روز میلاد پیامبر از دیدگاه شیعه



روز میلاد پیامبر از دیدگاه شیعه را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

میلاد پیامبر

میلاد پیامبر

میلاد پیامبر یا عید مولود (به عربی: مَوْلِدُ النَبیِّ یا المولد النبوی الشریف)، سالروز ولادت پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله است و یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است. اگرچه تاریخ دقیق ولادت پیامبر اسلام مشخص نیست، اهل سنت این جشن را در ۱۲ ربیع‌الاول برگزار می‌کنند[۱] و شیعیان ۱۷ ربیع‌الاول را جشن می‌گیرند. اکثر مسلمانان و دولت‌های اسلامی این روز را جشن می‌گیرند و به خاطر تولد او به شادمانی می‌پردازند، خیابان‌ها را آذین می‌بندند و صدقات و خیرات می‌نمایند. در مساجد نیز مجالسی برگزار می‌کنند و اشعاری به نام مولودی در مدح پیامبر اسلام می‌خوانند، سیره او را بیان می‌دارند و با شیرینی‌جات از مردم پذیرایی می‌نمایند.

تاریخچه[ویرایش]

این جشن‌ها برای اولین بار به صورت عمومی در مصر در سال ۱۱۰۰ میلادی (اواخر قرن پنجم هجری) برگزار شد.[۱] خلفای فاطمی مذهب اسماعیلیه شیعه، ولادت پیامبر، علی بن ابی‌طالب، فاطمه زهرا، و خلیفهٔ وقت فاطمی را جشن می‌گرفتند. این جشن‌ها به صورت اهدای هدیه و ایراد خطبه‌ها انجام می‌شد. بعدها این جشن‌ها تقریباً به فراموشی سپرده شدند.[۲] منشأ بسیاری از جشن‌های مسلمانان سنی به سال ۱۲۰۷ میلادی برمی‌گردد که در آن مظفرالدین گوکبری (شوهرخواهر صلاح‌الدین ایوبی) در اربیل به مدت یک ماه جشن‌هایی را برای میلاد پیامبر برگزار کرد. اگرچه رهبران مذهبی این جشن را به رسمیت نشناختند، به تدریج این عید به مناطق دیگر مسلمان‌نشین منتشر شد.[۱]

نظر اهل سنت[ویرایش]

اهل سنت در طول تاریخ و تاکنون مراسم میلاد پیامبر را نیک می‌شمرده‌اند و بسیاری از علمای اهل سنت (مانند ابن اثیر، ابن جوزی، شمس‌الدین سخاوی و ابن کثیر) کتاب‌هایی ویژه میلاد پیامبر نگاشته‌اند و حتی معتقدند مستحب بودن روزهٔ دوشنبه‌ها به خاطر یادبود میلاد پیامبر است.[۳] از میان کشورهای اسلامی، تنها کشوری که در آن میلاد پیامبر تعطیل نیست، عربستان و قطر است.[۴]

نظر شیعیان[ویرایش]

شیعیان نیز علاوه بر میلاد پیامبر، برای میلاد سایر چهارده معصوم، مراسم جشن و شادی برگزار می‌کنند؛ و به ویژه روز میلاد مهدی را به‌طور ویژه‌تر برگزار می‌نمایند، و با چراغانی کردن خیابان‌ها و دادن شربت و شیرینی به استقبال آن می‌روند.

هفته وحدت[ویرایش]

فاصله میان ۱۲ ربیع‌الاول که سالگرد ولادت پیامبر اسلام بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع‌الاول که سالگرد ولادت پیامبر اسلام بنا بر روایات شیعه است، به ابتکار و پیشنهاد آیت الله حسینعلی منتظری و حمایت آیت الله خمینی به عنوان هفته وحدت نامگذاری شده‌است.[۵] طی این اقدام، مسئله‌ای که شاید می‌توانست عاملی برای تشدید اختلافات میان مسلمانان شیعه و سنی باشد، موجب وحدت آفرینی بیشتر میان مسلمانان شد. در این راستا سازمانی رسمی با نام مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی رسماً در حال فعالیت هست و هر ساله در تهران و در هفته وحدت کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی را برگزار، و علمای بزرگ را از کشورهای مختلف دور هم جمع می‌کند، که همواره از رهبر ایران تا همه مسولین تأکید دارند که وحدت میان مسلمانان باید ایجاد و عوامل تفرقه خشکانده شود.[۶] با توجه به تفرقه افکنی‌های دشمنان اسلام در میان مسلمین، وحدت اسلامی مورد تأکید علمای سنی و شیعه قرار دارد.

در هند[ویرایش]

جشنوارهٔ عید میلاد که عموماً به دوازدهمین روز باره وفات مشهور است، یکی از مهم‌ترین فستیوال‌ها در تقویم اسلامی ست. این روز، روز بزرگداشت تولد و همچنین فوت محمد، پیامبر اسلام است که در روز دوازدهم از سومین ماه (ربیع‌الاول) در تقویم اسلامی اتفاق می‌افتد.

برگزاری گفتمان‌های دینی، خواندن قرآن کریم و دادن صدقه به افراد فقیر از مراسم این روز است. انواع مختلفی از شیوه و آیین‌ها در این روزها دنبال می‌شوند. ارائه موعظه در مساجد توسط مردان آموزش دیده، با تمرکز بر زندگی و اعمال پیامبر اسلام از دیگر مراسم این روز است.

مراثی به یاد روز آخر حیات پیامبر خوانده می‌شود. روز دوازدهم یا اورس دعا خواندن و صدقه دادن قابل مشاهده است.

در هند، با این حال، این یاد بود به‌طور عمده شامل مراسم دسته‌های خیابانی است که نعت‌ها (اشعار ستایش محمد و اعمال او) خوانده می‌شود و وعاظ، در مورد زندگی و آموزه‌های پیامبر صحبت می‌کنند.

در مکان‌هایی مانند بمبئی، صدها اجتماعات مردمی، مراکز خرید را تزئین می‌کنند و کودکان و مردان جوان در مساجد با دعا و نیایش این پروسه را برگزار می‌کنند.

در لکنو، مراسم میلاد، جاذبهٔ اصلی ست که توسط هزاران نفر از ارادتمندان اهل سنت برگزار می‌شود. جوانان و کودکان در قالب بخشی از دسته اسب سواران آهنگ‌های مذهبی می‌خوانند.[۷]

سنت جشن تولد محمد در مقیاس بزرگ در مصر توسط فرزندان دختری او (فاطمه) آغاز شد، این مراسم به‌طور عمده توسط علمای مذهبی و تشکل‌های دینی جشن گرفته می‌شد. آن‌ها گرد هم می‌آمدند برای شنیدن موعظه و توزیع شیرینی و صدقه و به ویژه عسل، که مورد علاقهٔ پیامبر بود.

عیدمیلاد، مولود نیز نامیده می‌شود. از آن جا که عید محمد است و آهنگ‌هایی که در تمجید محمد خوانده می‌شود، مولودی نام دارد. از قرون وسطی، اعتقاد بر این بود که، گوش دادن به تلاوت مولودی نه تنها پاداش دنیوی بلکه آسمانی بیش از حد خواهد داشت.

این مراسم به عنوان باره وفات هم شناخته شده که دوازده روز از بیماری پیامبر، هنگام وفاتش هست. در این روز مناسبت‌هایی برای هر دو منظور شادی و سوگواری، برگزار می‌شود. فرقه اهل سنت و مذهب شیعه برداشت مختلفی برای تجلیل این روز دارند.

مسلمانان شیعه این روز را به یاد این جشن می‌گیرند که محمد، علی را به عنوان جانشین خود در غدیر خم انتخاب کرد. این مناسبت نمادی از حبیله است (زنجیره‌ای از امامت یا رهبر بعدی).

عید میلاد و عید آل غدیر دو نام برای یک روز، به دو دلیل مختلف است: عید میلاد یا عید میلاد النبی: این نام به مناسبت تولد محمد و سالگرد وفات او استفاده می‌شود. عید الغدیر: این نام به علامت محول کردن زمام معنوی و روحانی به علی در غدیر خم است. (مسیر بین سوریه و یمن).

در این روز، مؤمنان برای خواندن نماز مخصوص و شکرگزاری خدا برای نعمتهایش و ارسال محمد به همراه پیام خود برای هدایت مردم، گرد هم می‌آیند.

مسلمانان شیعه نیز در این روز سوگواری می‌کنند، به عنوان روزی که پیامبر درگذشت.

فرقهٔ بهره، بخشی از مذهب شیعه نیز مناسبات دوازده روز اول ماه ربیع‌الاول را با نماز خواندن برگزار می‌کنند. دعا خواندن هم در مساجد برای تمام دوازده روز برگزار می‌شود. بسیاری از بهره‌ها زیارت می‌خوانند (یک شکل از دعا است که به صورت یک جلسه اجرا می‌شود که یک نفر دعا می‌خواند و شما هم او را همراهی می‌کنید).

نماز (دعا) در طول ماه برگزار می‌شود. در روز دوازدهم ماه، مسلمانان از پیامبر و آموزه‌های او تجلیل می‌کنند. عزاداری در این روز هرگز تجربه نمی‌شود چرا که طبق باور مسلمانان سنی عزاداری برای درگذشتگان، فراتر از سه روز، به روح رفتگان لطمه می‌زند.

در هند، مردم با ذکرهایی برای ستایش از محمد و علی این مناسبت را برگزار می‌کنند. این مراسم با میوه‌ها، گل‌ها یا حتی صحنه‌هایی که وقایع مذهبی را به تصویر می‌کشند، تزئین می‌شود. ظرف شیرینی «خیر» (فرنی شیرین ساخته شده از برنج یا رشته فرنگی), به عنوان یک سنت در خانه‌های مسلمانان تهیه می‌گردد.

این مراسم که در برخی از بخش‌های هند انجام می‌شود، چیزی نیست جز یک حرکت دسته جمعی. بازنمود نمادین محمد است که در یک تابوت شیشه‌ای قرار می‌گیردو به صورت دسته جمعی، حمل می‌شود.

رد پا نمادین از پیامبر اسلام حک شده بر سنگ، یک نماد از براق و و اسب، که طبق اعتقاد بر صعود به آسمان (بهشت) پیامبر است، در نزدیکی رد پا نگهداری می‌شود و با خمیر صندل مسح می‌شود. تابوت شیشه‌ای استادانه تزئین شده‌است. مراثی خوانده می‌شوند در حالی که مراسم در جریان است و تابوت حمل می‌شود. این مراسم «اورس» یا «صندل» نامیده شده.

دین اسلام سه عید مختلف را جشن می‌گیرد، عید فطر (عید رمضان)، عید قربان (بکری عید) و عید میلاد (تولد محمد). همه این‌ها برای مناسبتهای مختلف مناسبند. محرم سال جدید اسلامی هست، اما زمان شادی و جشن نیست، زمانی برای به خاطر آوردن فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌های افراد مقدسی است[۸]

میلاد النبی از تعطیلات هند است و نیز به عنوان روز نبی، مولود، تولد محمد یا تولد پیامبر شناخته شده‌است.

پانویس[ویرایش]

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جشن میلاد پیامبر(ص)

جشن میلاد پیامبر(ص) مصادف با سال‌روز ولادت پیامبر اسلام برگزار می‌گردد و از عیدهای اسلامی است. بیشتر عالمان شیعه ۱۷ ربیع‌الاول و عالمان اهل سنت ۱۲ ربیع‌الاول را روز ولادت پیامبر اسلام می‌دانند. شیعیان و عموم اهل‌سنت، روز میلاد پیامبر(ص) را جشن گرفته و بر آن تأکید می‌کنند. سلفی‌ها این جشن را بدعت و حرام می‌دانند. این روز در برخی کشورها از جمله ایران، هندوستان، پاکستان و مصر تعطیل رسمی است.

زمان و مکان ولادت

در مورد تاریخ ولادت پیامبر اختلاف وجود دارد.[۱] با این حال معروف میان علمای شیعه، ۱۷ ربیع‌الاول و مشهور میان اهل سنت، ۱۲ ربیع‌الاول است.[۲] روزهای میانی این دو تاریخ، از سوی امام خمینی به عنوان هفته وحدت بین شیعه و سنی نام‌گذاری شده‌ است.[۳]

تاریخ ولادت نزد شیعیان

بیشتر علمای شیعه، میلاد پیامبر را در روز جمعه دانسته‌اند.[۴] علامه مجلسی میلاد پیامبر(ص) در ۱۷ ربیع الاول را نظر قاطبه علمای شیعه دانسته، البته به استثنای تعدادی اندک که نظری جز این داشته‌اند.[۴] رسول جعفریان تصریح کرده، عالمان شیعه پس از شیخ مفید، ۱۷ ربیع‌الاول را روز میلاد حضرت محمد(ص) دانسته‌اند.[۵]

محمد بن یعقوب کلینی در کتاب کافی، ولادت پیامبر(ص) را ۱۲ ربیع‌الاول دانسته است؛[۶] علامه مجلسی در مرآة العقول، نظر محمد بن یعقوب کلینی را نقد کرده و معتقد است نظر کلینی مبنی بر تولد پیامبر در ۱۲ ربیع‌الاول، بیشتر به دلیل تقیه بوده است.[۴]

این احتمال هم هست که تعبیر «تولد پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در دوازدهم ربیع الأول» حتی در عبارت کلینی هم نبوده بلکه عبارت او چنین بوده است: «لإثنتی عشر لیله بقیت من شهر ربیع الأول»؛ یعنی واژه «مضت»(سپری شده)، به اشتباه به جای واژه «بقیت»(مانده از) گزارش شده است؛ چنان که در گزارش خطیب قسطلانی در کتاب المواهب اللدنیه، ج ۱، ص ۲۵٫ واژه «بقیت» ثبت شده است. پس می‌توان گفت مقصود کلینی نیز هفده ربیع الأول بوده است.[نیازمند منبع] بعد از شیخ کلینی ، شیخ صدوق نیز در کتاب اکمال الدین [۷] ولادت پیامبر گرامی را در ۱۲ ربیع الاول ثبت کرده است.

تاریخ ولادت نزد اهل‌سنت

عالمان اهل سنت نظرات مختلفی درباره جزئیات تولد پیامبر(ص) دارند؛ برخی معتقدند وی در سال عام الفیل[۸] متولد شده و برخی دیگر میلاد حضرت محمد(ص) را ده سال پس از عام الفیل دانسته‌اند.[۹] همچنین برخی میلاد پیامبر را در شب[۱۰] و برخی دیگر در زمان طلوع فجر بیان کرده‌اند.[۱۱]

درباره روز تولد پیامبر نیز در میان اهل سنت اختلافاتی وجود دارد؛ دوازدهم ربیع‌الاول،[۱۲] دوم ربیع الاول،[۱۳] هشتم ربیع‌الاول،[۱۰] دهم ربیع‌الاول[۱۴] و تولد در ماه رمضان[۱۱] از جمله این نظرات است.

مکان ولادت

پیامبر اسلام(ص) در شعب ابی‌طالب[۱۵] و در خانه عقیل بن ابی‌طالب به دنیا آمد. فرزندان عقیل، این خانه را به محمد بن یوسف، برادر حجاج بن یوسف، فروختند[۱۶] و این خانه به خانه محمد بن یوسف مشهور شد.[۱۷] محمد آنجا را تبدیل به قصری برای خود کرد. در زمان حکومت بنی‌عباس، خیزران، مادر هارون‌الرشید خلیفه عباسی، این خانه را خرید و آن‌را تبدیل به مسجد کرد.[۱۸] علامه مجلسی، فقیه و محدث قرن یازدهم، نقل می‌کند که در زمان او مکانی به این نام در مکه وجود داشته و مردم آن‌را زیارت می‌کردند.[۱۷] این بنا تا زمان حکومت آل‌سعود بر حجاز، باقی بود. آن‌ها به جهت اعتقادات مذهب وهابیت و منع بر تبرک به آثار پیامبران، آن‌جا را تخریب کردند.[۱۸]

جشن ولادت

شیعیان، روز ولادت پیامبر(ص) را جشن می‌گیرند؛ همچنین گروه‌های مختلف اهل سنت در بسیاری از کشورهای اسلامی.[نیازمند منبع] با این حال، سلفی‌ها با برگزاری جشن میلاد پیامبر(ص) مخالف‌اند.[۱۹]

مسلمانان در کشورهای مختلف، بر اساس آیین‌ها و سنت‌های خود، روز میلاد پیامبر را گرامی می‌دارند؛ پخت شیرینی، نواختن موسیقی،‌ پوشیدن لباس سنتی و... از جمله این آداب و رسوم است.[۲۰]

روز میلاد پیامبر اسلام در بسیاری از کشورها از جمله ایران[۲۱]، هندوستان[۲۲]، پاکستان[۲۳] مصر[۲۴] و...[۲۵] تعطیل رسمی است.

اختلافات: از استحباب تا بدعت

بیشتر مسلمانان از جمله شیعیان و بسیاری از اهل سنت برگزاری جشن‌ها برای میلاد پیامبر را تأیید کرده‌اند. سید ابن طاووس از علمای شیعه در کتاب «إقبال الأعمال» روایتی را نقل می‌کند که روزه گرفتن در روز ولادت پیامبر اسلام، ثواب روزه یک سال را دارد.[۲۶] علمای شیعه علاوه بر روزه، صدقه دادن، زیارت زیارتگاه‌ها[۲۷] انجام امور خیر، شاد کردن مؤمنان و... را در این روز مستحب می‌دانند.[۲۸] در روایات شیعه، نماز خاصی برای روز میلاد پیامبر(ص) نقل شده است.[۲۹]

یوسف قرضاوی از عالمان اهل سنت، با استدلال به آیات قرآن،[۳۰] اصل برگزاری جشن میلاد پیامبر را جائز دانسته است.[۳۱] بیهقی عالم قرن پنجم اهل‌سنت روایتی را نقل کرده که شخصی اعرابی از پیامبر اسلام در مورد روزه دوشنبه سوال می‌کند و حضرت محمد(ص) پاسخ می‌دهد که این، روزی است که من در آن متولد شده‌ام.[۳۲] اهل سنت، سخنرانی در مورد پیامبر(ص)، تلاوت قرآن، صله رحم، هدیه دادن، و اطعام فقراء را برای بزرگداشت پیامبر اسلام در این روز سفارش کرده‌اند.[۳۳]

بدعت بودن جشن میلاد

گروه اندکی از اهل سنت، برگزاری جشن میلاد برای پیامبر اسلام را حرام می‌دانند.[۳۴] عبدالعزیز بن باز از علمای وهابی، جشن گرفتن برای میلاد پیامبر اسلام را بدعت تلقی کرده است.[۳۵] عالمان سلفی، شرکت در این جشن‌ها و حتی نشستن در محل برگزاری جشن و یا خوردن شیرینی‌های آن را حرام می‌دانند.[۳۶]

نویسنده‌ای سلفی معتقد است بسیاری از برگزار کنندگان جشن میلاد پیامبر افرادی فاسق، فاجر و بی‌دین‌ هستند که ربا می‌خورند و در ادای نمازها سستی و کاهلی می‌ورزند، به فحشا و بدی‌ها روی می‌آورند و گناهان بسیار انجام می‌دهند.[۳۷]

عالمان سلفی، برگزاری جشن میلاد پیامبر(ص) را از آن رو بدعت تلقی کرده‌اند که چنین مراسمی توسط پیامبر اسلام، خلفاء و صحابه برگزار نشده است.[۳۵] این حرمت تنها اختصاص به میلاد پیامبر ندارد و تمام مراسم‌ها از جمله مراسم شب‌های ماه رجب، مراسم عید غدیر و... را نیز شامل می‌شود.[۳۸]

دیدگاه بدعت بودن جشن میلاد، مخالفان بسیاری در شیعه و اهل سنت دارد. بسیاری از محققان و نویسندگان معتقدند اگرچه مستقیما در مورد میلاد پیامبر مطلبی در شرع نیامده، اما ادله و آیات بسیاری وجود دارد که برگزاری این جشن را تأیید می‌کند.[۳۹] محققان از مفاهیم کلی قرآنی همچون لزوم مهرورزی به پیامبر(ص)،[۴۰] ضرورت بزرگداشت پیامبر،[۴۱] و ... بر مشروعیت برگزاری جشن میلاد پیامبر استفاده کرده‌اند.[۴۲]

جعفر سبحانی عالم شیعه ، معتقد است برگزاری جشن میلاد پیامبر(ع) ابراز محبت به اوست؛ محبتی که مورد توجه و دستور قرآن نیز قرار گرفته است.[۴۳]

یوسف القرضاوی عالم اهل‌سنت، علاوه بر استناد به آیات قرآن، معتقد است برگزاری مراسم برای میلاد پیامبر و وقایع دیگر اسلامی، در واقع یادآوری نعمت‌هایی است که خداوند به مسلمانان اعطا کرده و این یادآوری، نه تنها بدعت و حرام نیست بلکه مطلوب نیز هست.[۳۰]

طاهر قادری از عالمان اهل سنت، جشن میلاد پیامبر اسلام را غیرمشروع و بدعت نمی‌داند و آن را یک امر جائز و مشروع معرفی می‌کند و معتقد است انجام هر عملی که در شریعت منع نشده و مباح است و تبدیل به فرهنگ جامعه شده و هدف آن نیز اظهار خوشحالی به مناسبت ولادت پیامبر اسلام باشد، هیچ اشکالی ندارد.[۴۴]

نگارخانه

پانویس

منابع

منبع مطلب : fa.wikishia.net

مدیر محترم سایت fa.wikishia.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

تاریخ ولادت رسول خدا؛ ۱۲ یا ۱۷ ربیع الأول؟

تاریخ ولادت رسول خدا؛ ۱۲ یا ۱۷ ربیع الأول؟

به طور اصولی باید گفت که ادیان توحیدی ابراهیمی، ادیانی تقویمی هستند و در این میان، شیعه به طور جدّی‏تر، یک مذهب تقویمی است. این، نکته‏ای است که از آداب و اخلاق مذهبی آن، بویژه بزرگداشت روزها و ایّام، به هر مناسبت، آشکار می‏شود. این توجّه، بسیار قدیمی است و شاهد آن، رساله‏های فراوانی است که در قرن سوم و بعد از آن، تحت عناوین مختلف در این باره نوشته شده است. آثار یاد شده یا شکل انسابی و تاریخی و یا شکل دعایی و زیارتی دارند. عناوینی چون: تاریخ أهل البیت، موالید الائمّة، مسار الشیعة، یا مختصر تواریخ شرعیة[۱] و نظایر آن، عناوینی هستند که در این باره، مورد استفاده قرار گرفته‏اند.[۲] عنوان تاریخ در این موارد، اختصاص به ارائه تاریخ تولّد و وفات و برخی از جزئیات شخصی است.

فهرست بلندی از این قبیل آثار را در مدخل «موالید» از کتاب شریف الذریعة می‏توان ملاحظه کرد. استاد حسینی جلالی نیز در مقدّمه کتاب تاریخ اهل البیت علیهم السلام[۳]، فهرستی از مؤلّفاتی که در موضوع تاریخ اهل بیت علیهم السلام به همین معنای بیان تاریخ ولادت و وفات و برخی جزئیات دیگر نوشته شده، به دست داده است.[۴]

این، جز آن مواردی است که در آثار دعایی شیعه مانند: مصباح المتهجّد، نزهة الزاهد، اقبال و آثار دیگر همین تقویم‏های درج شده و آداب و آثار آن، شرح داده شده است. ابن‌طاووس (م ۶۶۴ ق) کتابی با نام التعریف بالمولد الشریف (در تواریخ پیامبر و اهل بیت علیهم السلام) داشته است که متأسّفانه برجای نمانده است؛ امّا در اقبال، از آن یاد و نقل کرده است.[۵]

در این زمینه، برخی از آثار تقویمی کهنی نیز برجای مانده است که نمونه آن، زیج مفرد، از محمّد بن ایّوب طبری شیعی از قرن پنجم است.

در این آثار، بجز اعیاد رسمی و برجسته، تواریخ مربوط به ولادت و وفات امامان، و برخی از شخصیت‏های محبوب شیعه، مانند: حمزه، جعفر بن ابی طالب، ابو طالب، خدیجه و جز آنان آمده است. در برابر، برای اظهار شادمانی، تواریخ برخی از افراد نامحبوب هم درج شده که از آن جمله، تاریخ سقوط امویان و یا کشته شدن یزید و جز آنهاست.

این نوشته‏ها را باید از آنچه درباره ولادت پیامبر (ص) نوشته شده و بخصوص اهل سنّت از قرن هفتم به بعد در این باره تألیف کردند، جدا کرد. گرچه در این نوشته، اختلاف نظرها در باره تاریخ ولادت پیامبر خدا (ص) آمده است.[۶]

در باره برخی از این تواریخ باید گفت که به شدّت، اختلافی است و این اختلاف، از همان آغاز وجود داشته و امری عادی و طبیعی بوده است. این، در حالی است که علم تاریخْ به معنای اصیل آن،یعنی دانستن تاریخ ولادت و وفات، جزء علوم اصیل عربی و سنّت تاریخ‏نگاری اسلامی از آغاز شکل‏گیری این علم در دنیای اسلام است.

علم اختلاف تواریخ، خود دانشی است که راه‏های خاصی برای تعیین تاریخ درست دارد، هر چند به صورت منظّم و روشمند تاکنون در این باره چیزی نوشته نشده است. این مسئله، درباره راویانْ دنبال شده و به دلیل فواید عملی آن، روی آن، حسّاسیت وجود داشته است. امّا آنچه که در شیعه وجود دارد، اعتبار دادن به این روزها به عنوان روز عید یا سوگ، نکته‏ای است که اهل سنّت برای آن اهمیتی قائل نبودند. برای مثال، دیده نشده است که در قرون نخستین اسلامی، اهمیتی برای روز ولادت پیامبر (ص) قائل باشند. این در حالی است که در میان شیعیان، از کهن‏ترین ایّام، آثاری در این زمینه وجود داشته است.

با این حال، اختلاف نظر میان شیعیان نیز وجود داشته است و راه حل برای عالمان این رشته، بخصوص برای آسان کردن کار مردم آن بوده است که یک تاریخ را براساس روش‏هایی که داشته‏اند و عمدتا بر اساس شهرتی که محصول بررسی علمی و مسائل دیگر بوده است، یک روز را معین می‏کرده‏اند. امّا در بسیاری از موارد، در یک موضوع، تاریخ‏های مختلف ارائه می‏شده، بدون آن که یکی از آنها دقیقا درست دانسته شود.

اختلاف نظر در تواریخ شرعی

اختلاف نظر در تعیین تاریخ برای هر رویدادی وجود دارد و نمونه‏های آن در تواریخ اسلامی و درباره رویدادهای مختلف نیز فراوان است؛ امّا به طور معمول، سه نوع نگاه در تعیین تاریخ‏های شرعی مطرح است.

نخست، نگاه روایی بر اساس نقل‏هایی که رسیده و محدّثان و اخباری‏ها آن را روایت می‏کنند. این افراد به طور معمول، به یک قول از یک معصوم یا یک شخصیت برجسته مذهبی اعتماد می‏کنند.

دوم، نگاه مورّخان که شکل سندی به نقل خود نمی‏دهند و علاوه بر آن، منابع خاص خود را دارند.

سوم، نگاه منجّمان، مانند: سلامی، بتانی، حمزه اصفهانی، بیرونی یا محمّد بن ایّوب طبری که آنان نیز به جز استفاده از نقل‏های مورّخان و احیانا محدّثان، جستجوهای نجومی برای یافتن طالع دارند و این که مثلاً در فلان تاریخ، آیا طالعی برای ظهور شخصیتی که در حد پیامبر خدا(ص) باشد، وجود دارد یا نه؟ در باره بخش اخیر می‏توان به آثار الباقیة بیرونی مراجعه کرد.[۷] هرچه هست، دامنه اختلاف در این باره، زیاد است.

در نگاه اوّل، اختلاف نقل‏ها در باب ولادت پیامبر خدا(ص) قدری شگفت می‏نماید و این شگفتی، وقتی بیشتر می‏شود که به اختلاف درباره تاریخ مبعث، هجرت، و وفات آن حضرت برسیم.

اِربلی در اواخر قرن هفتم، درباره ولادت پیامبر خدا(ص) و با توجّه به اختلاف نظر موجود در آن، به سایر اختلافات هم اشاره کرده، می‏نویسد:

إن اختلافهم فی یوم ولادته سهل؛ إذ لم یکونوا عارفین به، وبما یکون منه، وکانوا اُمیّین لایعرفون ضبط موالید أبنائهم. فأمّا اختلافهم فی موته فعجیب. والأعجب من هذا مع اختلافهم فی الأذان والإقام، بل اختلافهم فی موته أعجب؛ فإن الأذان ربّما ادّعی کل قوم أنهم رووا فیه روای، فأمّا موته فیجب أن یکون معینا معلوما.[۸]

بیرونی درباره اختلاف نظر در باره ولادت پیامبر خدا (ص) با استناد به مآخذ پیشین، جدّی‏تر سخن گفته است. وی می‏نویسد:

ولیس یُعرف من مولده، إلاّ أنّه ولد لیل الاثنین فی ربیع الأوّل؛ فأمّا الیوم من الشهر، فمختلف فیه، کما اختلف فی مبعثه.[۹]

سپس از قول منجّم معروف «ما شاء الله» می‏نویسد که حضرت، روز دوشنبه، روز خور از ماه دَی سال ۴۱ سلطنت انوشیروان، ابتدای ساعت هفتم و در حالی که خورشید در وسط آسمان بوده، به دنیا آمد. بیرونی سخن اخیر ما شاء الله را چنین نقد می‏کند که همه اتفاق دارند که حضرت، شب به دنیا آمده است. بیرونی، سپس از محمّد بن جابر بتانی در کتاب کسوفات نقل کرده است که حضرت، روز دوشنبه، بیست نیسان سال ۸۸۲ اسکندری، به دنیا آمد. سلامی هم در کتاب التاریخ، معتقد است که آن حضرت، شب دوشنبه، دوازدهم رمضان عام الفیل، هنگام طلوع فجر به دنیا آمد. سپس بیرونی می‏نویسد: فأمّا اختلافات فی مَولده فمحتمل، لعدم من کان یضبط امثال ذلک ویحفظه.[۱۰]

رسمی شدن یک تاریخ

در گذر تاریخ، شهرت یک مورّخ و تسلّط او بر دیگران، سبب می‏شد که یک تاریخ، میان عامّه پذیرفته شود؛ چنان که گاه دستگاه حکومت، با به رسمیت شناختن یک تاریخ، این کار را انجام می‏داد.

برای مثال، درباره سیزدهم رجب و تعیین رسمی آن به عنوان روز ولادت امام علی علیه السلام، شاه سلطان حسین اقدام کرد:

پادشاه فرمود که ایشک آقاسی باشی همه علمای اعلام و مدرّسین و متوسّطین را اجتماع فرمودنددر خانه میرزا باقر صدرخاصه و بعد از منازعات، آقا جمال و میرمحمّد باقر ـ سلّمهما الله ـ و قریب هشتاد نفر ترجیح دادند که روز ولادت آن حضرت، سیزدهم رجب است و شیخ الإسلام و پسرش محمّد حسین [تبریزی] و دامادش ملاّ عبد الکریم، هفتم شعبان را روز ولادت آن حضرت گمان کردند و هر کساعتقاد خود را نوشته. محصّل امر مزبور، به نظر اشرف رسانید و این مجمع در شنبه، یازدهم شهر رجب، منعقد شد و پادشاه والاجاه، ترجیح مُجمع علیه داده، سیزدهم را عید قرار داد و شب تا صبح به طریق سایر اعیاد، نوبه را فرو گوفتند و آن روز را مجلس ساختند، و قول هفتم را که از قدما و متأخّرین قائلی نداشت و مستند آن، به غیر حدیثی نبود، اعتبار ننمودند، چنانچه قول به این که ولادت باسعادت، در هفتم ذی حجّه است یا در چهاردهم رمضان است نیز به غیر حدیثی دیگر، سندی نداشت و کسی اعتبار نکرده بود. پس هر سه قول در یک مرتبه است، لهذا ترجیح قول اوّل دادند و این عید از مخترعات شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان است ـ نفعه الله به فی الدارین ـ .[۱۱] سپس نام حاضران از علما را آورده است.

جالب است بدانیم که در باره ولادت رسول خدا (ص)‌ در روز هفدهم و شیوع آن، آقا رضی قزوینی هم همین عقیده را دارد. وی پس از اشاره به عقیده کلینی، با اشاره به این که شیخ مفید در مقنعه، روز هفدهم را پذیرفته است، می‌نویسد: شیخ طوسی به دلیل آن که در این قبیل امور از استادش مفید پیروی می کرد، همان را مطرح کرد و این تاریخ مورد قبول جامعه شیعه قرار گرفته و شیوع یافت به طوری که در بیشتر بلاد عجم نیز در انجام نوافل و ادعیه از همان پیروی می‌کنند. اما آنچه که در مکه و مدینه به طور مستمر از قدیم تاکنون بوده، تاریخ اول بوده است.[۱۲]

داستان اختلاف نظرها در باره تاریخ ولادت رسول الله (ص)

ماجرای تعیین تاریخ ولادت رسول خدا (ص) خود حکایتی است که مروری کوتاه بر آن خواهیم داشت. شروع آن از مرحوم کلینی در کافی است که ولادت رسول خدا(ص)‌ را در ۱۲ ربیع الاول دانسته در حالی که از شیخ مفید به بعد، تاریخ ولادت ۱۷ ربیع عنوان و میان علما پذیرفته شده است. بحث یاد شده ضمن بحث های تقویمی که زمان صفویه در باره نوروز نوشته شد، بار دیگر طرح گردید.

یکی از نخستین مسائل بر اساس گفته کلینی، فاصله میان زمان حمل و ولادت رسول خدا (ص) بود. کلینی گفته است که حمل در ایام تشریق (روزهای ۱۱ ـ ۱۳ ذی حجه) بوده و ولادت در ۱۲ ربیع الاول. این یعنی سه ماه. شهید ثانی در شرح لمعه این مسأله را مورد اشکال قرار داده و با جوابی در این حد که شاید این از ویژگی‌های رسول خدا (ص) بوده به آن پاسخ داده اما افزوده که در منابع، تاکنون چنین ویژگی در باره حضرت، جایی ندیده است.[۱۳] این اشکال و جواب مورد توجه قاضی بن کاشف الدین یزدی (م ۱۰۷۵ در اردبیل) از شاگردان شیخ بهائی (م ۱۰۳۰) صاحب آثار متنوع از جمله جام جهانمای عباسی در باره ویژگی های شراب، قرار گرفته و تلاش کرده است تا با طرح مسأله نسیء آن را پاسخ دهد. وی رساله کوچکی با عنوان رسال فی مولد النبی (ص) ویژه همین موضوع در چهار صفحه نگاشته است.[۱۴]

اما در اصل بحث مولد النبی (ص)‌ و این که روز ۱۲ بوده است یا ۱۷ مفصلترین بحث از آن آقا رضی قزوینی (م ۱۰۹۶) است. نوشته های آقا رضی مورد توجه مرحوم مجلسی قرار گرفته و وی که با آنها موافق نبوده، بدون نام بردن از او، تنها با گفتن «بعض المحققین»‌ به نقد مطالب وی پرداخته است. قزوینی در یکی از مدخلهای لسان الخواص که ویژه بحث از تقویم است، بحثی را در باره مولد النبی، نوروز و تاریخ آن مطرح کرده است. این مدخل ارثماطیقی است که به معنای علم الاعداد است. وی در آنجا بحث‌هایی نیز در باره سال شمسی و قمری و کبیسه و جز آن دارد.

آقارضی ضمن بحث از نظریه کلینی و مفید، دلیل غلبه نظریه شیخ مفید را پیروی شیخ طوسی از او می‌داند که سبب شد این تاریخ در میان شیعه رواج یافته و به خصوص در بلاد عجم انتشار یابد. وی بر این باور است که مبنای عمل مستمر در مکه و مدینه بر اساس همان ۱۲ ربیع است. وی سپس می‌افزاید که من رساله‌ای به فارسی در این باره نوشته‌ام، موضوعی که پیش از من کسی چنین به آن نپرداخته است. من در آنجا دلایل کافی برای اثبات این که عقیده کلینی درست است، اقامه کرده‌ام. سپس خلاصه آن دلایل را آورده است.[۱۵] نسخه‌ای از این رساله به شماره ۱۶۸۷۱ در کتابخانه مجلس با عنوان مولودیه موجود است.

این رساله در اختیار ثق الاسلام تبریزی نیز بوده و از آن در ایضاح الانباء نقل کرده است.  آغاز آن چنین است: «بر ضمیر منیر أذکیاء انصاف پیشه و راست طبعان درست اندیشه عرض می‏کند که مولد ...» وی در بیستم جمادی الثانیه ۱۰۹۲ از تألیف آن فراغت یافته است.[۱۶] نسخه‌ای از این رساله به شماره ۱۶۸۷۱ در کتابخانه مجلس با عنوان مولودیه موجود است و در ادامه متن آن خواهد آمد.

این بحث در اوائل قرن چهاردهم هجری، بار دیگر توسط مرحوم میرزا حسین نوری مطرح شده و او رساله میزان السماء را در این باره نوشت. مرحوم ثقه الاسلام نیز با توجه به نوشته‌های او دیگران، و بر اساس نقدها و مطالبی که در این باره داشته، البته در تأیید روز ۱۷ ربیع، مصمم شده است تا در این باره رساله‌ای بنویسد که همین رساله حاضر است.

همین زمان سید ابراهیم مدرس حسینی اصفهانی نیز رساله ای در مولد النبی (ص) نوشت که آقابزرگ نسخه‌ای از آن را در کتابخانه شیخ الشریعه اصفهانی دیده است. وی می‌افزاید که میرزا محمد مهدی پسر شیخ الشریعه در رساله‌ای که در این باره نوشته ـ بنگرید به ادامه بحث ـ از آن نقل کرده است.[۱۷]

در این زمینه میرزا محمد مهدی فرزند شیخ الشریعه اصفهانی نیز در حالی جوان بود رساله ای با عنوان  إعلام الأعلام بمولد سید الأنام‏ در تعیین تاریخ تولد پیامبر (ص) نوشته است. این رساله تقریر عقیده پدر او یعنی شیخ الشریعه است که با گفته‌های میرزای نوری در میزان السماء موافق نبوده است.

آقابزرگ که با وی محشور بوده است، با اشاره به این که نسخه ای از لسان الخواص قزوینی در اختیار شیخ الشریعه بوده،[۱۸] می‌گوید که به همین دلیل، مرحوم شیخ الشریعه در انجام اعمال مستحبی روز ولادت، احتیاط کرده هم در ۱۲ و هم در ۱۷ آن اعمال را به جای می‌آورد.[۱۹] در میان متأخرین، مرحوم تستری در رساله تواریخ النبی و الال تمایل به ۱۲ ربیع داشت، اما به طور عموم، در میان شیعیان، ولادت همان روز ۱۷ پذیرفته شده است. این در حالی است که از زمان طرح بحث وحدت شیعه و سنی در ایران پس از انقلاب، هفته ای که ۱۲ و ۱۷ در آن است، به عنوان هفته وحدت اعلام شده است. اکنون به بحث اصلی خود باز گردیم.

تواریخ شرعیه در «الکافی»

بدون تردید، کتاب الکافی با توجّه به تاریخ نگارش آن، یکی از کهن‏ترین آثاری است که تواریخ شرعیه مربوط به معصومان علیهم السلام را ثبت کرده است. این، افزون بر مطالبی است که با سند در تاریخ معصومان (ع) دارد و حجم قابل ملاحظه‏ای از صفحات را به خود اختصاص داده است. مقصود ما در این جا، اطّلاعاتی در حد چهار ـ پنج صفحه درباره تاریخ تولّد و وفات معصومان (ع) به علاوه برخی از جزئیات است. حجم این اطلاعات، زیاد نیست؛ امّا آنچه جالب است این که در روال طبیعی اسنادی مانند آنچه در طبیعت کتاب الکافی آمده، نیست. به همین دلیل است که مورد انتقاد میرزا حسین نوری قرار گرفته است. وی می‏نویسد:

شیخ کلینی، اگرچه ثقة الاسلام و فخر شیعه است و کتابش در اعتبار، بی‏نظیر، امّا بر ناقد بصیر، پوشیده نیست که ایشان، در مقام ذکر تاریخ موالید و وفات، معتنی به تحقیق و تمیز صحیح از سقیم نبودند. لهذا با آن اعتنا به ذکر سند در هر خبری،در این جا قناعت کردند. به عبارت بعضی از مورّخان که در نزد ایشان حاضر بود، چه ثمری در معارف حقّه و اخلاق حسنه و اعمال جوارحیه ـ که مرتّب بر معرفت آنها باشد ـ نبود و وضع کتاب برای آن سه فایده جلیله که بحمدالله متکفّل و مغنّی و چون نامش شافی و کافی است و اخبار موجوده در آن معادل، بلکه زیاده از موجود در تمام صحاح ستّه اهل سنّت، و مؤیّد این مطلب، آن که در روز هم به ایشان موافقت کردند که دوشنبهبود.[۲۰]

میرزا حسین نوری، با ارائه نقل‏های فراوانی ـ که نخستین آنها از شیخ مفید است ـ، به نقد نظر کلینی پرداخته و قرن به قرن از این عالمان، از جمله کراجکی، شیخ طوسی، شیخ رضی الدین علی حلّی (در العدد القویّة)، ابن طاووس و عدّه‏ای دیگر، نظر هفدهم را نقل کرده است.[۲۱]

وی پس از نقل اقوالی که به نظر وی، حاوی احادیثی در این باره است، می‏نویسد:

مدّعی تشیّع و متابعت ائمّه شیعه علیهم السلام، با ورود این اخبار معتبره و تصریح اساطین دین، چگونه جرئت بر مخالفت کند و ترجیح قول دیگر دهد؟![۲۲]

از سوی دیگر، با توجّه به حدیثی بودن او و دقّت وی در اسناد، انتظار آن می‏رود که گرچه سند این قبیل عبارات را نیاورده است، امّا آنها را بر اساس اسناد اختصاصی خود و همین طور با توجّه به آنچه در میان شیعیان شهرت داشته، تنظیم کرده باشد.

اطلاعات کلینی درباره تاریخ معصومان (ع) بیش از همه درباره پیامبر (ص) است که جزئیاتی را ارائه کرده است. متن آن چنین است:

وُلِدَ النَّبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم لاِثْنَتَیْ عَشْرَةَ لَیْلَةً مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَبیعٍ الْأوَّلِ فِی عَامِ الْفِیلِ یَوْمَ الْجـُمُعَةِ مَعَ الزَّوَالِ وَرُوِیَ أیْضا عِنْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ قَبْلَ أنْ یُبْعَثَ بأرْبَعِینَ سَنَةً وَحَمَلَتْ بهِ أُمُّهُ فِی أیَّامِ التَّشْرِیقِ عِنْدَ الْجـَمْرَةِ الْوُسْطَی وَکَانَتْ فِی مَنْزلِ عَبْدالله بْنِ عَبْد الْمـُطَّلِب وَوَلَدَتْهُ فِی شعْب أبی طَالِبٍ فِی دَارِ مُحَمَّد بْنِ یُوسُفَ فِی الزَّاوِیَةِ الْقُصْوَی عَنْ یَسَارِکَ وَأنْتَ دَاخِلُ الدَّارِ وَقَدْ أَخْرَجَتِ الْخـَیْزُرَانُ ذَلِکَ الْبَیْتَ فَصَیَّرتَهُ مَسْجِدا یُصَلِّی النَّاسُ فِیهِ وَبَقِیَ بمَکَّةَ بَعْدَ مَبْعَثِهِ ثَلاَثَ عَشْرَةَ سَنَةً ثُمَّ هَاجَرَ إِلَی الْمـَدینَةِ وَمَکَثَ بهَا عَشْرَ سنِینَ ثُمَّ قُبضَ علیه السلام لاِثْنَتَیْ عَشْرَةَ لَیْلَةً مَضَتْ مِنْ رَبیعٍ الْأَوَّلِ یَوْمَ الاْءِثْنَیْنِ وَهُوَ ابْنُ ثَلاَثٍ وَستِّینَ سَنَةً وَتُوُفِّیَ أبُوهُ عَبْدُ الله بْنُ عَبْد الْمـُطَّلِب بالْمـَدینَةِ عِنْدَ أخْوَالِهِ وَهُوَ ابْنُ شَهْرَیْنِ وَمَاتَتْ اُمُّهُ آمِنَةُ بنْتُ وَهْب بْنِ عَبْد مَنَافِ بْنِ زُهْرَةَ بْنِ کِلَاب بْنِ مُرَّةَ بْنِ کَعْب بْنِ لُؤَیِّ بْنِ غَالِبٍ وَهُوَ علیه السلام ابْنُ أرْبَعِ سنِینَ وَمَاتَ عَبْدُ الْمـُطَّلِب وَلِنَّبیِّ صلی الله علیه وآله نَحْوُ ثُمَانِ سنِینَ وَتَزَوَّجَ خَدیجَةَ وَهُوَ ابْنُ بضْعٍ وَعِشْرِینَ سَنَةً فَوُلِدَ لَهُ مِنْهَا قَبْلَ مَبْعَثِهِ علیه السلام الْقَاسمُ وَرُقَیَّةُ وَزَیْنَبُ واُمُّ کُلْثُومٍ ووُلِدَ لَهُ بَعْدَ الْمـَبْعَثِ الطَّیِّبُ وَالطَّاهِرُ وَفَاطِمَة علیها السلام وَرُوِیَ أیْضا أنَّهُ لَمْ یُولَدْ بَعْدَ الْمـَبْعَثِ إلَّا فَاطِمَةُ علیها السلام وَأنَّ الطَّیِّبَ وَالطَّاهِرَ وُلِدَا قَبْلَ مَبْعَثِهِ وَمَاتَتْ خَدیجَةُ علیها السلام حِینَ خَرَجَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وآله مِنَ الشِّعْب وَکَانَ ذَلِکَ قَبْلَ الْهِجْرَةِ بسَنَةٍ وَمَاتَ أبُو طَالِبٍ بَعْدَ مَوْتِ خَدیجَةَ بسَنَةٍ فَلَمَّا فَقَدَهُمَا رَسُولُ الله صلی الله علیه وآله شَنَأ الْمـُقَامَ بمَکَّةَ وَدَخَلَهُ حُزْنٌ شَدیدٌ وَشَکَا ذَلِکَ إِلَی جَبْرَئِیلَ علیه السلام فَأوْحَی الله تَعَالَی إلَیْهِ اخْرُجْ مِنَ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أهْلُهَا فَلَیْسَ لَکَ بمَکَّةَ نَاصِرٌ بَعْدَ أبی طَالِبٍ وَأمَرَهُ بالْهِجْرَةِ.[۲۳]

این عقیده کلینی، با آنچه که شیعیان در طول تاریخ به روز ولادت پیامبر خدا (ص) پذیرفته‏اند، متفاوت است. یک پرسش مهم این است که شیخ کلینی این متن را از کجا گرفته است؟‌ آیا اصل آن حدیث معصوم بوده یا آن که از روی یک متن تاریخی برداشته است. آنچه عجالتا می‌توان گفت شباهت اندکی است که میان آن و عبارتی برگرفته از زبیر بن بکار در باره مولد النبی (ص) است که در  البدایة و النهایه ابن کثیر و امتاع الاسماع مقریزی آمده است. ماجرا حمل آمنه به پیامبر در ایام تشریق به خصوص در آن متن قید شده و محل تولد نیز آمده است.[۲۴] نقل ابن کثیر از زبیر بن بکار شبیه‌تر از عبارت مقریزی به نقل کافی است. ابن کثیر می نویسد:

قال الزبیر بن بکار: حملت به أمه فی أیام التشریق فی شعب أبی طالب عند الجمرة الوسطی. و ولد بمکة بالدار المعروفة بمحمد بن یوسف أخی الحجاج بن یوسف لثنتی عشرة لیلة خلت من شهر رمضان.[۲۵]

با این عبارت، تقریبا می‌توان اطمینان یافت که شباهتی در حد آن که اظهار کنیم منبع کلینی عبارت زبیر بن بکار یا منبع مشترکی برای هر دو بوده، وجود دارد.

از آنچه شیخ مفید در مسار الشیعة اظهار کرده تا زمان ابن طاووس، بر اساس آنچه در اقبال آورده،[۲۶] سیره پذیرفته شده میان شیعه، تعظیم و بزرگداشت روز هفدهم ربیع الأوّل بوده است. با این حال، بررسی این مسئله، بر اساس روایات و نقل‏ها، خالی از فایده نخواهد بود.

دیدگاه‏های موجود درباره تاریخ ولادت پیامبر خدا  (ص)

درباره تاریخ ولادت پیامبر۶، دو دیدگاه اصلی و چند دیدگاه فرعی وجود دارد که بر هر یک، مرور کرده و شواهد موجود در منابع و معتقدان به هر نظر را مرور می‏کنیم:

الف ـ دوازدهم ربیع الأوّل

این نظریه مشهور میان اهل سنّت است که شاید کهن‏ترین نص آن، مربوط به ابن اسحاق است که آرای او در بسیاری از اخبار سیره، رسمیت یافته‏اند. عبارت ابن اسحاق، این است:

قال ابن إسحاق: وُلد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم یوم الاثنین، لاثنتی عشرة لیلة خلت من شهر ربیع الأوّل، عام الفیل.[۲۷]

در میان شیعیان، ثقة الاسلام کلینی (م ۳۲۹ ق) به این نقل باور دارد و اخبار دیگری هم دال بر آن در میان برخی از کتاب‏های شیعی وجود دارد. در اثبات الوصیة هم ـ که منتسب به مسعودی است ـ ، روز ولادت پیامبر (ص) را ابتدا دوم ربیع الأوّل و پس از آن روز جمعه، دوازدهم ربیع الأوّل دانسته و آن را اصحّ می‏داند.[۲۸] در زیج مفرد، اثر ابو جعفر محمّد بن ایّوب طبری شیعی (زنده در ربع اخیر سده پنجم)، ولادت پیامبر خدا (ص) در روز دوازده ربیع الأوّل، درج شده است.[۲۹]

بنا بر این، سخن علاّمه مجلسی، دایر بر این که عقیده به روز دوازدهم، در میان شیعیان، صرفاً از کلینی است،[۳۰] قابل قبول نیست؛ زیرا روایاتی در برخی از منابع شیعه، در تأیید این نظر آمده است.

ابان بن عثمان احمر (م حدود ۱۷۰ ق) روایتی در باره داستان ولادت پیامبر خدا (ص) نقل کرده و ضمن آن، روز دوازدهم ربیع الأوّل را روز ولادت ایشان دانسته است:[۳۱]

عن علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر عن أبان بن عثمان رفعه بإسناده، قال: لمّا بلغ عبد الله بن عبدالمطلّب (إلی أن قال) فولد رسول الله صلی الله علیه وآله عام الفیل لاثنتی عشرة لیلة مضت من ربیع الأوّل یوم الاثنین....[۳۲]

در بحار الأنوار، به نقل از موالید الأئمّة (که در جایی، آن را ا

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب