نخستین زنی که در کربلا به شهادت رسید



نخستین زنی که در کربلا به شهادت رسید را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

مشرق نیوز

مشرق نیوز

در قصه عاشورا کنار همه شهدایی که از کربلا می‌شناسیم و در ماتم و عزاداری‌هایمان پای روضه‌ها برایشان اشک ریخته‌ایم؛ گوشه و کنار داستان کربلا می‌شود، آدم‌هایی را پیدا کرد که قصه نبرد و هم رکابی‌شان با سیدالشهدا (علیه السلام) کمتر به گوشمان رسیده، آنهایی که صدای هل من ناصر ینصرنی امامشان را شنیده‌اند و داستان زندگی‌شان را با شهادت تمام کرده‌اند.

روایت عاشورا همیشه روایت نبردهای مردانه بوده. اما شاید کمتر کسی شنیده باشد که میان همه جنگاوری‌ها و مبارزه‌های مردانه در میدان بشود روایت زنانه‌ای از جنگیدن برای سپاه امام حسین (علیه السلام) را هم پیدا کرد. هانیه یا همان «ام وهب بنت عبد» در میان شخصیت‌های کربلا به عنوان تنها زن شهید این روز به شمار می‌رود. او نوعروس «وهب بن عبدالله کلبی» بود؛ مسیحی تازه مسلمان شده‌ای که در واقعه عاشورا حدود هفده روز از ازدواجشان نگذشته بود.

می‌گویند در کربلا تنها سه زن به میدان رزم رفتند، «بحریه بنت مسعود خزرجی»، «مادر وهب بن عبدالله کلبی» و هانیه همسر وهب. به دستور امام دو نفر از این سه نفر از میدان خارج شدند، اما هانیه به شهادت رسید.

ماجرای شهادت این تازه عروس از جایی شروع شد که در روز عاشورا وقتی همسرش به میدان رفت، هانیه هم عمودی آهنین برداشت تا در کنار وهب بجنگد. وهب با دیدن او در میدان جنگ از او خواست تا نزد زنان سپاه برگردد. اما ام وهب در جواب این درخواست گفت: «تو را رها نمی‌کنم تا آنکه در کنار تو و همراه تو بمیرم.»

هانیه در بازگشت عبدالله از میدان، در حالی که انگشتان دست شوهرش قطع شده بود خطاب به وهب گفت: «عبدالله! عزیزم! میثاق را فراموش نکن!» اما وهب در محاصره اشقیا گیر افتاد و دست راستش قطع شد.

هانیه عمودی از خیمه برداشت و به میدان نبرد رفت، او درست لحظه‌ای به بالین همسرش رسید که دست و پاهای او در جنگ قطع شده بود. هانیه وقتی صورت خونین شوهرش را کنار زد و پیشانی مردانه‌اش را بوسید، تازه دامادش را تحسین کرد و خطاب به او گفت: «پدر و مادرم فدایت باد که از پاکان و ذریّه پیامبر دفاع کردی. بهشت گوارای وجودت! از خدا بخواه مرا نیز با تو هم‌سفر کند.»

در این بین عمرسعد، سردار سپاه دشمن که از رجز و حرف‌های هانیه به هراس افتاده بود و نگران تأثیرگذاری این صحنه و حرف‌های همسر وهب برلشکریانش شده بود، به شمر دستور داد تا این دختر ۱۸ ساله را به شهادت برسانند. وقتی که عمو آهنین بر سر ام‌وهب نشست، لحظه‌ای بعد هانیه در کنار پیکر همسرش به شهادت رسید.

منبع مطلب : www.mashreghnews.ir

مدیر محترم سایت www.mashreghnews.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

اولین بانوی شهید کربلا چگونه به شهادت رسید؟

ام وهب همسر عبدالله بن عمیر کلبی، از طایفه «بنی علیم» و از قبیله «نمربن قاسط» و در کوفه ساکن بود. آن زمانکه همسرش عبدالله تصمیم گرفت تا برای یاری حسین بن علی (ع) از کوفه خارج شود، ام وهب به اصرار خود همراه شوهرش از کوفه بیرون آمد و در کربلا، ظاهرا «شب هشتم محرم» به امام حسین(ع) ملحق شد. او در جریان قیام حسینی و حماسه عاشورا شوهرش را همراهی کرد و روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت، او نیز به میدان شتافت تا یاریش کند، میله ای آهنین به دست گرفت و به طرف شوهرش رفت و گفت «خاندان من به فدایت! برای این فرزند پاک رسول خدا بجنگ و از او دفاع کن!» شوهرش عبدالله خواست او را از میدان بازگرداند ولی ام وهب که شوری در دلش افتاده بود و نمی توانست میدان را ترک کند، به شوهرش گفت «من هرگز تو را رها نمی کنم. دوست دارم با تو بمیرم» اما امام حسین (ع)شخصا مانع او شد و فرمود «بر زنان جهاد واجب نیست. خدا تو را رحمت کند»، از او تشکر فرمود و او را بازگرداند.

بعد از شهادت عبدالله، ام وهب از خیمه بیرون دوید و خودش را به بالین او رساند و در حالی که خاک و خون را از صورت همسرش پاک می کرد، گفت «هنیئا لک الجنه، اسئل الله الذی رزقک الجنه؛ بهشت بر تو گوارا باد، از خدایی که بهشت را به تو ارزانی کرد می خواهم که مرا هم در آنجا همنشین تو کند». در این هنگام شمر بن ذی الجوشن به یکی از غلامانش به نام "رستم" دستور داد با گرزی به ام وهب حمله کند. رستم گرز را به سر ام وهب کوبید و ام وهب در همان جا به شهادت رسید و جسدش کنار پیکر همسرش بر خاک افتاد. (بعضی از کتاب های تاریخی و مقاتل زنی را که در کربلا به شهادت رسیده همسر وهب دانسته اند اما بررسی ها بیشتر نشان می دهد که این زن، چنان که گفتیم، همسر عبدالله بن عمیر کلبی (ابو وهب) و مادر وهب بوده است. شاید دلیل این اشتباه تاریخی تبدیل "ابووهب" به "وهب" در گذر زمان بوده است).

/30362

منبع مطلب : www.khabaronline.ir

مدیر محترم سایت www.khabaronline.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.
اندروید
اندروید

قدس آنلاین

قدس آنلاین

 در تاريخ آمده است كه امام حسين (علیه السلام) هنگام حركت به سوي كوفه به سرزمين ثعلبيه رسيد و براساس كرامت و بزرگواري خود از اهل خيمه سراغي گرفت. ام وهب از بي آبي و مشكلات آن گفت و امام (عليه السلام) كه مصداق بارز «وعادتكم الاحسان و سجيتكم الكريم » بود یعنی عادت شما نيكي و احسان و فطرت شما كرم و بخشش است، با نيزه خود قسمتي از خاك زمين را كنار زد ناگهان آب از دل زمين جوشيد و در پايان امام (عليه السلام) به ام وهب فرمود: و اگر پسرت آمد به او بگو اگر بخواهد مي تواند ما را ياري كند.
وهب هنگام بازگشت، با ديدن كرامت پسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مشتاق ديدار ايشان شد و با مادر و نوعروس خود نزد امام حسين (علیه السلام) رفته و به اسلام گرويدند.

وهب پسر عبدالله روز عاشورا همراه مادر و همسرش در ميان لشكر امام حسين (عليه السلام) بود. روز عاشورا مادرش به او گفت: فرزند عزيزم؛ به يارى فرزند رسول خدا قيام كن .
وهب در پاسخ گفت : اطاعت مى كنم و كوتاهى نخواهم كرد. سپس به سوى ميدان حركت كرد.
در ميدان جنگ پس از آنكه رجز خواند و خود را معرفى نمود به دشمن حمله كرد و سخت جنگيد. بعد از آنكه عده اى را كشت به جانب مادر و همسرش برگشت. در مقابل مادر ايستاد و گفت :
اى مادر؛ اكنون از من راضى شدى؟
مادرش گفت: من از تو راضى نمى شوم، مگر اينكه در پيش روى امام حسين (عليه السلام) كشته شوى .
همسر وهب گفت: تو را به خدا سوگند؛ كه مرا در مصيبت خود داغدار منما.
مادر وهب گفت: فرزندم؛ گوش به سخن اين زن مده. به سوى ميدان حركت كن و در پيش روى فرزند پيغمبر (صلى الله عليه و آله) بجنگ تا شهيد شوى تا فرداى قيامت براى تو شفاعت نمايد.
وهب به ميدان كارزار برگشت و رجز مى خواند و با تمام قدرت مى جنگيد تا اينكه نوزده نفر سوار و بيست نفر پياده از لشكر دشمن را به قتل رساند. سپس دستهايش قطع شد. در اين وقت همسرش ‍ عمود خيمه را گرفت و به سوى وهب شتافت در حالى كه مى گفت: اى وهب؛ پدر و مادرم فداى تو باد. تا مى توانى در راه پاكان و خاندان پيامبر بجنگ .
وهب خواست كه همسرش را به سراپرده زنان بازگرداند. همسرش دامن وهب را گرفت و گفت: من هرگز باز نمى گردم تا اينكه با تو كشته شوم .
امام حسين (عليه السلام) كه اين منظره را مشاهده كرد، به آن زن فرمود: خداوند جزاى خير به شما دهد و تو را رحمت كند. به سوى زنان برگرد. زن برگشت سپس وهب به جنگ ادامه داد تا شهيد شد.

 همسر وهب پس از شهادت او بى تابانه به ميدان دويد و خون هاى صورت وهب را پاك مى كرد كه چشم شمر به آن بانوى با وفا افتاد و به غلام خود دستور داد تا با عمودى كه در دست داشت بر او زد و شهيدش نمود و در پی آن اين زن اولين بانويى بود كه در لشكر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا به فیض شهادت نائل شد.

منابع:

1- علامه مجلسی. بحارالانوار، ج45: 16.

2-ناصري، محمود. داستانهاي بحار الانوار، ج2: 78-79.

3-جاویدی، فهیمه. زنان شهیده در واقعه کربلا. مدرسه علمیه الزهرا شیراز.

منبع مطلب : qudsonline.ir

مدیر محترم سایت qudsonline.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب