شعر بندباز حسین صفا

شعر بندباز حسین صفا ؛ متن کامل شعر بندباز از حسین صفاشعر بندباز حسین صفا ؛ متن کامل شعر بندباز از حسین صفا

شعر بندباز حسین صفا ؛ متن کامل شعر بندباز از حسین صفا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر بندباز حسین صفا

یه بندبازم

من یه بند باز که دائم

چشم تو چشم جماعت

می افته

از رو طناب

یه قلب دارم من

یه ماهی قرمز

که با تمام گلو

چسبیده به قلّاب

⇔⇔⇔⇔

بندباز از حسین صفا

یه بادبادک گیجم

اوج که می گیرم

ممکنه کلّه کنم

اما اسیر پروازم

یه کیمیاگر تنهام

که توی رویاهام

از کپّه ی هیزم

درخت می سازم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خواب کودک ؛ زیباترین اشعار در مورد خواب کودک

اشعار حسین صفا

هنوز هیچ کتابی

به هیشکی یاد نداده

فرق درخت

با شاخ گوزن چیه

جنین سقط شده

یه حافظه است که پریده

چه فایده داره یه مرده

یادش بیاد کیه؟

چشمه ی کوچولو!

خواب نهنگ نبین

نهنگ سرگردون!

رو آب خونه نساز

⇔⇔⇔⇔

شعر بندباز حسین صفا

جنین سقط شده

یه حافظه است که پریده

چه فایده داره

یه مرده یادش بیاد کیه؟

چشمه ی کوچولو!

خواب نهنگ نبین

نهنگ سرگردون!

رو آب خونه نساز

⇔⇔⇔⇔

بندباز از حسین صفا

قلّه ی پروازت

یه سقف ریخته ست

چلچله ی بیچاره

رو هیچ لونه نساز

قلّه ی پروازت

یه سقف ریخته ست

چلچله ی بیچاره

رو هیچ لونه نساز

حسین صفا

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خوابیدن یار ؛ شعر عاشقانه و زیبا در مورد خوابیدن یار

اشعار حسین صفا

ای ماه مهر! زهر هلاهل!

باز آ که زنگ های ثلاثه

روزی هزاربار بمیرند

تا کودکان به وقت دبستان

از ترس امتحان نهایی

با نمره ی چهار بمیرند

⇔⇔⇔⇔

شعر بندباز حسین صفا

ای ماه مهر! ماه بداخلاق!

با ایده های محکم و خلّاق

ما را بزن به خط کشی از چوب

ما را بزن به ترکه ی مرطوب

تا در درون کودک دیروز

مردان بی شمار بمیرند

⇔⇔⇔⇔

بندباز از حسین صفا

در این کلاس های رفوزه

لای کتاب های عجوزه

ما چیستیم بر درِ کوزه؟

سقّای عِلم! دست بجنبان

تا گوش های تشنه به دستِ

چَک های آبدار بمیرند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خواب مولانا ؛ مجموعه ای از بهترین اشعار مولانا درباره خواب

اشعار حسین صفا

حمّالِ کوهِ پرسش و پاسخ

در جزوه های باطله بودند

حمّال تست های گران و

اعقاب گیجِ قافله بودند

حق داشتند آن همه قاطر

زیر فشار بار بمیرند

⇔⇔⇔⇔

شعر بندباز حسین صفا

از رنج های دود شونده

تا خرتناق کام گرفتند

با دود از کتانی چینی

یک عمر انتقام گرفتند

تا حدِّ مرگ، نشئه ی نشئه

ماندند تا خمار بمیرند

⇔⇔⇔⇔

بندباز از حسین صفا

یک مشت خطبه خوانده شوند و

یک مشت نطفه بسته شوند و

هی ماشه ها چکانده شوند و

سربازها به شکل جنین ها

در خاکریزهای درونِ

زن های باردار بمیرند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بخیل و حسود ؛ اشعاری زیبا درباره افراد بخیل و حسود

اشعار حسین صفا

مادر! مداد قرمز من کو؟

کو لقمه های نان و پنیرم؟

آخر چطور بیست بگیرم؟

وقتی که دست های فقیرم

فردای درس آن همه باید

در جستجوی کار بمیرند

⇔⇔⇔⇔

شعر بندباز حسین صفا

روزی هزاربار بگو آب

روزی هزار بار بگو نان

مادر! مرا ببر به دبستان

تا روی شاخه های جوانم

گنجشک‌های توی دهانم

روزی هزاربار بمیرند

⇔⇔⇔⇔

بندباز از حسین صفا

دل بادبادکی ست حصیری

آهی که می وزد دل ما را

تا اوج می بَرد به اسیری

با هر نخِ بریده شهیدی ست

دل های رفته را بگذارید

در اوج افتخار بمیرند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حسادت مولانا ؛ زیباترین اشعار مولانا در مورد حسادت

اشعار حسین صفا

ای گریه قبضه های تفنگت!

وقتش رسیده است که دیگر

زندانیان زبر و زرنگت

در موسم تعلُّم و تعلیم

با آخرین گلوله ی تقویم

در لحظه ی فرار بمیرند…

حسین صفا