ابوعلی بلعمی در چه قرنی می زیست



ابوعلی بلعمی در چه قرنی می زیست را از سایت پست روزانه دریافت کنید.

ابوعلی بلعمی

ابوعلی بلعمی (متوفی حدود 383)، مورخ و ادیب ایرانی است که وزارت عبدالملک بن نوح و منصور بن نوح از پادشاهان سامانی را بر عهده داشت و به دستور منصور بن نوح «تاریخ طبری» را از عربی به فارسی ترجمه کرد. بلعمی در این ترجمه بسیاری از موارد «تاریخ طبری» را تلخیص کرده و در موارد بسیاری از منابع دیگری استفاده کرد به گونه ای که کتاب او حکم تألیف جدیدی را پیدا کرده است.

ولادت

محمد بن محمد بن عبیدالله التمیمی البلعمی معروف به ابوعلی بلعمی در بخارا تولد یافت. در ارتباط با دوران کودکی و ایام ابتدایی زندگی­ اش اطلاع چندانی در دست نیست. وی فرزند بلعمی بزرگ، ابوالفضل محمد بن عبیدالله بلعمی (م 329) است.[۱] که از وزیران سامانیان است

علت شهرت او به بلعمی به خاطر انتساب او و نیاکان وی به بلعمان از قراء مرو بود.

دوران وزارت

ابوعلی نخستین بار در 349 هجری به جای ابومنصور یوسف بن اسحاق به وزارت عبدالملک بن نوح رسید. برکناری ابومنصور و سپرده شدن وزارت به ابوعلی با پشتیبانی آلپ تَکین (متوفی حدود 359) که فرمانده خراسان بود صورت گرفت و همین کار اتحاد و دوستی بیشتری بین ابوعلی و آلپ تکین برقرار کرد، و او حامی ابوعلی شد و این دو بر آن شدند که هیچ کاری بی رایزنی یکدیگر انجام ندهند.[۲]

ابوعلی پس از عبدالملک بن نوح وزیر منصور بن نوح سامانی شد اما مدت وزارت او در دربار منصور روشن نیست. و در این دوره وزارت، گاه از آنِ ابوعلی و زمانی در دست ابوجعفر عتبی بوده است.[۲]

ابوعلی بلعمی و ترجمه تاریخ طبری

ابوعلی بلعمی همانند پدرش در نشر زبان فارسی تاثیر بسیار گذاشت و با ادیبان آن دوره از جمله ابوبکر خوارزمی (م383 یا 390) دوستی و مکاتبه داشت.[۲]

یکی از کارهای باارزش و ماندگار ابوعلی بلعمی، ترجمه و تلخیص تاریخ الرسل والملوک یا تاریخ طبری به دستور منصور بن نوح سامانی بود. او این کار را در سال 352 انجام داد که هنوز نیم قرن از وفات طبری نگذشته بود.[۳]

این ترجمه که شامل تمام تاریخ طبری است، ترجمه صرف و بدون تغییر این کتاب نیست. تفاوت کار بلعمی با طبری در این است که بلعمی نام روات و اسناد را حذف کرده و از ذکر روایات مختلف در یک مورد که در اصل عربی ذکر شده، پرهیز کرده است. او از اختلاف روایت­ های بر یک روایت که در نزد مولف یا مترجم مرجح به نظر رسیده، اکتفا جسته است و هر جا روایتی ناقص یافته آن را از مآخذ دیگر و در متن کتاب نقل کرده است و اشاره نموده که محمد بن جریر طبری این روایت را نیاورده است.[۴]

سید ابوالقاسم فروزانی می­ نویسد: «از آنجا که ترجمه ­ای که بلعمی از کتاب تاریخ الرسل والملوک به عمل آورده با حذف اسناد طولانی و نیز روایات متعدد در باب حادثه واحد همراه بوده و نیز در بعضی موارد به خصوص در مورد تاریخ باستانی ایران نکته ­هایی در بردارد که در اصل کتاب تاریخ طبری نیست، می توان این ترجمه را که به تاریخ بلعمی معروف است کتاب تاریخ مستقلی به شمار آورد و قدیمی­ترین تاریخ عمومی فارسی دانست.[۵] اثر بلعمی علاوه بر اضافاتی که درباره پیدایش جهان و عقاید ایرانیان در باب آغاز آفرینش آدم علیه السلام و... دارد، حوادث را تا سال 355 هجری ذکر کرده است در حالی که در تاریخ طبری حوادث تنها تا سال 302 آمده است بنابراین این بخش، پیوستی بر تاریخ طبری محسوب می­شود.

ترجمه تاریخ طبری که برخی نام آن را «تاریخنامه طبری» خوانده­ اند، ماخذ و مرجع بسیاری از ترجمه­ های دیگر؛ مانند ترجمه ترکی شده است. زیرا به واسطه اطناب و تفصیل تاریخ طبری و زیادی حجم آن و اختصار و شیوایی ترجمه بلعمی مورد توجه قرار گرفته است.[۶]

برخی معتقدند ترجمه تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی شخصا صورت نگرفته، بلکه این ترجمه توسط دبیران وی انجام گرفته است. محمد روشن مصحح تاریخ ­نامه طبری می­ نویسد: «ابوعلی بلعمی از پایه و مایه دانش، بهره چندانی نداشته و در این کار واسطه­‌ای بیش نبوده و ترجمه ناب این اثر توسط دبیران و منشیان دانشمند و گمنام دیوان سامانیان انجام شده است.».[۷] اما برخی معتقدند برای این ادعا دلیل کافی در دست نیست.[۸]

در ارتباط با نام این کتاب نیز باید گفت برخی نام تاریخ بلعمی[۹] را برای این اثر مورد استفاده قرار می­دهند. اما برخی نام «ترجمه تاریخ طبری»[۱۰] و یا «تاریخنامه طبری» را درست می­‌دانند. مصحح این اثر در مقدمه آن، ذکر عنوان «تاریخ بلعمی» را برای این کتاب نادرست شمرده است. ایشان آورده است: «سپاس خدای را که تاریخنامه طبری که به نادرست در پاره ­ای از نگاشته­ های پارسی «تاریخ بلعمی» خوانده شده است... به انجام رسید».[۱۱]

وفات

تاریخ مرگ بلعمی چندان روشن نیست . گردیزی در کتاب زین الاخبار آن را در 363 ضبط کرده است که ظاهراً درست نیست ، چون عتبی در تاریخ یمینی ذیل رویدادهای 383 از ابوعلی یاد کرده است. بنابراین، مرگ بلعمی باید در این سال یا پس از آن روی داده باشد.[۲]

پانویس


منابع

منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

تاریخ بلعمی

تاریخ بلعمی

تاریخ بلعمی یا تاریخ‌نامه ترجمه‌ای است که ابوعلی محمد بن محمد بلعمی از کتاب تاریخ پیامبران و پادشاهان یا همان تاریخ طبری مشهور نوشتهٔ محمد جریر طبری ترتیب داده‌است. تاریخ آغاز ترجمه ۳۵۲ قمری/۳۴۲ خورشیدی بوده‌است. تاریخ طبری، تاریخ جهان از ابتدای آفرینش آدم تا آغاز سده چهارم هجری را به تفضیل بیان کرده‌است و تاریخ بلعمی، ترجمهٔ آزاد فارسی این کتاب به‌طور مختصر است.

با توجه به تاریخ نوشته شدن این کتاب، می‌توان آن را پس از شاهنامه ابومنصوری، قدیمی‌ترین نثر فارسی دری دانست.[۱][نیازمند منبع]

نثر کتاب[ویرایش]

تاریخ بلعمی از کهن‌ترین نمونه‌های نثر پارسی است که همینک موجود است. شمار واژه‌های تازی در آن بسیار اندک است و سبک نثر آن بسیار ساده است و از واژه‌های دشوار و شعری در آن استفاده نشده‌است. همچنین به مانند زبان پهلوی، جمله‌های آن کوتاه است و نمونه‌هایی از تکرار فعل در آن به چشم می‌خورد. این از ویژگیهای بارز نثر مرسل سامانی‌است که نثر بلعمی نمایندهٔ آن است و نوشته‌های دوران ساسانی و حتی سنگ‌نبشته‌های دوره هخامنشی را به یاد می‌آورد.

سبک نگارش این کتاب هرچند که تا اندازه‌ای زیر تأثیر ترجمهٔ متن عربی است که خواه‌ناخواه در طرز اسلوب فارسی تأثیرگذار بوده‌است، اما برگردان کوشش کرده‌است که به جای واژگان عربی از واژه های فارسی بهره جوید و اسلوب فارسی را از دست ندهد. به همین خاطر این کتاب از کتابهای تاریخ بیهقی و کلیله و دمنه نصرالله منشی فارسی‌تر، ولی از مقدمهٔ شاهنامه ابومنصوری عربی‌تر است.

چنین به نظر می‌رسد که این کتاب در زمان خود طوری ساده و قابل فهم بوده‌است که حتی افراد کم‌سواد هم قادر به خواندن آن بوده‌اند. در این کتاب بسیاری از واژگان کهن پارسی یافت می‌شود که اکنون از یاد رفته‌اند، مانند ایدون (چنین)، ایدر (اینجا)، مهتر (بزرگتر)، کهتر (کوچکتر)، پرگست (هرگز، مبادا) و …

بلعمی سعی داشته‌است که نثری ساده و روشن را به کارگیرد و از واژه‌های شعری و کلمه‌های ناآشنا دوری کند و اگر برخی واژه‌ها امروزه سخت و عجیب جلوه می‌کنند به دلیل گذشت زمان و منسوخ شدن این واژگان است. معمولاً پادشاهان علاقه به کتابهایی با نثر ساده و روشن داشته‌اند و یک دلیل سادگی نثر کتاب را همین موضوع می‌توان دانست؛ چون ابوعلی بلعمی این کتاب را به دستور منصور بن نوح سامانی به فارسی برگردانده است.

نسخه‌های کتاب[ویرایش]

از کتاب تاریخ بلعمی نسخه‌های متعددی در کتابخانه‌های ایران، اروپا، ترکیه و هندوستان وجود دارد. اما در میان این نسخه‌ها، نسخه‌ای اصل و بدون اشکال وجود ندارد و قدیمی‌ترین این نُسَخ احتمالاً متعلق به سده هفتم هجری است که دستکم سه سده با تاریخ نگارش کتاب فاصله دارد و البته در تصحیح تاریخ بلعمی به عنوان اصل و متن قرار گرفته‌است.

میان نسخه‌های موجود تاریخ بلعمی تفاوت‌های بسیاری موجود است که ناشی از گذشت زمان و دستبرد ناسخان - از روی سهو و عمد - است.

چگونگی ترجمه کتاب[ویرایش]

ابوعلی بلعمی کتاب تاریخ طبری را به دستور منصور بن نوح سامانی به فارسی ترجمه کرده‌است. خود او در اینباره می‌گوید:

«بدانکه این تاریخ‌نامه بزرگست گردآورده ابی‌جعفر محمد بن جریر یزید الطبری رحمه‌اللّه که ملک خراسان - ابوصالح بن نوح - فرمان داد دستور خویش را ابوعلی محمد بن محمد البلعمی را که این تاریخ‌نامه را که از آن پسر جریر است پارسی گردان هرچه نیکوتر، چنان‌که اندر وی نقصانی نباشد. پس گوید چون اندر وی نگاه کردم و بدیدم اندر وی علمهای بسیار، پس رنج بردم و جهد و ستم بر خویش نهادم و این را پارسی گردانیدم به نیروی ایزد عزوجل»[۲]

صاحب مجمل‌التواریخ و القصص دربارهٔ تاریخ آغاز این ترجمه می‌گوید: «کتاب تواریخ محمد بن جریر الطبری رحمه‌اللّه علیه که از تازی به پارسی کرده است ابوعلی محمد بن محمد الوزیر البلعمی به فرمان امیر منصور ابن نوح السامانی که بر زبان ابی‌الحسن الفایق الخاصه پیغام داد در سنهٔ اثنی و خمسین و ثلاث مائه»[۳] یعنی از سال ۳۵۲ قمری/۳۴۲ خورشیدی ترجمه این کتاب آغاز شده‌است.

تصحیح کتاب[ویرایش]

تاریخ بلعمی را محمدتقی بهار برای تصحیح به دست گرفت و کار را به پایان برد، اما چاپ آن در زمان زندگی او انجام نشد، تا اینکه محمد پروین گنابادی در سال ۱۳۴۱ آن را پس از مقابله با چند نسخهٔ دیگر منتشر کرد و علاوه بر آن مقدمهٔ مفصلی در شرح نسخه‌ها و شرح حال طبری و بلعمی و ویژگی‌های صرفی، زبانی و واژگانی کتاب منتشر ساخت.

جلد اول ۹۳ صفحه مقدمه و ۶۳۸ صفحه متن کتاب را دربردارد.

آغاز کتاب[ویرایش]

بسم اللّه الرحمن الرحیم

سپاس و آفرین مر خدای کامران و کامکار و آفرینندهٔ زمین و آسمان را آنکش نه همتا و نه انباز و نه دستور و نه زن و نه فرزند، همیشه بود و همیشه باشد و بر هستی او نشان آفرینش پیداست، آسمان و زمین و شب و روز و آنچه بدو اندرست.

و چون به خرد نگاه کنی بدانی که آفرینش او بر هستی او گواست و سپاس وی بر بندگان وی پیداست و نعمتهای او بر بندگان وی گستریدست. سپاس داریم آن خدای را برین نکویی‌ها که با بندگان خویش کرده‌است و درود بر محمد پیغامبر بهترین جهان و گزین پیغامبران و نازنین همهٔ فرزندان آدم و شفاعت‌خواه بندگان به روز بزرگ؛ بر وی باد و بر خاندان وی آن گزیدگان و پسندیدگان…[۴]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

یون شیان : ممنون از اطلاعاتتان ♥️ اما یه مشکل داره زیاده و بچه ها از خواندنش خسته می‌شوند و اگر این سایت رو بتونید تستی کنید عالی میشه ????

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب