صفات امیرالمومنین در خطبه غدیر



صفات امیرالمومنین در خطبه غدیر را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

اشاره به صفات حضرت علی (ع) توسط پیامبر در آیه‌های قرآن

به گزارشگروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  معمولاً وقتی از خطبه غدیر سخن به‌میان می‌آید، جمله مشهور «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» برای ما تداعی می‌شود در حالی که خطبه غدیریه حداقل شامل یازده بخش با مضامین والای معارفی است که شامل مواردی همچون ابلاغ پیام وحی مبنی بر انتخاب جانشینی امیرالمؤمنین (ع) به خلافت، اعلان اینکه این آخرین حضور پیامبر در چنین جمعی است و امامت امت تا قیامت به‌عهده امیرالمؤمنین علیه‌السلام و فرزندان اوست، عقوبت انکار ولایت و خلافت امیرالمؤمنین (ع)، بیان حدیث ثقلین، اشاره به کارشکنی‌های منافقان، بیان ختم امامت در قائم از فرزندان امیرالمؤمنین (ع) و... است.

اشاره به صفات حضرت علی (ع) توسط پیامبر در آیه‌های قرآن

بشیتربخوانید:مهم ترین پیام های واقعه غدیر خم چیست؟

بیان مراتب علم و فضایل قرآنی امیرالمؤمنین (ع) از دیگر شاخصه‌های بارز خطبه غدیریه محسوب می‌شود. پیامبر گرامی اسلام (ص) در جای‌جای این خطبه، با طرح آیاتی از قرآن، تأویل آن‌ها را به امیرالمؤمنین (ع) نسبت می‌داد تا مردم با ویژگی‌های قرآنی آن حضرت آشنا شوند، از جمله آنکه پیامبر (ص) در بخش‌هایی از این خطبه آن حضرت را امام مبینی معرفی کرد که خداوند در آیه ۱۲ سوره یس به آن اشاره دارد. آن حضرت فرمود:‌ای مردم، او را برتر بدانید، چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نوشته و من نیز آن را در جان امام متقین، ضبط کرده‌ام. او امام مبین است که خداوند او را در سوره یاسین یاد کرده: «وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ؛ و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده‌ایم؛ مَعاشرَالنّاس، علی (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلّا وَقَدْ أَحْصاهُ اللّه فِی، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلّا وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَکَرَهُ اللّه فی سُورَةِ یس: «وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ».

با توجه به این نسبت، می‌توان دریافت یکی از فضایل عظیم امیر مؤمنان (ع) درجه‌ای از امامت است که طی آن علم تمام اشیای عالم در وجود ایشان به‌ودیعه نهاده شده است، لذا تبعیت از چنین امامی قطعاً بشریت را به سرمنزل مقصود خواهد رساند، از این جهت است که پیامبر (ص) در ادامه توصیه فرمود:‌ای مردم، از علی رو برنتابید و از امامتش نگریزید و از ولایتش رو برنگردانید. او [شما را]به درستی و راستی خوانده و [خود نیز]به آن عمل کند. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد؛ مَعاشرَالنَّاس، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْکِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَ الَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ».

پیامبر (ص) در فراز بعدی این خطبه در معرفی دیگر ویژگی قرآنی امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «در راه خدا نکوهش نکوهش‌گران او را از کار بازندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نگرفته است؛ و همو جان خود را فدای رسول اللّه کرده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می‌کرد و جز او کسی چنین نبود؛ وَ لاتَأْخُذُهُ فِی اللّه لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ‌یَسْبقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ)، وَالَّذی فَدی رَسُولَ اللّه بنَفْسهِ، وَالَّذی کانَ مَعَ رَسُولِ اللّه وَلا أَحَدَ یَعْبُدُ اللّه مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ».

پیامبر (ص) در عبارت ابتدایی این فراز از خطبه غدیریه، امیرالمؤمنین (ع) را مصداق بارز مؤمنانی معرفی می‌کند که در راه خدا سرزنش سرزنش‌کننده‌‏ای آن‌ها را در بر نمی‌گیرد و از مسیر حق بازنمی‌دارد. این عبارت می‌تواند اشاره به آیه ۵۴ سوره مائده داشته باشد که درباره ویژگی مؤمنانی است که خداوند آنان را با ویژگی‌هایی خاص معرفی کرده است، آنجا که فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَلایَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسعٌ عَلیمٌ؛ ای اهل ایمان، هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمی‌‏رساند]، خدا به‌زودی گروهی را می‌‏آورد که آنان را دوست دارد و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنانْ فروتن و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند؛ همواره در راه خدا جهاد می‌‏کنند و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌‏ای نمی‏‌ترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد می‏‌دهد و خدا بسیار عطاکننده و داناست‏».

منبع: تسنیم

انتهای پیام/

سیمای امیرالمؤمنین (ع) در آیینه دو آیه از قرآن

منبع مطلب : www.yjc.ir

مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

صفات محبین امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پرتو خطبه غدیر | سامانه اشتراک محتوای حرم مطهر رضوی

صفات محبین امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پرتو خطبه غدیر | سامانه اشتراک محتوای حرم مطهر رضوی

مریم بلوچیان طرقی، طلبه سطح 4 و مدرس حوزه و دانشگاه

چکیده:
مسئله ولایت و اعتقاد به آن جزء اصول اساسی دین اسلام است. خداوند از انسان ها بندگی می خواهد و بندگی زمانی معنا پیدا می کند که ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بپذیریم و به دستوراتی که از جانب خدا در پذیرش این امر آمده است، گردن نهیم. برای محبین امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه غدیر صفاتی از لسان مبارک رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است. از جمله این که: آنان به خدا ایمان دارند، هیچ شک و تردیدی در دل نسبت به کلام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ندارند، تنها از خدا می ترسند و مطیع اوامر خدا و پیامبر و اولیاء اش هستند و در برابر این اطاعت برای آنها پاداش هایی است.
کلیدواژه: صفات محبین، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، خطبه غدیر.

مقدمه:
این مقاله با عنوان شاخصه های محبین امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پرتو خطبه غدیر خم، به تبیین ویژگی های محبین حضرت می پردازد. یکی از نشانه های بارز جامعه امروز ما، محبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به ویژه علاقه خاص مردم به مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) می باشد؛ ولی آن چه در عمل دیده می شود، خلاف آن چیزی است که در دستورات دینی به آن اشاره شده است. لذا ضرورت ایجاب می کند تا با معرفی شاخصه های واقعی محبین حضرت که در متن خطبه غدیر از خدا و رسول گرامیش برای تمام زمان ها به یادگار مانده است بپردازیم، باشد تا در پرتو این سخنان نورانی و عمل به آن ها ما نیز از محبین واقعی آن حضرت محسوب شویم.

صفات محبین امیرالمؤمنین علیه السلام
صفات دوست داران امیرالمؤمنین (علیه السلام) از لسان مبارک نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه در متن خطبه غدیرآمده است:

1. مؤمن و عاری از ظلم
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن خطبه غدیر با استناد به کلام وحی، اولین صفت محبین امیرالمومنین (علیه السلام) را این گونه بیان می فرماید:
بدانید که دوستان و پیروان اهل بیت من، کسانی هستند که خدا درباره ی آنان فرموده است: آن ها کسانی هستند که ایمان آورده، و ایمانشان را به ظلم و ستم آلوده نکرده اند، آسیبی به آنان نمی رسد و هدایت شده اند.»[1] (خراسانی، نهج الخطابه، ج1، ص139)

آنها کسانی هستند که ایمان آورده و ایمانشان را به ظلم و ستم آلوده نکرده اند.

1 -1. ایمان به خدا
شرط اول محب حضرت علی (علیه السلام) این است که به خدا ایمان داشته باشد. زیرا در احادیث صحیح از طریق شیعه و سنی وارد شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «همانا دوست ندارد تو را مگر مؤمن و دشمن ندارد تو را مگر منافق.»[2] (شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج1، ص 39)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز بر فراز منبر می فرمود: «سوگند به خدائی که دانه را شکافته و ماسوی را ایجاد کرده، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیمان گرفته که جز مؤمن پرهیزگار، دیگری تو را دوست نمی دارد و به غیر از منافق بدکار، دیگری تو را دشمن نمی دارد.‏»[3] (همان، ج1، ص40)
ایمان تنها یک کلمه نیست، بلکه یک باور قلبی است. باوری که به زندگی انسان جهت می دهد و در چگونه زیستن او نقش مهمی دارد و محور ارزش گذاری برای اندیشه ها و عملکردهای مردم است.

1 -2 . آلوده نبودن ایمان به ظلم
این ایمان نیز نباید آلوده به ظلم گردد در تفسیر قمی ذیل آیه 82 سوره انعام آمده است: «کسانی که راست می گویند و گناه نمی کنند و در گناه و معصیت داخل نمی شوند تا ایمان آنها از بین برود».[4] (قمی، تفسیر قمی، ج1، ص 208)

2. عدم شک و تردید
یکی دیگر از صفات محبین امام علی (علیه السلام) در کلام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این چنین آمده است: «هشدار! یاران پیشوایان، کسانی هستند که به باور رسیده و از تردید و انکار دور خواهند بود.»[5] (نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج1، ص96)
خداوند می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا باللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا؛ مؤمنین تنها آن هایی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده و دیگر شک به خود راه ندادند ... ». (حجرات: 15)
هر چه را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان می کند، می پذیرند و آن را انکار و رد نمی کنند. مؤمنین آن هایی هستند که ایمان به خدا و رسول او بیاورند، و دیگر در حقانیت آن چه ایمان آورده‏اند شک نکنند، و ایمانشان ثابت و آن چنان مستقر باشد که شک آن را متزلزل نکند. (طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏18، ص 492)

3. ترس از خدا (تقوای الهی)
صفت دیگر محبین امام علی (علیه السلام) این است که: «دوستان علی (علیه السلام) و عترت من کسانی هستند که در خفا و پنهانی از پروردگار خود می ترسند.»[6] (نیشابوری، همان، ج1، ص97)
ترس از خداوند مرتبه ای از مراتب دین است و مقامی از مقام های اهل یقین و از والاترین فضیلت های نفسانی انسان می باشد. (نراقی، جامع السعادات، ج 1، ص 294) این صفت در کنار امید به فضل و بخشش بی حد و حساب خداوند متعال سبب می گردد تا انسان به سعادت و کمال خویش که هدف نهایی هر مخلوقی می باشد، دست یابد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «دوستی با او نمی ورزد مگر کسی که پرهیزگار است.»[7] (ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص457)
امام موسی کاظم (علیه السلام) در سخنی زیبا درباره ترس از خداوند فرمودند: «از شیعیان ما نیست کسی که در پنهانی ترس از خدا نداشته باشد».[8] (مجلسی، بحارالانوار، ج 48، ص 45)

هشدار! یاران پیشوایان، کسانی هستند که به باور رسیده و از تردید و انکار دور خواهند بود.

4. مطیع امر خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام)
محبت داشتن به امیرالمؤمنین (علیه السلام) در تبعیت و پیروی نمودن از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد؛ چرا که محبت داشتن به مولی الموحدین (علیه السلام) از نقطه ایجاد و مبدأ، به طور کامل اطاعت از خدا و حبیب خدا است و جلوه و ثمره ی اطاعت از حبیب خدا، در محبت داشتن به ساحت مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) می باشد.
امام باقر (علیه السلام) به زراه فرمود: «اسلام بر پنج چیز استوار است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و معرفت به امام زمان. زراه می گوید: گفتم کدام یک از این ها، افضل و ارزشمندتر است؟ فرمود: ولایت امام از همه ی آن ها افضل است، چرا که ولایت امام کلید همه ی آن هاست و امام دلیل و راهنمای آنهاست.»[9] (کلینی، الکافی، ج 2، ص 18)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز وجوب اطاعت از امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گوشزد کرده و فرمودند: «بدانید ... که خداوند، او (علی (علیه السلام)) را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان، بر عجم و عرب، آزاد و برده، بر کوچک و بزرگ، سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.»[10] (نیشابوری، همان، ج1، ص93)
اعتقاد امامیه بر این است که دوستی امامان اهل بیت (علیهم السلام) واجب و دشمنی با آنان کفر است و امر و نهی آنان، امر و نهی خداست؛ و اطاعت آنان اطاعت خداست؛ و نافرمانی آنان نافرمانی خداست؛ و کسی که آنان را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و کسی که دشمن آنان باشد، دشمن خدا خواهد بود. (بهارانچی، واجبات اسلام، ص 44)
امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که ایشان فرمودند: خداوند توسط جبرئیل به من فرمود: «هر کس که بداند و دریابد که هیچ خدایی جز من نیست (توحید) و محمد، بنده و رسول من است (نبوت) و علی، ولی و خلیفه و حجت من است و امامان پاکیزه از فرزندان او حجت های من هستند او را، به موجب رحمت خود داخل بهشت می کنم ... .» (احمدبن علی طبرسی، احتجاج، ج1، ص 69-68)

خداوند، او (علی (علیه السلام) را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان، بر عجم و عرب، آزاد و برده، بر کوچک و بزرگ، سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست، لازم شمرده است.

5- تبری از دشمنان خدا و رسولش
یکی دیگر از صفاتی که پیامبر در ضمن خطبه غدیر آن را برای محبین امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیان می کند، دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خداست، هر چند که از آباء و اجدادشان باشند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در ضمن خطبه غدیر با استناد به کلام وحی می فرماید:
«بدانید خدا در قرآن درباره دوستان و پیروان اهل بیت من می فرماید: «هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.»[11] (نیشابوری، همان، ج1، ص96)
این که چنین مؤمنینی نخواهی یافت؛ کنایه از این است که ایمان راستین به خدا و روز جزا با چنین صفاتی نمی سازد. آن کس که واقعاً به خدا و رسول خدا و روز جزا ایمان دارد، ممکن نیست با دشمنان خدا دوستی کند. هر چند که همه سبب و انگیزه دوستی در آنان وجود داشته باشد، مثل این که پدرش یا پسرش یا برادرش باشد، و یا قرابتی دیگر داشته باشد، برای این که این چنین دوستی با ایمان به خدا منافات دارد. (طباطبایی، همان، ج 19، ص 340)

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.

نتیجه:
دوستی و محبّت اهل بیت (علیهم السلام) زمانی در وجود یک مسلمان ریشه پیدا می کند و مودّتی راستین به حساب می آید که او به لوازم و شرایط دوستی پای بند باشد و با رفتار و اعمال خود خشنودی خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان (علیهم السلام) را جلب نماید. در انجام واجبات دینی و تکالیف الهی کوشش و در ترک گناهان همّت نماید و همواره تلاش نماید که معارف قرآنی و مکارم اخلاقی اهل بیت (علیهم السلام) در جامعه بشری گسترش یافته و حاکمیّت یابد؛ و حکومت مادّی و معنوی از آنِ خاندان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شود.

منابع
* قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
1. احتجاج، طبرسی، احمد بن علی، مشهد، مرتضی، 1403ق.
2. الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، مفید، محمد بن محمد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
3. اقبال الاعمال، ابن طاووس، علی بن موسی، دوم، تهران، اسلامیه، 1409ق.
4. بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، تهران، اسلامیه، بی تا.
5. تفسیر قمی، قمی، علی بن ابراهیم، سوم، قم، دارالکتاب، 1367.
6. جامع السعادات، نراقی، مهدی، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل محمد، بی تا.
7. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نیشابوری، فتال، قم، رضی، بی تا.
8. الکافی، کلینی، محمد، دوم، تهران، اسلامیه، 1362.
9. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، تهران، محمدی، 1356.
10. نهج الخطابه، خراسانی، علم الهدی، دوم، هران، صدر، 1374.
11. واجبات اسلام، بهارانچی، محمد حسین، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی تا.

--------------------------------------------------------
پی نوشت:
1- الا ان اولیاء هم، الذین وصفهم الله عزوجل، فقال: «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبسُوا إیمانَهُمْ بظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.» (انعام/82)
2- لا یُحبُّنی الاّ مؤمنٌّ و لا یُبغِضُنی الاّ مُنافقٌ.
3- رَأیتُ عَلِیَّ بْنَ أَبی طَالِبٍ عَلَی الْمِنْبَرِ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ وَ الَّذی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ إِنَّهُ لَعَهِدَ النَّبیُّ إِلَیَّ أَنَّهُ لا یُحِبُّکَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُکَ إِلَّا مُنَافِق.
4- اَیُّ صَدَقوا وَ لَم یَنکثوُا وَ لَم یَدخلوا فِی المَعاصی فَیبطُل ایمانَهُم.
5- أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَرْتابوا.
6- الا انّ اولیائَهُم اّلذین یَخشَونَ رَبّهم بالغَیب.
7- وَ لایُوالی عَلیاً الا تَقی.
8- لَیْسَ مِنْ شیعَتِنَا مَنْ خَلا ثُمَّ لَمْ یَرِعْ قَلْبُه‏.
9- بُنیَ الاسلام علی خَمسةِ اشیاءٍ: عَلَی الصلاةِ و الزَکاةِ و الحَجِ و الصَومِ و الولایهُ قالَ زراة: فَقلتُ: وَ ایُ شیء من ذلکَ افضَل؟ فقال: الولایهُ افضلُ لِانَها مفتاحُهنَ و الوالِی هوَ الدّلیلُ عَلیهنَّ.
10- فَاعْلَمُوا مَعاشرَ النّاس ... أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالأَنْصارِ وَ عَلَی التّابعینَ لَهُمْ بإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَ الْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَ الْعَرَبی، وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلوکِ وَ الصَّغیرِ وَ الْکَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَ الأَسْوَد، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ.
11- الا ان اولیاءهم الذین ذکر هم الله فی کتابه، فقال عزوجل: «لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ باللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُمْ» (مجادله: 22)

منبع مطلب : haram.razavi.ir

مدیر محترم سایت haram.razavi.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

دانلود برنامه مخصوص اندروید
دانلود برنامه مخصوص اندروید

آیات فضایل مولی الموحدین علی بن ابیطالب (علیه السّلام) درخطبۀ غدیرخم | آستان قدس حسینی

آیات فضایل مولی الموحدین علی بن ابیطالب (علیه السّلام) درخطبۀ غدیرخم

این نوشتار درصدد تبیین فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در آیات قرآن است که رسول الله (صلی الله علیه و آله) در روز عید غدیر خم در خطبۀ غدیر برای مردم خواندند و به تفسیر آن پرداختند.

آیات موجود در خطبۀ غدیر محورهای مختلفی دارد که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) مجموعۀ این بیانات را برای اثبات جانشینی و امامت حضرت امیرالمومنین علی (علیه السّلام)  برای مردم غیر معاند کافی دانستند.

هر چند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فضایل بی ­انتهای حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را بیش از گنجایش این خطبه می دانستند و در انتهای خطبه فرمودند فضایل حضرت علی بن ابی طالب(علیه السّلام) تنها به این آیات قرآن محدود نمی شود که مطرح شد همچنان آیاتی در  فضایل او ناگفته باقی مانده است.

رسول الله (صلی الله علیه و آله) آیاتی را در فضایل مولی الموحدین (علیه السّلام) انتخاب فرمودند که هم مشتمل بر دستور خداوندی مبنی بر ابلاغ امامت و جانشینی به ایشان بود و هم شایستگی امیرالمومنین (علیه السّلام) را برای این منصب اثبات می کرد.

در این مجال سعی شده است با مراجعه به منابع تفسیری، به احادیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) در شأن نزول آیات مربوط به فضایل حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) و تفسیر آیات مشتمل بر فضایل ایشان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در هنگام نزول آیات برای اصحاب تبیین می کردند؛ تصریح شود.

«خطبه غدیر شامل صد آیه از قرآن است که در بیست و سه سال رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بر ایشان نازل گشته است. شأن نزول و تفسیر آیاتی که دربارۀ فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) است به طور صریح توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای مردم شرح شد تا حجت بر حاضران و کسانی که این خبر به آنها می رسد، تمام شود و این مسئولیت بر عهدۀ حاضران قرار گرفت که این پیام مهم و سرنوشت ساز را به دیگر مسلمانان برسانند.»(1)

آیات موجود درخطبه غدیر بر چند محور استوار است:

1. آیاتی در حمد و ثنای الهی

2.آیاتی دربارۀ لزوم ابلاغ امامت و جانشینی مولای متقیان علی بن ابیطالب (ع) است.

3. آیاتی در فضایل و مناقبت حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)

4.آیاتی در وصف منافقین و کارشکنی آنان

5.آیاتی مربوط به قطعی بودن عذاب الهی برای معاندان و کافران

6. آیاتی با این مضمون که اگر همۀ روی زمین کافر شوند، ضرری به خداوند نمی­رسد.

7. آیاتی که به پیمانهای پیامبر در زمانهای مختلف رسالت با مسلمانان اشاره دارد.(2)

در این مجال به ترتیب از ابتدای خطبه غدیر به بررسی آیاتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در فضیلت حضرت امام علی (علیه السّلام) در خطبه غدیر ایراد فرمودند تا امامت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را ابلاغ و شایستگی ایشان را برای این منصب اثبات فرمایند؛ می ­پردازیم:

«مَعاشرَالنّاس، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی وَ هُوالسَّلامُ أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَد فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: «أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی عَلی أُمَّتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ الله وَ رَسُولِهِ»(3)

«ای مردم، آنچه بر من فرود آمده است در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از سوی خداوند سلام پروردگارم  که تنها او سلام است فرمانی آورد که در این اجتماع به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم: که «علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است. جایگاه او نسبت به من بسان هارون نسبت به موسی است، جز این که پیامبری پس از من نخواهد بود و او صاحب اختیارتان پس از خدا و رسولش است.»

آیۀ 55 سورۀ مبارکۀ مائده در این فراز از خطبه غدیر

«وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَکَ وَ تَعالی عَلیَّ بذلِکَ آیَةً مِنْ کِتابهِ هِی: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَ هُوَ راکِعٌ یُریدُ الله عَزَّوَجَلَّ فی کُلِّ حالٍ.

 و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده است که: «همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند. (سوره مبارکه مائده، آیه 55)» و علی بن ابی طالب است که نماز را به پا داشته و در حال رکوع زکات داده و پیوسته خداوند عزّ و جلّ را قصد می ­کند.»

آیۀ 55 سورۀ مبارکۀ مائده

«إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»

رسول الله (صلی الله علیه و آله) آیۀ 55 سورۀ مبارکۀ مائده را به طور کامل در خطبه غدیر ذکر کرده ­اند. در این باره تفاسیر شیعه اتفاق نظر دارند که این آیه دربارۀ حضرت علی (علیه السّلام) نازل شده است و بر اساس این آیه ولایت و سرپرستی مسلمانان بی ­قید و شرط به حضرت علی (علیه السّلام) تفویض شده است.

در جلد دوم تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن دربارۀ این آیه چنین آمده است:

الطبرسی قیل هم أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و أصحابه حین قاتل من قاتله من الناکثین و القاسطین و المارقین قال و روی ذلک عن عمار و حذیفة و ابن عباس. ثم قال و هو المروی عن أبی جعفر و أبی عبد الله (علیهما السلام) الحسن بن محمد الهاشمی قال حدثنی أبی عن أحمد بن عیسی قال حدثنی جعفر بن محمد عن أبیه عن جده (علیه السلام) فی قوله عز و جل: یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها قال: «لما نزلت إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ اجتمع نفر من أصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی مسجد المدینة فقال بعضهم لبعض: ما تقولون فی هذه الآیة؟ فقال بعضهم: إن کفرنا بهذه الآیة نکفر بسائرها و إن آمنا فهذا ذل حین یسلط علینا ابن أبی طالب.

فقالوا: قد علمنا أن محمدا صادق فیما یقول و لکن نتولاه و لن نطیع علیا فیما أمرنا قال فنزلت هذه الآیة: یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها یعنی یعرفون ولایة علی بن أبی طالب (علیه السلام)، و أکثرهم الکافرون بالولایة.» (4)

کلینی از حسین بن محمد از معلّی بن محمد از احمد بن محمد از حسن بن محمد هاشمی از پدرش از احمد بن عیسی از حضرت امام صادق (علیه السلام) از پدرش از جدّش (علیه السلام) نقل کرده است که درباره آیه «نعمت خدا را می شناسند اما آن را انکار می کنند.» فرمود: وقتی آیه ولایت: «ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز برپا می‌ دارند و در حال رکوع زکات می ‌دهند.» نازل شد، گروهی از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مسجد مدینه جمع شدند و به یکدیگر گفتند: درباره این آیه چه می‌ اندیشید؟ گفتند: اگر این آیه را انکار کنیم، به کل قرآن کافر می ‌شویم و اگر به آن ایمان بیاوریم و آن را بپذیریم، باید آن هنگام که علی بن ابی طالب (علیه السلام) بر ما مسلّط شد از او اطاعت کنیم. می ‌دانیم که محمد (صلی الله علیه و آله) هر چه می ‌گوید راست و حقیقت است. ما از او اطاعت می‌ کنیم، اما امر او درباره علی (علیه السلام) را نمی پذیریم. سپس این آیه نازل شد «نعمت خدا را می شناسند» منظور ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) است «و بیشتر آنان کافر شدند.» یعنی ولایت را انکار می کنند.

آیۀ 12 سورۀ مبارکۀ یس در این فراز از خطبه غدیر

«مَعاشرَالنّاس فضِّلُوهُ. مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِیَّ وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ و َما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ الَّذی ذکَرَهُ الله فی سُورَةِ یس«وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ»

ای مردم، او را برتر بدانید. چرا که هیچ علمی نیست مگر آن که خداوند آن را در من جمع کرده است و هر علمی را که آموخته ­ام در پیشوای پرهیزکاران جمع نمودم و هیچ علمی نیست مگر آنکه به علی آموخته­ ام. او «امام مبین» است که خداوند در سورۀ یاسین ذکر کرده است: و هر چیزی را در امام مبین جمع کردیم.»

آیۀ 12 سورۀ مبارکۀ یس

«إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتی‏ وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبینٍ»

قسمتی از آیه 12 سوره مبارکه یس که مربوط به علم امام می باشد، در خطبه غدیر آمده است. رسول الله (صلی الله علیه و آله) در خطبه تاکید می کند که علم امامت نزد علی بن ابیطالب (علیه السّلام) است. درباره این آیه در معانی الاخبار چنین آمده است:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّد بْنِ الصَّقْرِ الصَّائِغُ‏ قَالَ حَدَّثَنَا عِیسَی بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ سَلَّامٍ الْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَبْد الْوَاحِد قَالَ حَدَّثَنَا الْحَارِثُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبی الْجَارُود عَنْ أَبی جَعْفَرٍ مُحَمَّد بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبیهِ عَنْ جَدِّهِ (ع) قَالَ: لَمَّا أُنْزلَتْ هَذهِ الْآیَةُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص)‏ «وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبینٍ‏» قَامَ أَبُوبَکْرٍ وَ عُمَرُ مِنْ مَجْلِسهِمَا فَقَالا یَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ التَّوْرَاةُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْإِنْجِیلُ قَالَ لَا قَالا فَهُوَ الْقُرْآنُ قَالَ لَا قَالَ فَأَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٌّ (ع) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) هُوَ هَذَا إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذی أَحْصَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهِ عِلْمَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ.(5)

احمد بن محمد بن الصقر الصائغ با اسنادی از ابوجارود از ابوجعفر نقل شده است که حضرت امام باقر (علیه السّلام) از پدرش از قول جدش (علیهم السّلام) فرمودند: «هنگامی که این آیه «وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبینٍ» نازل شد، ابو بکر و عمر برخاستند و عرض کردند: ای پیامبر، آیا منظور از آن تورات است؟ پیامبر فرمود: خیر، عرض کردند انجیل است؟ فرمود: خیر، عرض کردند: منظور قرآن است؟ فرمود: خیر، در این حال امیرالمومنین علی (علیه السّلام) به سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد، هنگامی که چشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر او افتاد فرمود: «هو هذا انه الامام الذی احصی اللَّه تبارک و تعالی فیه علم کل شی‏ء: امام مبین این مرد است. او است امامی که خداوند متعال علم همه چیز را در او احصاء فرموده است.» (6)

در تفسیر علی بن ابراهیم از ابن عباس از خود امیرالمومنین علی (علیه السّلام) نیز نقل شده است که فرمودند: ذکر ابن عباس عن أمیر المؤمنین (صلوات الله علیه) أنه قال: «انا و الله الامام المبین أبین الحق من الباطل ورثته من رسول الله صلی الله علیه و آله.»

«به خدا سوگند من امام مبین هستم که حق را از باطل آشکار می ‏سازم، این علم را از رسول خدا به ارث برده و آموخته‏ ام.»(7)

اشاره به مضامین آیۀ 54 سورۀ مبارکۀ مائده در این فراز از خطبه غدیر

«مَعاشرَالنَّاس لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَ لاتَنْفِرُوا مِنْهُ وَ لاتَسْتَنْکِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ فَهُوَ الَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَ یَعْمَلُ بهِ وَ یُزْهِقُ الْباطِلَ وَ یَنْهی عَنْهُ وَ لاتَأْخُذُهُ فِی الله لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بالله وَ رَسُولِهِ لَمْ یَسْبقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ و َالَّذی فدی رَسُولَ الله بنَفْسهِ وَ الَّذی کانَ مَعَ رَسُولِ الله وَ لاأَحَدَ یَعْبُدُ الله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ.

أَوَّلُ النّاس صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعی. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعی فَفَعَلَ فادیاً لی بنَفْسهِ.

ای مردم از علی به سوی دیگر گمراه نشوید و از او روی برنگردانید و از ولایت او سرباز نزنید و اوست که به حق هدایت نموده و بدان عمل نماید. او باطل را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهشگران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان به او سبقت نجسته است و هم او جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می کرد و جز او کسی چنین نبود.

اولین نمازگزار و پرستش کننده خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برد و پذیرفت که جان خود را فدای من کند.

آیۀ 54 سورۀ مبارکۀ مائده

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسعٌ عَلیمٌ »

رسول الله (صلی الله علیه و آله) قسمتی از آیۀ 54 سورۀ مبارکۀ مائده را در خطبه ذکر کرده ­اند «از ائمه هدی (علیهم السّلام) روایت شده است که این آیه در شأن حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) نازل شده که با اهل بصره قتال نمود و ثعلبی از اعاظم مفسران عامه در تفسیر خود گفته است: این آیه در شأن علی بن ابی طالب (علیه السّلام) نزول یافته است.(8) و مؤید این است که آیه متضمن صفاتی است که اطلاق بر غیر آن حضرت و اهل بیت اطهار او سزاوار نیست.»(9)

آیۀ 56 سورۀ مبارکۀ زمر در این فراز از خطبه غدیر

مَعاشرَ النَّاس، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَکَرَ فی کِتابهِ العَزیز فَقالَ تعالی مُخْبراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْب الله»

ای مردم، همانا علی همجوار و همسایه خداوند است که در کتاب عزیزش ذکر کرده و دربارۀ ستیزندگان با او فرموده است: «ای دریغا بر آنچه دربارۀ جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم.»

آیۀ 56 سورۀ مبارکۀ زمر

«أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی‏ عَلی‏ ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْب اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرینَ»

آیه به صورت کامل در خطبه آمده است. در البرهان فی تفسیر القرآن، روایاتی در شرح این آیه آمده است:

محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن محمد بن إسماعیل بن بزیع عن عمه حمزة بن بزیع عن علی بن سوید عن أبی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) فی قول الله عز و جل: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی‏ عَلی‏ ما فَرَّطْتُ فِی جَنْب اللَّهِ، قال: «جنب الله أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و کذلک ما کان بعده من الأوصیاء بالمکان الرفیع إلی أن ینتهی الأمر إلی آخرهم»(10)

محمد بن یعقوب با اسنادی از علی بن سوید نقل می کند که حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السّلام) از قول خدای عزّ و جلّ فرمودند: «ای دریغا بر آنچه دربارۀ جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم.» فرمودند:«جنب الله امیرالمومنین (علیه السّلام) و همچنین برای اوصیای بعد از ایشان در منزلت والا باشد تا امر الهی به آخر برسد.»

محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن أحمد بن محمد بن أبی نصر عن حسان الجمال قال حدثنی هاشم بن أبی عمار الجنبی قال سمعت أمیر المؤمنین (علیه السلام) یقول: «أنا عین الله [و أنا ید الله‏] و أنا جنب الله و أنا باب الله.»(11)

محمد بن یعقوب با اسنادی از هاشم بن ابوعمار جنبی نقل می کند که گفت: از حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) شنیدم که فرمودند: «من چشم و دست خدا و در قرب و جوار الهی و باب درگاه الهی هستم.»

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی در این باره فرمودند:

فِی حَدیثِ النَّبیِّ (ص) لِأَبی ذَرٍّ: یَا أَبَا ذَرٍّ یُؤْتَی بجَاحِد حَقِّ عَلِیٍّ وَ وَلَایَتِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَصَمَّ وَ أَعْمَی وَ أَبْکَمَ یَتَکَبْکَبُ فِی ظُلُمَاتِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ یُنَادی مُنَادٍ «یا حَسْرَتی‏ عَلی‏ ما فَرَّطْتُ فِی جَنْب اللَّهِ و ألقی [یلقی‏] فی عنقه طوق من نار [النار]...»(12)

در حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اباذر: ای اباذر، روز قیامت کسی را که از روی علم، حقِّ علی و ولایتش را انکار کرده است؛ می آورند در حالی که کر و لال و کور است و در تاریکیهای قیامت با صورت به زمین می خورد و می غلتد، منادی (از جانب او) صدا می زند: افسوس بر من که در اطاعت فرمان خدا (درباره ولایت علی علیه السّلام) کوتاهی کردم و طوقی از آتش به گردنش انداخته می شود.

آیۀ 7 سورۀ مبارکۀ آل عمران در این فراز از خطبه غدیر

مَعاشرَالنّاس، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَلاتَتَّبعوا مُتَشابهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بیَدهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بعَضُدهِ (وَ رافِعُهُ بیَدَی) وَ مُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی. اشاره به «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن» «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتاب وَ أُخَرُ مُتَشابهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بهِ کُلٌّ مِنْ عِنْد رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب»

ای مردم، در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطنها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولا

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب