اند و داستان هایی را به او نسبت داده اند.


اِثنا:میانه ها،جِ ثنی

در اِثنای سفر:در بین سفر،در مسیر

به حیرت فرورفت:شگفت زده شد

هم خانواده حیرت:متحیر،حیران،تحیُّر


حیات:زندگی،عُمر

قبور:قبرها،جِ قبر

هم خانواده قبر:قبور،مقبره

صاحبان قبور:مُردگان


حک شدن:به شیوه کَنده کاری نوشتن

تجاوز نمی کرد:بیشتر نمی شد

پیش خواند:فراخواند

نظر:فکر،عقیده

خُفتن:خوابیدن


قسمت اعظم عمر:بیشترین سال های زندگی

هم خانواده اعظم:معظّم،تعظیم،عِظام

غفلت:بی خبری

هم خانواده غفلت:غافل،تغافُل

سپری می شود:می گذرد


امروز را به فردا افکندن:کارها را برای روز بعد گذاشتن



????شعر خیام:

دی:دیروز،گذشته

گذشت:رفت

او:به واژه دی بر می گردد

نامده:آینده


معنی شعر:از گذشته که دیگر رفته و تمام شده،حرفی نزن و از آینده ای هم که هنوز نیامده،نگران نباش و بی تابی نکن.لحظه های زندگیت را با نگرانی از آینده و پشیمانی از گذشته ها صرف نکن.زمان حال را دریاب و عمرت را هدر نده.


این شعر خیام اشاره دارد به سخنی از حضرت علی علیه السلام که فرمودند:«آن چه از دست رفت(زمان گذشته)،گذشته است و زمانی که نیامده(آینده)،کجاست؟برخیز و فرصت میان دو نیستی(گذشته و آینده)را دریاب.»



قول:گفته(به سخن معروف میان مردم،قول گویند)


هم خانواده قول:اَقوال،مَقوله

گره از کار دیگران گشودن:مشکل دیگران را رفع کردن

منها کردن:کم کردن

شادی،غم:مخالف


تقسیم،منها:مراعات نظیر

اضطراب:پریشانی،مضطرب شدن

راحت:آسایش

حرام کردن:از بین بردن


هم خانواده حرام:حریم،تحریم،اِحرام،مُحرِم

ساعات:جِ ساعت

مُصاحبت:هم نشینی

هم خانواده مصاحبت:صحبت

هم خانواده تفریح:فَرَح،مُفرّح


سبزه،گُل،درختان:مراعات نظیر

آسمان،ستاره:مراعات نظیر

اِعجاب:شگفتی

هم خانواده اِعجاب:عَجب،تعجب،عجیب

تأمّل:اندیشه کردن


عبرت:پند گرفتن

فرصت ها مثل گذشتن ابرها می گذرند:فرصت به گذشتن ابر تشبیه شده است.

اشاره به سخن امام علی (ع) : 

الفرصتُ تمرُ مرَّ الحساب

منبع مطلب : g-a-nahavand.blog.ir

مدیر محترم سایت g-a-nahavand.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب